خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 15:40کد خبر27218

بعد از نماز به مجلس رفتم. در جلسه علنى مجلس تبصره دو و سه [قانون بودجه] مطرح بود. نمایندگان، پیشنهادهاى زیادى مى دهند و باعث کندى کار مى شوند؛ چون محدودیتى [در ارایه پیشنهادهاى نمایندگان درباره تبصره] نیست. پیش از ظهر، به دفترم آمدم. عصر، هیأت رییسه

بعد از نماز به مجلس رفتم. در جلسه علنى مجلس تبصره دو و سه [قانون بودجه] مطرح بود. نمایندگان، پیشنهادهاى زیادى مى دهند و باعث کندى کار مى شوند؛ چون محدودیتى [در ارایه پیشنهادهاى نمایندگان درباره تبصره] نیست. پیش از ظهر، به دفترم آمدم.

عصر، هیأت رییسه جلسه داشت. در بیمارستان به عیادت آقاى ربانى املشى رفتم. قرار است فردا، براى معالجه به سوئیس برود. در مورد [واگذارى] چند قطعه زمین در قم به عنوان خمس، وصیت کرد و از من خواست وسیله انتقال قانونى آن را به طلاب، فراهم آورم. غروب، به منزل آمدم.

شب، سران قوا و آیت الله منتظرى و احمدآقا مهمانم بودند. احمدآقا زودتر آمد. اظهارات امام را در ملاقات آقاى [آیت الله] خامنه اى در مورد حزب، نقل کرد. تند است و نسبت به حزب، منفى. تقریباً مخالفت صریح با ادامه کار حزب [جمهورى اسلامى] است، ولى گویا امام نمى خواهند مسئولیت تعطیلى حزب را قبول کنند.

در جلسه، آقاى منتظرى انتقادات خودشان را نسبت به ترویج عملى از سیگار، مسافرت هاى بى حساب به خارج، واردات بى حساب الیاف و عدم نظم کافى در واردات و مواد دیگر گفتند و جواب داده شد. از اظهارات امام ناراحت بودند و از ما هم که به نظر خودشان در همراهى با ایشان، جدیت نکرده ایم، گله مند بودند؛ ولى با توضیحات آقاى [موسوى] اردبیلى که امام با شرط دقت، موافق ادامه کار حزب هستند و اظهارات ما، کمى آرام گرفتند.

نزدیک ساعت 12 شب، جلسه ختم شد و آقاى منتظرى به قم رفتند. عفت، اول شب در مجلس مراسم ازدواج حمید محى الدینى شرکت کرده بود؛ ولى براى تهیه غذا و پذیرایى از مهمانان آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا