خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:04کد خبر27197

بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. دو سه دستور، عمل شد. قبل از دستور، درباره روز شهدا و مفقودان و اسرا در دهه فجر و روز نیروى هوایى، صحبت کوتاهى نمودم؛ به خاطر عجله نمایندگان براى سفر آخر هفته دهه فجر، ساعت ده ونیم [صبح]، جلسه را ختم کردم. در دفترم،

بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. دو سه دستور، عمل شد. قبل از دستور، درباره روز شهدا و مفقودان و اسرا در دهه فجر و روز نیروى هوایى، صحبت کوتاهى نمودم؛ به خاطر عجله

نمایندگان براى سفر آخر هفته دهه فجر، ساعت ده ونیم [صبح]، جلسه را ختم کردم.

در دفترم، آقاى زواره اى آمد؛ مثل همیشه، از ضعف دولت گفت. ظهر، آقاى ریاضى آمد. گزارشى از سفر آرژانتین و صورت اقلام اسلحه هایى را داد که براى فروش به ایران، توافق کرده بودند؛ قرار است [سلاح هاى مورد نظر]، با نفت مبادله شود.

آقاى کیاوش آمد. راجع به وزارت نفت، سپاه آبادان و مهاجران جنگى، مطالبى داشت. عصر، مصاحبه مطبوعاتى و رادیو تلویزیونى با خبرنگاران داخلى و خارجى داشتم؛ طولانى و جامع بود.

گروهى از بچه هاى جهاد [سازندگى] بافت کرمان، براى ملاقات آمدند. شب، رؤساى دانشگاه ها آمدند. نیازها و مشکلات خود را مطرح کردند. ساعت نه شب به خانه آمدم. تا ساعت یازده برنامه هاى تلویزیون را تماشا مى کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا