خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 06:08کد خبر27165

تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران، اقامه کردم. عصر، در منزل با آقایان [میرحسین] موسوى، [محمدرضا] بهشتى، [مسیح] مهاجرى و [جواد] اژه اى براى بحث پیرامون همکارى با سایر جناح ها در حزب جمهورى اسلامى و برگزارى سالم

تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران، اقامه کردم.

عصر، در منزل با آقایان [میرحسین] موسوى، [محمدرضا] بهشتى، [مسیح] مهاجرى و [جواد] اژه اى براى بحث پیرامون همکارى با سایر جناح ها در حزب جمهورى اسلامى و برگزارى سالم کنگره، جلسه داشتیم. شام را هم ماندند.

احمدآقا که مدتى براى رفع کسالت به سفر رفته بود، آمد؛ بیشتر در منطقه چابهار بوده اند. از ضعف صداوسیما در آنجا و غیر سیاسى بودن محیط و مشکلات کامیون داران مى گفت و در این مورد پیشنهاداتى داشتند؛ ازجمله هدایت کنگره به نحوى که منجر به انتخاب افراد مورد نظر با ترکیب جامع از همه اقشار کشور شود. بعد از شام رفتند.

شب، آقاى ساداتیان اطلاع داد که عراقی ها خواسته اند به جزیره مینو حمله کنند؛ شکست خورده اند. از آقاى [محسن] رضایى پرسیدم، گفت معلوم نیست، حمله باشد، ممکن است اشتباه ژاندارمرى باشد. پل هایى از طرف عراق به اروندرود وارد شده است و مأموران ما، منهدم کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا