خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 06:05کد خبر27162

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. صدام در نطق خود به مناسبت روز تأسیس ارتش عراق، از اعراب براى مقابله با ایران، کمک خواسته است. در جلسه علنى سه دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. آقاى ربانى املشى آمد. مطالب زیادى گفت؛ اعصاب شان ناراحت

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. صدام در نطق خود به مناسبت روز تأسیس ارتش عراق، از اعراب براى مقابله با ایران، کمک خواسته است. در جلسه علنى سه دستور انجام شد.

بعد از تنفس، به دفترم آمدم. آقاى ربانى املشى آمد. مطالب زیادى گفت؛ اعصاب شان ناراحت است و کسالت دارد. تأکید کردم که به مسافرت بروند. از من، براى تقویت پیشنهادى که جمعى از آقایان روحانیون به امام داده اند و امام آن را رد کرده اند، کمک خواست. نظرشان این است که امام، گروهى را معین کند که هدایت کشور را به عنوان مشاور امام یا شوراى عالى تصمیم گیرى در امور کلى و سیاست هاى عمومى به عهده بگیرند.

آقاى مهندس شیرى مدیرعامل [شرکت ملى صنایع] مس سرچشمه و محسن-عموزاده- آمدند. گزارش وضع مجتمع را دادند که ممکن است با فروش محصولات، مخارج خودش را تأمین کنند. از افراط کارى هاى انجمن اسلامى مس سرچشمه، شاکى اند. به نظرم [مهندس شیرى]، مدیر لایقى آمد. شوراى حزب [جمهورى اسلامى] واحد مجلس، جلسه داشت.

عصر، آقاى دکتر [عبدالله] جاسبى آمد. گزارش کار دانشگاه آزاد اسلامى را داد. دانشگاه، بحمدالله به سرعت توسعه مى یابد. گروهى از حزب، با فرماندهان سپاه مرکز آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم.

شوراى عالى انقلاب فرهنگى، جلسه داشت. بیشتر درباره گزینش بحث شد. شوراى مرکزى [جامعه] روحانیت مبارز [تهران]، جلسه داشت. بحث مالیات بود و نظر امام را گفتم. قرار شد آقاى امامى کاشانى با توجه به نظر صریح امام، اظهارات گذشته را در مصاحبه آینده اصلاح کند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا