خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:42کد خبر27222

بعد از نماز و صرف صبحانه و خواندن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. ظهر، در دفترم با آقاى [حسین] تاج گردون سفیر ایران در هلند، ملاقات کردم. از لزوم کامپیوترى کردن [سازمان ها و نهادهاى] کشور گفت و مدعى بود که نمایندگان کشورهاى خارجى، بیشتر از گذشته روى ایران

بعد از نماز و صرف صبحانه و خواندن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. ظهر، در دفترم با آقاى [حسین] تاج گردون سفیر ایران در هلند، ملاقات کردم. از لزوم کامپیوترى کردن [سازمان ها و نهادهاى] کشور گفت و مدعى بود که نمایندگان کشورهاى خارجى، بیشتر از گذشته روى ایران حساب مى کنند و خواهان همکارى با ایران هستند.

عصر، شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] جلسه داشت. آقاى [آیت الله] خامنه اى گزارش مذاکرات با امام را دادند. خلاصه این بود که امام، نظر مساعدى با اصل حزب ندارند و نظرشان این است که روحانیون در حزب نباشند ولى نهى نکرده اند، ولى ائمه جمعه را قاطعاً از عضویت در حزب منع کرده اند؛ با انحلال حزب هم مخالفت ندارند، ولى دستور انحلال نداده اند.

تمام وقت جلسه را درباره ابقا یا انحلال حزب بحث کردیم. بالاخره قرار شد در جلسات دیگرى بحث شود. اگر بتوانیم طورى عمل کنیم که حزب، وسیله اتحاد نیروهاى انقلابى باشد، ادامه بدهد و اگر نتوانیم و مثل وضع امروز، وسیله اختلاف باشد، به طرف انحلال برویم؛ ولى تدریجى. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا