خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:42کد خبر27226

بعد از نماز صبح، گزارش ها را دیدم. عراق دیشب، هشت موشک به دزفول زده است که پنج نفر شهید و حدود هفتاد مجروح و خانه هاى زیادى خراب شده است. گویا علت کمى تلفات، تخلیه شهر بوده است. در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] قبل از دستور، در این باره صحبت کردم.

بعد از نماز صبح، گزارش ها را دیدم. عراق دیشب، هشت موشک به دزفول زده است که پنج نفر شهید و حدود هفتاد مجروح و خانه هاى زیادى خراب شده است. گویا علت کمى تلفات، تخلیه شهر بوده است.

در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] قبل از دستور، در این باره صحبت کردم. نمایندگان سخت ناراحت و به شدت خواستار موشک باران بغداد هستند. با رییس جمهور، درباره مقابله به مثل صحبت کردم. ملاحظات انسانى و نیز امید به آثار عملیات سرنوشت ساز آینده باعث خوددارى از مقابله به مثل است.

عصر، ملاقاتى با [آقاى على اکبر محتشمى پور] سفیرمان در سوریه داشتم. وضع لبنان را تشریح کرد. گفتم که از آقاى حافظ اسد [رییس جمهور سوریه]، تعدادى موشک اسکاد بخواهد.

جامعه اسلامى دانشگاهیان آمدند. گزارشى دادند و من هم براى آنها صحبت کردم. تقویت مدیریت دانشگاه ها را مى خواستند و من هم همکارى با نیروهاى انقلابى را توصیه کردم.

آقاى محصل همدانى آمد. راجع به اختلافى که با آقاى فؤادکریمى در اثر انتقاد آقاى کریمى و شکایت ایشان پیش آمده است، مشورت کرد؛ گفتم بهتر است صلح کنند.

آقاى خوانسارى سفیر ایران در لیبى آمد. درباره گرفتن پل هاى پى.ام.پى. توسط لیبى و سیستم دفاع هوایى و مسایل دیگر گفت. به ایشان هم درباره گرفتن موشک بیشتر، مأموریت دادم. سفیر فعالى است. گزارش ها مى گوید که عراق پادگان اباذر را بمباران کرده که بیش از صد شهید و صدها مجروح داشته است. شب به منزل آمدم.

نزدیک نیمه شب از دفتر نخست وزیر زنگ زدند، بیدار شدم؛ گفتند که پنج موشک به شهر مسجدسلیمان زده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا