خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:00کد خبر27188

هفت ونیم، به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. عراقی ها روى عملیات ناقص دیروز خودشان، خیلى مانور مى دهند. از مسئولان در این مورد تحقیق کردم. گفتند چند نفرى از ما اسیر شده اند و ظاهراً یک سنگر هم در جزیره [مجنون] جنوبى، به دست آنها افتاده است. آقاى [محسن]

هفت ونیم، به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. عراقی ها روى عملیات ناقص دیروز خودشان، خیلى مانور مى دهند. از مسئولان در این مورد تحقیق کردم. گفتند چند نفرى از ما اسیر شده اند و ظاهراً یک سنگر هم در جزیره [مجنون] جنوبى، به دست آنها افتاده است. آقاى [محسن] نوربخش رییس بانک مرکزى آمد. درباره استفاده از طلاهاى پشتوانه براى جبران کمبود ارز، مشورت کرد.

در جلسه علنى، دو لایحه تصویب شد و [آقاى سراج الدین کازرونى] وزیر مسکن [و شهرسازى] گزارش داد. ظهر، آقاى [حائرى] فومنى سفیر [ایران] در امارات براى مشورت آمد. آقاى [محمد] اشرفى اصفهانى [نماینده باختران] آمد و از امام جمعه باختران گله داشت.

عصر، سفیر هند آمد؛ کار مهمى نداشت. آقاى مسعود بارزانى [از کردستان عراق] آمد. از مشکلات بارزانى ها گفت و کمک مى خواست. معاونان سیاسى استانداران آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم.

در جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى شرکت کردم. مقدارى از ضوابط و روش گزینش دانشجو تصویب شد؛ قرار شد، کنکور یک مرحله اى باشد. درباره کمیته ها و کارهاى اجرایى وابسته به ستاد انقلاب فرهنگى هم، بحث ناتمام ماند. دیروقت به خانه آمدم. تلویزیون یک تئاتر پر سروصدا گذاشته بود؛ خشن و بى روح.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا