روزنوشتهای سال ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۷۰
دیشب باران خوبى باریده و امروز هم تا شب ادامه داشته است. هنوز هم که ساعت ده شب است، مى بارد. [ آقایان کارلوس آلبرتو و هانس اندرسون]، سفیران برزیل و سوئد، براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ صحبت ها تشریفاتى بود. آقاى [شیخ حسین]انصاریان - واعظ- آمد. از شلوغى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۷۰
صبح به سوى دفتر حرکت کردیم. در جماران برف مى بارید و کمى پایین تر باران و در شهر آفتاب بود. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی و مدیران بخش مرغدارى آمدند. گزارش وضع را گفتند و خبر از بالا رفتن تولید دادند، اما نتوانستند توجیهى براى گرانى بى حساب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۷۰
مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و سپس استراحت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۷۰
امروز کشتى دوم در چابهار به اسکله بسته شده است. به نظر مى رسد براى دولت آمریکا مشکل سیاسى پیش آمده و در کنگره مورد سئوال واقع شد که چرا 22 ناو جنگى، نتوانسته اند یک کشتى بارى را کنترل کنند. آقایان [سیدعلی اکبر] اجاق نژاد و احمدى از ستاد پشتیبانى فرهنگى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۷۰
آقایان [سید مهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف] و [محمدعلی] نظام زاده آمدند. گزارش وضع اوقاف، درآمدها و هزینه ها و کارها را دادند و براى مساجد کمک خواستند. [آقای امام جمارانی]، تقاضا داشت که تلاش کنیم شوراى نگهبان افرادى را حذف نکند. براى بعضى ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۷۰
دیشب برف زیادى باریده است. در راه به دفترم، انبوه برف در سراسر تهران، در پایان فصل را جالب یافتم. در مواردى راه بندان بود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [مرتضی] محمدخان، [رییس کل گمرک] و [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۷۰
[آقای سید رضی حسینی]، نماینده لامرد آمد. تقاضاهایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داشت و از درگیرى هاى رقبایش در لامرد شکایت داشت؛ این درگیری ها، منجر به زد وخورد هم شده است. آقاى [محمدرضا] شفیعى، نماینده فومن آمد و براى امور عمرانى و جبران خسارات زلزله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [یوسف بن]علوى، وزیر امور خارجه عمان با دکتر ولایتى آمدند. پیشنهاد اصلاح روابط با مصر و الجزایر و آمریکا و همکارى براى کمک به جمهورى هاى اسلامى جدا شده از شوروى را داشت. در مورد الجزایر و مصر اظهار آمادگى کردم و در مورد آمریکا گفتم قبل از هر چیز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم در دفترم بودم. ساعت نُه صبح مدیران شرکت هاى جدید آب و فاضلاب سراسر کشور آمدند. وزیر نیرو و معاونش توضیحاتى در مورد سیاست جدید تشکیل شرکت هاى غیر دولتى براى آب و فاضلاب شهرها دادند؛ تأیید کردم. آقاى [حمید] میرزاده براى امور کیش و بازسازى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۷۰
شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال جارى که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش کار مقدمات انتخابات و مساله نهضت آزادى را داد. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مشکلات زمین شهرى رفع شد. در چند جلسه، مصوبات جامعى داشتیم و مشکلاتى که دادگاه ها با لغو آیین نامه ها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۷۰
به مناسبت سالروز تأسیس کمیته امداد امام خمینی(ره)، مدیران کمیته آمدند و گزارش کار دادند. صحبت هاى تشویق آمیزی نمودم. [آقای دیوید انروز]، وزیر امورخارجه ایرلند آمد. مذاکرات معمولى بود. سئوالاتى دربارة انتخابات ایران و برنامه پنج ساله داشت. من هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. پس از انجام کارها، سران حزب الله لبنان آمدند. گزارش امور پس از شهادت سید عباس[موسوی] را دادند. آقاى سید[حسن] نصرالله، رهبر جدیدشان، وضعی شبیه به سیدعباس دارد و از همدردى مردم و مسئولان و احزاب لبنان و حمایت ایران، اظهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و ربع در دفترم بودم. تا ساعت هشت صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. به جلسه مجلس خبرگان رفتم. تا ظهر کار کردیم؛ با یک تنفس کوتاه. قرار شد از این به بعد، حداقل مدت اجلاسیه هاى سالانه دو روز باشد؛ قبلاً پنج روز بود که معمولاً عمل نمى شد. تا ساعت چهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۷۰
زودتر از روزهاى دیگر به دفترم رفتم. ساعت هفت و نیم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم و سپس براى شرکت در اجلاسیه مجلس خبرگان، به حسینیه امام خمینى(ره) رفتم. تا ظهر کار کردم. ظهر ضیافتى به احترام نخست وزیر یونان دادم. مذاکرات ضمن ناهار، دوستانه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت صبح، بعد از صرف صبحانه به فرودگاه رفتیم. بلافاصله پس از مراسم، پرواز کردیم. همراهان را ساعت شش و نیم صبح برده بودند و معطل شده بودند. در مسیر با آقایان [محسن]رضایى و [حمید] میرزاده و [علی] فلاحیان، راجع به مسایل سفر و کارهاى جزایر و کیش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، آقایان [حمید] میرزاده و [محسن] مهرعلیزاده، مدیران کیش آمدند. گزارش کارها را دادند و من تشویق شان کردم. بر توسعه امکانات تفریحى و سرگرمى سالم و رفاهى تأکید نمودم. براى بازدید طرح هاى عمرانى جزیره و افتتاح نیروگاه جدید 37 مگاواتى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۷۰
تا ساعت هشت و نیم صبح، در اقامتگاه به استماع اخبار و استراحت و صبحانه و استحمام پرداختم. سپس با هواپیماى سی- 130 به جزیره سیرى پرواز کردیم. پس از مراسم استقبال، با هلی کوپترها به سکوی نصر رفتیم. این سکو در اواخر جنگ، توسط آمریکایى ها بمباران و منهدم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۷۰
آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد و گزارش تصمیمات در خصوص اجراى خواسته ها را داد. به پایگاه نیروى دریایى رفتیم. مراسم پرده بردارى و صبحگاه مشترک بود. بعد از گزارش اقدامات، من صحبت کردم و رژه برگزار شد. سپس به جزیره مینو رفتیم و با اتومبیل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۷۰
همراه عفت ساعت هفت صبح به فرودگاه [مهرآباد]رسیدیم و به سوی دزفول حرکت کردیم. جمعى از وزیران، معاونان و محافظان همراه بودند. در پایگاه هوایى دزفول استقبال رسمى بود. به خاطر باران زیاد و هواى ابرى، هلی کوپترها نیامدند. بلافاصله براى مراسم شروع عملیات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى نیّرى، [رییس کمیته امداد امام خمینی] آمد طرحى براى کمک نهایى به آزادگان آورد که ناقص بود؛ قرار شد تکمیل کنند. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. در مورد تقاضاى رسمیت نهضت آزادى به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقای ارلینگ هاریلد نیلسون]، سفیر جدید دانمارک براى تقدیم استوارنامه آمد. [آقای کنستانتین ماسیک]، معاون نخست وزیر اوکراین آمد. دو نامه از رییس جمهورشان، مبنی بر درخواست تسریع در توسعه روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفتر رسیدم. جمعى از سران مؤتلفه و انجمن هاى اسلامى اصناف آمدند. مطابق معمول از وزارت بازرگانى و مالیات و کارهاى شهردار انتقاد داشتند؛ بدون راه حل مشخص. آقاى [علی اصغر] باغانى آمد. از کُندى کار شوراى انتخاب خبرگان، بدون مدرک و دلیل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۷۰
در خانه بودم. پیش از ظهر، به مطالعه و انجام کارها و بعد از ظهر و شب، به تماشاى تلویزیون گذشت. شب با آقاى حافظ اسد، رییس جمهور سوریه، دربارة حوادث اخیر لبنان، شهادت سیدعباس موسوى، حمله موشکى حزب الله به شمال اسراییل و تجاوز اسراییل به جنوب لبنان ودر خانه بودم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ملاقات نگذاشته بودیم. به آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] گفتم که فکر لوله کشى به جاى ساخت کانال براى آبیارى در اراضى زیرِ سدها را جدى بگیرند. طرح نیشکر خوزستان، این راه را انتخاب کرده است. آقاى [مرتضی] الویرى، [رییس کمیسیون برنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۷۰
امروز نیمه شعبان، تعطیل است. در خانه بودم. به انجام کارها و قدم زدن در حیاط و تماشای تلویزیون گذشت. پیام برای اجتماع افغان ها [= سومین مجمع شیعیان افغانستان] را اصلاح کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه و نیم صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. برای بدرقه میهمانان اکو به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. رؤسای جمهور آذربایجان، ترکمنستان، ترکیه و نخست وزیر پاکستان را با سان و سرود بدرقه کردم. قبل از حرکت، با همه آنها مذاکرات
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۷۰
نزدیک ساعت هشت صبح، برای ملاقات با میهمانان اجلاس اکو، به دفتر مطالعات وزارت امور خارجه رفتم. [آقای ارکی بایف]، معاون نخست وزیر قرقیزستان آمد. گفت رییس جمهور یک استاد دانشگاه است که در گذشته سابقه سیاسی نداشته و خود او هم همکار دانشگاهی اوست و به خاطر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۷۰
ساعت نُه صبح، برای استقبال میهمانان اجلاس سران اکو به فرودگاه[مهرآباد] رفتیم. آقای [ایاز] مطلب اف، رییس جمهور آذربایجان آمد؛ قبلاً نخست وزیرشان آمده است، چون او در پکن بوده و زودتر از موعد، جلسه شان تمام شده و خودش را به تهران رسانده است. سان و رژه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۷۰
به خاطر آماده شدن برای امور میهمانان اجلاس سران سازمان اکو، تا ساعت ده صبح را آزاد گذارده بودند. ساعت ده، آقای [سید عبدالله]شیرازی، امام جمعه مشهد آمد. از سفر عُمره برگشته بود. با کاروان های آزاد رفته اند. از سفرش راضی است. برای تکمیل لوله کشی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۷۰
امروز در خانه بودم. به اندازه کافی کار از دفتر آورده بودم که تمام وقت را پُر کرد. ظهر محسن و بچه هایش اینجا بودند. برف خوبی هم باریده است. عصر دکتر ولایتی، مدیران تشریفات، حفاظت، روابط عمومی وزارت امورخارجه و دفترم، برای تنظیم برنامه برگزاری اجلاس سران اکو
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت در دفتر بودم. ساعت نُه صبح، رییس مجمع خلق لیبی آمد. از حمایت های سیاسی ایران از لیبی در جریان تهدید آمریکا و فرانسه و انگلیس تشکر داشت؛ خیلی ترسیده اند. دلداری شان دادم. آقای [رجبعلی] حیدرزاده، نماینده رهبری در جهادسازندگی آمد. از وجود افکار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۷۰
در راه دفتر، به اصرار فاطی، از نمایشگاه تشخص زن بازدید کردم؛ خوب است. دکتر [عبدالله]جاسبی، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] برای امور دانشگاه آزاد اسلامی آمد و مطابق معمول کمک خواست و از دکتر [مصطفی]معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] شکایت کرد. دکتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف آمده و امروز هم در شمیران می بارید و هوا سرد بود. برای شرکت در مراسم راهپیمایی[بیست و دوم بهمن]، تا نزدیک میدان آزادی با ماشین رفتیم و در میان مردم راهپیمایی کردیم. مردم خیلی پرشور برخورد نمودند. جمعیت خوبی آمده بودند و مراسم با حالی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت در دفترم بودم. ساعت نُه صبح آقایان [حسن] فیروزآبادی و فروزنده آمدند. از کم شدن سهمیه ارزی نیروهای مسلح گله داشتند که گفتم به نسبت درآمدها تخصیص می دهیم و اگر از سهم شما کم نشود، باید از سهم دیگران بیشتر کم شود که مشکل آفرین است. سفیران و کارداران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۷۰
وزیر دفاع امارات متحده عربی آمد. به آقای شیخ زاید پیغام دادم که برای حفظ قیمت نفت، از راه کم کردن تولید همکاری کند. او هم گفت با تولید زیادی مخالف است. خانواده های شهدا و ایثارگران دفتر نهاد ریاست جمهوری آمدند. به هر یک قرآنی هدیه شد. برایشان صحبت کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۷۰
دیشب کمی برف بارید. روز کم کاری داشتیم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در مراسم جشنواره خوارزمی، به هتل استقلال رفتیم؛ کوتاه برگزار شد. اسامی برندگان از محققان قرائت شد. دکتر معتمدی گزارش داد. جوایز اعطا شد و بعد از سخنان کوتاه، به دفتر رفتم. قرار بود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۷۰
تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها کار کردم. احمدآقا آمد که برای اقامه جمعه، با هم به مرقد مطهر برویم. به محوطه چمن سعدآباد رفتیم و با هلی کوپتر به مرقد رفتیم. در بین راه، احمدآقا از آقای [محمد]عبایی[خراسانی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم] نقل کرد که رهبری
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفتر رسیدم. شروع زدوخورد در بعضی نقاط الجزایر قابل توجه است. آقای [محمد]رحمتی، مسئول جهاد دانشگاهی آمد. نظر من را راجع به بقا یا عدم بقای جهاد خواست؛ گفتم اگر هماهنگ با سیاست های نظام باشد، بهتر است بماند و هماهنگ با دانشگاه ها کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی باریده است. ساعت هشت به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح گزارش ها را مطالعه کردم. جمعی از خانواده های چند شهید داده آمدند. آقای [محمدحسن] رحیمیان، [قائم مقام بنیاد شهید] صحبت کرد. دختران شاهد، دو سرود خواندند و من در شأن منزلت شهید و خانواده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقایان [محسن] نوربخش، [محمدحسین] عادلی و [سراج الدین] کازرونی آمدند و راجع به وام مسکن تصمیم گیری شد؛ اختلاف نظرشان را برطرف کردم. آقای نوربخش، پیشرفت مذاکرات با بانک جهانی برای اعتبارات پروژه ها را گفت. آقای موحدی،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۷۰
آقای [اسحاق] جهانگیری از مجلس آمد. راجع به راه آهن و دفتر گفت و در مورد کاندیدا شدن برای مجلس آینده از جیرفت مشورت کرد. گفتم اگر امید به رأی مردم دارد، کاندیدا شود. توصیه داشت، از همین حالا به فکر رییس آینده مجلس باشیم. نظرش به آقای [مهدی]کروبی است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۷۰
آقای [اکبر] ترکان، [وزیر دفاع]، تلفنی اطلاع داد که ستاد مربوطه، خرید کالاهای مورد نظر را با پذیرش ریسک آن تجویز کرده است. قرار شد با احتیاط بیشتر عمل شود. تلفنی به آقای فلاحیان گفتم که با احتیاط عمل شود. قبلاً به صورت کلی تر با رهبری صحبت کرده بودم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. خیابان ها به خاطر تعطیلی[به مناسبت دهه فجر]، خلوت بود. با اینکه برف زیادی باریده است، اکثر خیابان ها را تمیز کرده اند. [آقایان هادی آرنگ نایب و یحیی عثمان]، دو نفر از رهبران حزب اسلامی [پان] مالزی آمدند. از میهمانان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. فائزه و فاطی هم آمدند. در اخبار، سفر جرج حبش، [دبیرکل جنبش خلق برای آزادی فلسطین] به فرانسه برای معالجه و ایجاد بحران سیاسی در فرانسه و کناره گیری جمعی از رجال فرانسه و سپس اعلان بازداشت او که رسماً پذیرفته شده،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۷۰
مطابق معمول، زودتر به پایین آمدم و صبحانه را آماده کردم. قرار بود عفت هم بیاید که نیامد، گویا خواب رفته بود. صبحانه خوردم و ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دکتر [محمدعلی] هادی آمد. برای سفارت، عازم عربستان سعودی است. مشورت و خداحافظی کرد. دکتر [محمدعلی]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در کنفرانس اندیشمندان، به هتل استقلال رفتیم. بعد از تلاوت قرآن و اجرای سرود و خیرمقدم آقای [احمد] جنتی، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]، سخنرانی افتتاحیه را انجام دادم. ساعت ده ونیم به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۷۰
دکتر ولایتی، [وزیر امور خارجه] و نمایندگی های واقع در کشورهای خلیج فارس آمدند.گزارش و جمع بندی کارها را در جهت تحسین روابط دادند. بالاخره به این نتیجه رسیده اند که راه ممکن، توسعه روابط دو جانبه با هر یک از آنها است و همکاری دسته جمعی با شورا مشکل است؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۷۰
دیشب برف بارید ولی خیابان ها مشکلی نداشت. ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، اعضای کمیته [حمایت از انتفاضه] فلسطین آمدند. دربارة تشکیل دبیرخانه دایم بحث شد. قرار شد صبر کنیم تا شورای نگهبان نظر بدهد؛ مُحتمل است که به دلیل تداخل وظایف، مخالفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای کمال خرازی، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. دربارة سیاست غربی ها نسبت به برخورد با اسلام و اصولگرایی گفت. پیشنهاد داشت تاکتیکی اتخاذ شود که این مرحله را به خوبی بگذارانیم و بهانه ای به دست آنها ندهیم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۷۰
در الجزایر، فشار بر جبهه نجات اسلامی و مقاومت آنها ادامه دارد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. راجع به سیاست اوپک و مذاکره با عربستان سعودی برای بالا بردن قیمت نفت گفت. پیشنهاد من این است که نامه ای به فهد، [پادشاه عربستان سعودی] بنویسم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۷۰
در خانه بودم. کار زیادی آورده بودم که به استراحت نرسیدم. پیش از ظهر احمدآقا آمد. از امکان رد[صلاحیت] بعضی از چهره های خط تندرو توسط شورای نگهبان در انتخابات اظهار نگرانی نمود و گفت بنا دارد با رهبری در این خصوص مذاکره کند. گفت آقای [مهدی]کروبی، [رییس مجلس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۷۰
در گزارش ها، اخبار الجزایر و فشار کودتاچیان بر جبهه اسلامی در رأس است. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] آمد. گزارش کارها را داد و از مشکلات مالی اظهار ناراحتی کرد. آقای [سید محمود] دعایی آمد. تقاضای آقای سید ابوالفضل موسوی زنجانی را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۷۰
جمعی از مدیران سازمان اقتصادی بنیاد شهید آمدند و گزارش وضع کارخانه ها وکشاورزی و دامداری را دادند؛ حدود بیست میلیارد تومان گردش کار و حدود بیست میلیارد ریال سود دارند. برایشان صحبت طولانی نمودم. آقای [رضا]امراللهی، [رییس سازمان انرژی اتمی] برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کم کم باران و برف می بارید. هیأت سوری آمد. حدود یک ساعت با [عبدالحلیم]خدام، [معاون رییس جمهور] و فاروق[الشرع، وزیر امور خارجه سوریه]، صحبت کردیم. گفتند کودتای الجزایر شکست خواهد خورد و مردم پیروز می شوند. گفتند که بنا ندارند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، مسئولین سازمان عقیدتی ـ سیاسی ناجا[=نیروی انتظامی جمهوری اسلامی] آمدند. آقای [محمدعلی]رحمانی گزارش داد و من هم صحبت کردم. جمعی از وزیران و معاونان آمدند. راجع به برنامه های [سازمان همکاری اقتصادی] «اکو» برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۷۰
[امروز به مناسبت ولادت امام علی(ع) تعطیل بود.] در گزارش ها، مساله الجزایر و سردی روابط الجزایر با ایران، به خاطر حمایت های رسمی ایران از جبهه نجات اسلامی و همچنین شروع جنگ داخلی در گرجستان است. زود بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بیشتر وقت به مطالعه و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح صبحانه خوردم و با هلی کوپتر به دفترم رفتم. عفت و اقدس خانم در لتیان ماندند. بچه ها برای کارهایشان و مدرسه فرزندان شان، همگی شب رفته بودند. آقای [عبدالله]نوری، وزیر کشور آمد. گله مجمع روحانیون مبارز را به خاطر مطالب تندی که در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۷۰
دیشب برف سنگینی بارید. دو سه ساعتی در محوطه باز جلوی ساختمان، با بچه ها با برف، بهمن های بزرگ درست کردیم و تا لب سد غلطاندیم. به خاطر سرما و فشار زیاد، کمرم درد گرفت که با قرص دیکلوفناک تسکین دادم. با استراحت، مطالعه گزارش ها، تماشای تلویزیون و قدم زدن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۷۰
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. اعضای سازمان فداییان اسلام، به مناسبت سالگرد شهادت سران شان آمدند؛ برایشان صحبت کردم. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، برای امور جاری آمد. آقای [غلامحسین] محسنی[اژه ای]، قاضی شرع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۷۰
سفیر جدید بنگلادش برای تقدیم استوارنامه آمد. درباره خرابی های طوفان و بازسازی پرسیدم. آقای [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی] برای گزارش کارهای جهاد در داخل و خارج و طرح مشکلات در تقسیم وظایف با وزارت کشاورزی آمد. آقای [جلیل] بشارتی، [رییس دفتر مناطق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۷۰
آقای [علی]رازینی آمد. گزارش محاکمه باند رشوه گیر شهردار سابق تهران و مجازات ها را داد. برای عمران محل دادگاه و رسیدگی به خانواده های زندانیان فقیر و پرداخت دیه محکومان فقیر اجازه خواست. اعضای هیأت امنای دانشگاه غیرانتفاعی مازندران آمدند و کمک خواستند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای آتاتاسیوس چالداریس]، رییس مجلس یونان آمد. مذاکرات بیشتر دربارة اوضاع بالکان بود. در مورد ترکیه حساسیت دارند؛ خطر توسعه طلبی آنها را گوشزد می کردند. از مستقل شدن جمهوری مقدونیه از یوگسلاوی نگران اند و با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۷۰
خبر استعفای رییس جمهور الجزایر و انحلال مجلس و اعلان وضع استثنایی، در اخبار جلب توجه می کند که ظاهراً به منظور جلوگیری از پیروزی جبهه نجات اسلامی صورت گرفته است. دیشب خبر رسید که اعلان توقف انتخابات شده که حدث زده می شد؛ آینده الجزایر نگران کننده است. برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۷۰
آقای [مصطفی]پورمحمدی از [وزارت]اطلاعات آمد. راجع به مسایل ایرلند و انگلستان، پ.ک.ک و ترکیه، منافقین در امارات، آذربایجان شوروی سابق و انتخابات رفسنجان مطالبی داشت. آقای [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، برای امور بازسازی و طرح عمرانی بوشهر و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۷۰
پیش از ظهر در خانه برای خطبه ها مطالعه می کردم. گزارش ها را آوردند. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. ظهر بچه ها همه جمع بودند. عصر و شب با برنامه های تلویزیون مشغول بودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۷۰
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نیم کار کردم. آقای [یعقوب] انتصاری آمد. طراح و مبتکر ساخت هواپیماهای کوچک کمپوزیت است که با همکاری نهاجا[=نیروی هوایی ارتش] می سازد. مدعی است تا چند ماه دیگر پرواز خواهد کرد و می خواهد کمک کنیم که خودشان بسازند؛ موافقت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی بارید. دیروز هم تا ظهر در تهران می بارید. [آقایان کورکماز حاکتانیر، جیبری اسوالت و عُمر دیابه]، سفیران ترکیه، چکسلواکی و سنگال برای تقدیم استوارنامه آمدند. با هر یک، به تناسب مسایل مخصوص شان صحبت کردم. سفیر چکسلواکی نطق خود را به زبان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان سپاه آمدند. سمینار اقتصادی برای موضوع شرکت بیشتر سپاه در بازسازی کشور دارند. طرح های مهمی چون اتوبان تهران ـ ساوه، سد کرخه، راه آهن سرخس ـ مشهد را اجرا می کنند. آقای [محسن]رضایی، [فرمانده کل سپاه پاسداران]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۷۰
آقایان [اسدالله] بیات، [نماینده زنجان] و قهرمان [رحمانی، نماینده تاکستان] آمدند. از استاندار زنجان شکایت داشتند وخواستار تعویض او بودند. نمایندگان تبریز آمدند. خواستار تعویض استاندار و امام جمعه و مخالف با جدا شدن اردبیل از استان[آذربایجان شرقی] بودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۷۰
عفت هنوز تب داشت. صبحانه را برای او و خودم آماده کردم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم صبح از سمینار تحول اداری آمدند. آقای [سید منصور] رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] گزارش داد و من صحبت کردم. آقای دکتر [حسن] توفیقی، رییس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۷۰
دیشب برف خوبی باریده است. کسالت عفت ادامه داشت. تنهایی صبحانه خوردم و برای عفت شیر گرم کردم. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [حسین]محلوجی، [وزیر معادن و فلزات]، مدیرعامل کارخانه ذوب فولاد اصفهان و مدیرعامل فولاد مبارکه آمدند. برای انعقاد قرارداد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۷۰
در خانه بودم. کار زیادی نبود. یک جزوه دربارة منظومه شمسی و نیز خاطرات [ابوالحسن] ابتهاج و گزارش ها را مطالعه کردم. عفت تب داشت. فائزه و فاطی ناهار آمدند. عصر محسن هاشمیان و عباس فرحبخش آمدند و توضیحی دربارة وضع صدور پسته و عملکرد کارخانه بسته بندی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم صبح به مهمانسرای جدید سعدآباد رفتم. هیأت دولت در آنجا جلسه داشت. به خاطر چک آپ [پزشکی] وزرا، جلسه را امروز آنجا تشکیل داده ایم.در مورد مسایل مربوط به رفتن کارگران ایرانی به ژاپن مذاکره شد؛ این امر مشکلاتی را ایجاد کرده است. ساعت ده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۷۰
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری برای گزارش کارها آمد. آقای [سیدشرف الدین] ملک حسینی، از علمای شیراز آمد. مقداری از استاندار یاسوج[=کهکیلویه و بویراحمد] بد گفت. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی]، برای کارهای اداری آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۷۰
مقداری شلغم که آقاجلال از نایین آورده بود، با پزنده اشعه ای[=مایکرویو] پختم؛ خوشمزه نشد. ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقای [غلامرضا]شافعی آمد. برای معرفی او به عنوان وزیر تعاون، با هم به مجلس رفتیم. آقای [سیدمحمود]دعایی، [نماینده تهران] در مجلس آمد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۷۰
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه و نیم صبح کارها انجام شد. جلسه ستاد امور جمهوری های مسلمان نشین شوروی سابق داشتیم. آقای [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، گزارش سفر به باکو را داد و آقای [محمود]واعظی، [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۷۰
فرزندان شاهد فارغ التحصیل از دانشگاه ها آمدند و گزارش وضع تحصیلی را دادند. صحبت کردم و تشویق شان نمودم. آقای سید احمد موسوی، [سفیر ایران در لبنان] و آقای [محمدحسن]اختری، [سفیر ایران در سوریه] آمدند. دربارة گروگان های آلمانی نظرم را خواستند. گفتم اگر ممکن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۷۰
شورای پشتیبانی نهضت سواد آموزی جلسه داشت. گزارش موفقیت ها و جلو افتادن از برنامه پنج ساله را دادند و برای برنامه آینده بحث شد. پیشنهاد کردم که به صورت مقاطعه و پیمانکاری هم عمل کنیم؛ مبلغ معینی دریافت کنند. چیزی حدود 90 درصد هزینه جاری باسواد کردن یک فرد،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۷۰
در خانه بودم. بیشتر وقتم به مطالعه کتاب «بیراهه» ، نوشتة بوریس یلتسین، رییس جمهور فعلی روسیه گذشت. به نظر می رسد آدم پُرکار، تندخو و نق زنی است و آرای فعلی خود را مرهون انتقادات صریح خود از وضع حکومت و خرابی های شوروی در سال های اخیر می داند؛ چون
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




