خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:00کد خبر27186

هفت ونیم به مجلس رسیدم. در جلسه علنى شرکت کردم. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. نماینده کاشمر درباره مسایل کاشمر و آقاى [رسول] منتجب نیا درباره ستاد برگزارى کنگره دوم حزب [جمهورى اسلامى] و آقاى روحانى درباره جبهه، مذاکره کردند. نزدیک ظهر، [دکتر على

هفت ونیم به مجلس رسیدم. در جلسه علنى شرکت کردم. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. نماینده کاشمر درباره مسایل کاشمر و آقاى [رسول] منتجب نیا درباره ستاد برگزارى کنگره دوم حزب [جمهورى اسلامى] و آقاى روحانى درباره جبهه، مذاکره کردند.

نزدیک ظهر، [دکتر على عبدالسلام تریکى و فاروق الشرع] وزراى امور خارجه لیبى و سوریه آمدند. با آنها درباره تشکیل جبهه علیه اسراییل، مذاکره کردیم؛ جلسه خوبى بود.

ظهر، نمایندگان میاندوآب و شاهین دژ آمدند. از امام جمعه [حوزه انتخابى خودشان]، شکایت داشتند. چهار نفر از نمایندگان که از جبهه آمده بودند، گزارشى از وضع جبهه دادند. عصر، پرستاران از بهدارى و ارتش آمدند. به مناسبت روز پرستار، مفصلاً براى آنها صحبت کردم.

در شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بحث بر سر لایحه مالیات بود. بعد از جلسه، با رییس جمهور دو ساعتى درباره جنگ و تقاضاى مهلت فرماندهان و وضع حزب [جمهورى اسلامى] و کیفیت برخورد با دو گروه معارض [در حزب] و برگزارى کنگره دوم و در مورد دو وزیر پیشنهادى دفاع و برنامه و بودجه و مسأله نفت و دولت و... مذاکره کردیم.

دیروقت به منزل آمدم. تلفنى با نخست وزیر - که دیشب از سفر برگشته اند - مذاکره کردم؛ از سفر راضى هستند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا