خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:45کد خبر27236

قرارگاه خاتم الانبیا اطلاع داد که در قسمت شمال پل علف چرده، نیروهاى قرارگاه نجف، عقب نشینى کرده اند. لشکر امام حسین(ع) بى اجازه و بدون خبر، عقب نشینى کرده و تیپ الغدیر را که از یزد هستند، تنها گذاشته[اند] و در نتیجه تیپ الغدیر قبل از عقب نشینى تلفات داده و

قرارگاه خاتم الانبیا اطلاع داد که در قسمت شمال پل علف چرده، نیروهاى قرارگاه نجف، عقب نشینى کرده اند. لشکر امام حسین(ع) بى اجازه و بدون خبر، عقب نشینى کرده و تیپ الغدیر را که از یزد هستند، تنها گذاشته[اند] و در نتیجه تیپ الغدیر قبل از عقب نشینى تلفات داده و فشار روى [تیپ]کربلا، خیلى شدید است.

نیروهایى که به پشت دجله، به طرف غرب رفته بودند، با شهادت آقاى [مهدى] باکرى، فرمانده لشکر [31 عاشورا] که از سرداران رشید سپاه بود، به شرق عقب نشسته اند و زمزمه عقب نشینى کامل را مطرح کردند. با آقاى [محسن] رضایى صحبت کردم. گفت خودش با عقب نشینى موافق نیست، ولى دیگران اصرار دارند.

خبر زدن یک موشک دیگر به مرکز بغداد رسید. هدف کاخ صدام بوده است که بعداً معلوم شد موشک به ساختمانى نزدیک کاخ صدام، در کواده شرقى اصابت کرده است. عراق، اخبار حمله موشکى [به بغداد] را سانسور مى کند و به عنوان انفجار [توسط] عوامل داخلى مخالف دولت، معرفى مى کند. رسانه هاى جهانى براى کاستن از تزلزل موقعیت صدام با او همراهى مى کنند و معمولاً بمب اندازى هاى کم اهمیت عراق به ایران را، بزرگ جلوه مى دهند.

در جلسه مجلس [شوراى اسلامى] به نمایندگان خبر موشک و مشکلات جبهه را گفتم و بعد به دفترم آمدم. دایماً با جبهه تماس داشتم؛ به خاطر مشکلات بحث بودجه، باید در تهران باشیم. اضطراب شدیدى حاکم است. از آقاى روحانى خواستم که به تهران بیاید و واقعیات جنگ را بگوید تا تصمیم بگیریم.

آقایان [آیت الله] خامنه اى، احمدآقا، [میرحسین] موسوى و [موسوى] اردبیلى هم آمدند. قبل از اینکه به مشورت برسیم، آقاى [محسن] رضایى خبر داد که تصمیم به عقب نشینى گرفته اند. مشورت منتفى شد، ولى در [مورد] کیفیت برخورد و جبران ضعف و نحوه تبلیغات بحث شد. دستاوردهاى عملیات بدر و اعلان عقب نشینى به مواضع مستحکم جدید تصرف شده در آب هاى هور، اعلام شد و درباره شلیک موشک هاى دیگرى به بغداد تصمیم گیرى شد.

با آقایان ولایتى و رفیق دوست [که براى خرید موشک به لیبى رفته اند]، تماس گرفتم؛ از توفیق در خرید موشک بیشتر خبر دادند.

درباره اصل [ادامه] جنگ هم صحبت کردیم. قرار شد بعداً ارزیابى نتایج کامل عملیات [بدر] و کسب نظر امام [درباره اصل ادامه جنگ]، بحث شود.

شب را در دفترم ماندم و چند بار با جبهه تماس داشتم. نگران بودم که عقب نشینى بدون نظم و با عجله براى نیروها مشکلاتى داشته باشد. قرارگاه، اطمینان داد که [عقب نشینى] با نظم و تحت کنترل انجام مى گیرد. شب، دیروقت خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا