خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 06:05کد خبر27156

بعد از نماز تا ساعت نه صبح، کار کردم. قرار بود با وزیر بازرگانى و آقاى [حبیب الله] عسکراولادى در دفتر امام، درباره کمیته صنفى و اختلاف وزیر و اعضاى سابق کمیته [صنفى] جلسه داشته باشیم که من نرسیدم. رییس جمهور، بعداً گفتند وزیر بازرگانى براى اقدام خودش،

بعد از نماز تا ساعت نه صبح، کار کردم. قرار بود با وزیر بازرگانى و آقاى [حبیب الله] عسکراولادى در دفتر امام، درباره کمیته صنفى و اختلاف وزیر و اعضاى سابق کمیته [صنفى] جلسه داشته باشیم که من نرسیدم. رییس جمهور، بعداً گفتند وزیر بازرگانى براى اقدام خودش، دلیل محکمى ندارد و سرسختى مى کند؛ بهتر است کوتاه بیاید.

سه نفر از پایگاه هشتم [شکارى خاتم] اصفهان آمدند. از تضعیف حزب الله و قدرت گرفتن لیبرال ها گله داشتند و در جهت اظهارات آقاى سرهنگ [عباس] بابایى بودند. دکتر قارون آمد. به خاطر معالجه کسالت آیت الله منتظرى، از ایشان تشکر کردم. از وزیر بهدارى جدید راضى است که نسبت به اطبا، سختگیر نیست. آقاى بهرامى - نصیربزم – براى احوال پرسى و شغل فرزندش آمد.

در جلسه نمایندگان تهران شرکت کردم [که به دلیل عدم حضور بیشتر نمایندگان، جلسه] به رسمیت نرسید. درباره حل مشکل زباله تهران و تهیه صنعت تبدیل زباله به کود، بحث شد. قرار شد آقاى [سید کمال الدین] نیک روش [نماینده تهران] رسیدگى کند و طرحى بیاورد.

عده اى از روحانیون بندرعباس آمدند. عمده حرف شان در مخالفت با آقاى احمدى امام جمعه بود؛ مدت ها است که با او اختلاف دارند. ملاقات شان با رییس جمهور، لغو شده بود؛ ناراحت بودند. تلفنى، تجدید وقت کردم و به ملاقات رفتند.

عصر، هیأت رییسه جلسه داشت. قرار بود شب، مسئولان قوا در قم، مهمان آیت الله منتظرى باشیم؛ به خاطر برف سنگین دیشب و امروز، لغو کردیم و به مجلس آمدند. درباره داوران جدید دادگاه لاهه و کیفیت کمک به فلسطینى ها بحث و تصمیم گیرى شد. درباره جنگ هم بحث شد. آقاى نخست وزیر از عملکرد کمیسیون ویژه دادگاه لاهه، به خاطر ترکیب آن، نگران است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا