خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:42کد خبر27225

بعد از نماز صبح، به مجلس [شوراى اسلامى] رفتم. برف مى بارید و زمین یخ بود. بیش از معمول در راه معطل شدیم. پیش از دستور، نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. کار بررسى تبصره هاى بودجه، خیلى کند پیش مى رود. به فکر چاره افتادیم. عصر هم، جلسه علنى داشتیم. گفتیم

بعد از نماز صبح، به مجلس [شوراى اسلامى] رفتم. برف مى بارید و زمین یخ بود. بیش از معمول در راه معطل شدیم. پیش از دستور، نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. کار بررسى تبصره هاى بودجه، خیلى کند پیش مى رود. به فکر چاره افتادیم. عصر هم، جلسه علنى داشتیم. گفتیم دیگر بعد از شروع بحث در هر تبصره، پیشنهاد جدید نمى پذیریم. مجلس استقبال کرد. اگر از اول، چنین کرده بودیم، پیشرفت بهترى داشتیم.

شب، با سران قوا مهمان آقاى [موسوى] اردبیلى بودیم، درباره مورد هدف قرار دادن بغداد به وسیله موشک، بحث شد. امام اظهار نظر صریح نکرده اند. نخست وزیر از عدم موافقت رییس جمهور با وزراى پیشنهادی اش و از آقاى غرضى [وزیر نفت] به خاطر عدم همکارى در فروش نفت، گله داشت.

عراق تهدید کرده است که سى شهر ایران را مى زند. براى خواب، به مجلس رفتم. نگران بودم. تا آخر شب، گزارشى از زدن شهرها، نرسیده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا