روزنوشتهای سال ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۶
اذان صبح بیدار شدم. بعد از نماز صبح اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم. موذیانه می خواهند ابتکار عمل را به دست عراق معرفی کنند و از پیروزی های جبهه چیزی نمی گویند. با اهرم جنگ شهرها می خواهند عراق را صاحب ابتکار عمل نشان دهند. جنگ روانی زیرکانه ای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۶
پیش از اذان بیدار شدم. بخاری نفتی خاموش شده بود. آقای امیر آبادی - مستخدم مجلس که همراهمان است - آمد و درست کرد. خبر دادند که دیشب عراق چهار موشک به تهران پرتاب کرده که یکی موثر بود. معلوم شد عملیات بیت المقدس 3 به منظور گرفتن ارتفاعات گوجار دیشب آغاز
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۶
ساعت پنج صبح با صدای بلندگوی قرارگاه بیدار شدم. بعد از نماز صبح آقای سنجقی اطلاع داد که حدود دو بامداد درگیری آغاز شده و اکثریت اهداف مرحله اول تامین شده است. با آقای محسن رضایی تلفنی صحبت کردم؛ راضی است و می گوید 90 درصد اهداف این مرحله به دست آمده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۶
آقای فروزنده اطلاع داد عملیات که قرار بود دیشب انجام شود، نشده و به امشب موکول شده است. با اینکه قرار بود بعد از شروع عملیات به منطقه برویم، به خاطر احتمال وجود موانع در راه، تصمیم گرفتیم امروز برویم. فرم شرکت در انتخابات [مجلس شورای اسلامی از حوزه ا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم . اواخر خطبه دوم موشک عراقی به تهران رسید و در فضا منفجر شد. مردم احساسات پرشوری ارائه دادند. به خاطر نماز جمعه در مدت یک ساعت، سه موشک عراقی به تهران و یکی به قم رسید و خوشبختانه هیچ یک موثر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۶
پیش از آفتاب، موشک عراقی ها به تهران رسید و در فضا منفجر شد. در اخبار زمزمه حفاظت آمریکا از سایر کشتی ها در خلیج فارس که پرچم آمریکا را ندارند، بلند شده که تحول خطرناکی خواهد بود. ساعت هشت و ربع به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. فیلمنامه ای را که برای اظهار نظر فرستاده بودند، خواندم. درباره نقش باندهای صهیونیستی و بهایی در حکومت طاغوت بود. مهدی از روی نقشه، وضع منطقه طالبانی ها و نقاط حساسی را که عراق تلاش می کند تصرف نماید، توضیح داد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۶
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا یک ربع به هشت گزارش ها را خواندم. تا نه و نیم در جلسه علنی ماندم. سپس برای امور جاری و مسائل جنگ به دفترم آمدم. تا عصر ملاقات های متعدد و کوتاهی داشتم. دکتر ولایتی آمد و برای موضع گیری راجع به پیشنهاد ختم جنگ شهرها از طرف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه به نمایندگان توصیه کردم که در بحث ها صرفه جوئی کنند که لایحه بودجه زودتر تمام شود تا مجبور نباشیم در شرایط وجود خطر، جلسه زیاد داشته باشیم. پیشرفت خوبی در کار داشتیم. تا ظهر در جلسه ماندم. ظهر آقای کنگرلو آمد و گفت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۶
ساعت پنج صبح با صدای انفجار موشک عراقی بیدار شدم. بعداً معلوم شد موشک به کوه های شمال شمیران خورده و آسیبی نداشته است. به مجلس آمدم. تا نزدیک ظهر در جلسه علنی بودم. نمایندگان توصیه کردند که کمتر در جلسه بمانم. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کردم. آقای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۶
اول به مجلس رفتم. پیش از جلسه، اخبار جنگ و مسائل موشکی را به نمایندگان گفتم . پیش از ظهر و عصر در جلسه علنی ماندم. به خاطر احساس خطر، پیشرفت کار خوب است. تعداد هفت موشک عراقی به تهران رسید که سه قبضه آن در فضا منفجر شد و چهار قبضه آن به زمین خورد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۶
در منزل بودم. باران می بارید. کارهای عقب افتاده ایام مسافرت را از مجلس آوردند، انجام دادم. پیش از ظهر دکتر روحانی آمد. گزارش وضع موشک های شلیک شده عراقی ها را داد و درباره جنگ و ساخت موشک صحبت کردیم. عصر گروه موشکی سپاه آمدند. گزارش پیشرفت کار ساخت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۶
بعد از نماز و صبحانه به سوی تهران حرکت کردیم. برف و باران می بارید. از کنار دریاچه مریوان گذشتیم. در شهر مریوان گشتی زدیم. شهر با صفایی است اما آثار خرابی بمباران خیلی زیاد دیده می شد. نزدیک مرز عراق است. مردم با اطلاع از عملیات آینده، شهر را خلوت کرده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۶
اول طلوع فجر بیدار شدم. اخبار و اطلاعات را گرفتم. دیشب هم به تهران موشک زده اند و عجیب این است که بیشتر موشک ها در هوا و فضای تهران منفجر می شود و بعضی ها هم عمل نمی کند، ولی رادیوهای بیگانه سروصدای زیادی به راه انداخته اند . تا ساعت ده و نیم با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۶
ساعت شش و نیم صبح بیدار شدیم. اطلاع دادند دیشب تا امروز صبح، چند موشک دیگر عراق به تهران اصابت کرده است. تلفنی با آقای خامنه ای صحبت کردم. گفتند مجموعاً 12 موشک فرود آمده و حدود سی وشش نفر شهید و حدود هفتاد نفر مجروح شده اند. قدرت انفجاری موشک کم است
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۶
اول صبح بیدار شدم. باران به شدت می بارید و از سقف قرارگاه آب زیادی وارد می شد. ظروفی گذاشته بودند که آب به زیر پتوها و افراد نرود. دوسه ساعت بیشتر نخوابیده بودم. بعد از نماز و صبحانه، با فرماندهان قرارگاه برای نتیجه گیری از مذاکرات دیشب به شور نشستیم. به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۶
نزدیکی های مراغه، نماز صبح را در قطار خواندم. همراهان پائین رفتند و در ایستگاه نماز خواندند. صبحانه خوردیم. سپس محسن و دوستانش درگروه موشکی به کوپه آمدند و توضیحات درباره برنامه و گزارش پیشرفت ها را دادند. از سفر به کره شمالی و بازدید از مرکز ساخت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۶
در منزل بودم. وقتم با استراحت و مطالعه و پیاده روی در حیاط منزل گذشت. ظهر آقای خامنه ای اطلاع داد که عراق به پالایشگاه تهران حمله کرده و خساراتی وارد کرده است. دستور مقابله به مثل، با زدن بغداد و بصره داده شد. گفتم برای خروج مردم از شهرهای بصره و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۶
در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. با عفت و محسن صبحانه خوردیم. ظهر همسر دوم مرحوم [حسن[لاهوتی مهمانمان بود و شب بستگان خودم آمدند. هوای خوبی است. مقداری در حیاط منزل قدم زدم. گزارش های ساحفاجا]= سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] را خواندم. موارد زیادی از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۶
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش های رسانه ای، گزارش کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا مهم است که نسبت به شکست عراق و تهدید منافع غرب اعلام خطر کرده است. چون نواب رئیس نبودند، تا آخر در جلسه ماندم. بعد از جلسه برای جمعی از تماشاچیان که سپاهی و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم به مجلس آمدم. کار زیادی نداشتم. آقای [محمد] فروزنده، برای پیگیری تامین ارز مهندسی در بانک مرکزی و مذاکره درباره حفظ نخل های اطراف بهمن شیر آمد. توافق شد که با آوردن تعدادی از صاحبان نخل ها و شیرین تر کردن آب اقدام کنند. اطلاع داد که با متروی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس رفتم. تا ساعت نه صبح درجلسه ماندم و بعد به دفترم آمدم. نطق های پیش از دستور نمایندگان در رابطه با انتخابات و اختلافات خطی تند شده است. آقایان [محمد علی[هادی و]حسین[محلوجی برای توصیه در خصوص ادامه ماموریت آقای]محمدجواد[لاریجانی در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس آمدم. کمی در جلسه علنی ماندم و به جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ رفتم. مشکل ارزی نیروهای مسلح و نیازهای بهداشت و درمان و کمیته امداد امام و مشکل شهربانی برای انگشت نگاری را رفع کردیم. ظهر به مجلس آمدم. آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد و برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس و پیش از ظهر، چند ملاقات داشتم. آقای آقامحمدی آمد. از منطقه آزاد شده طالبانی ها در داخل عراق برگشته است. اوضاع آنجا را خوب و باب طبع دیده بود و تاکید داشت که هلی کوپترها امکانات را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. آقای شیخ [محمد مهدی[شمس الدین]از علمای لبنان] آمدند. درباره آینده این کشور از نظر نوع حکومت بحث شد و درباره تشکیل کنگره ای برای فلسطین در ایام هفته آخر ماه مبارک رمضان در لبنان مشورت کرد و نسبت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۶
در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. نامه یاسر را تکمیل کردم. مهدی و یاسر از جبهه تلفن کردند. از منطقه ماؤوت به میاندوآب آمده اند و در پادگان هستند. یاسر از اول تاکنون تلفن نکرده بود. عفت ناراحت بود، داشت دعای مرأه المعین را می خواند. خیلی خوشحال شد. عصر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۶
اول طلوع فجر، به دنبال رؤیای هول انگیزی بیدار شدم. در رؤیا دیدم که بخشی در بدنم از من جدا است و با کاردی با دست راستم، دست چپم را از نقطه مچ بریدم و جدا کردم و درهمان حال توجه داشتم چون روح ندارد، درد هم ندارد؛ گویا آن را برای استفاده تغذیه، تعبیرهایی به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم کارها را انجام دادم. تا ساعت یک ربع به یازده در جلسه علنی مجلس بودم. بعد از جلسه برای خانواده های شهدای سرخس، فریمان و احمدآباد صحبت کردم . یکی از مسلمانان اخراجی از کویت آمد و پول برای جبهه آورد. برای مشکلات شخصی استمداد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۶
صبح زود به مجلس رسیدم. برف می بارید. گزارش ها را دیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. خبر رسید که بمبی در خیابان باهنر (نیاوران) منفجر شده است. در راه آمدن به دفتر، با گروهی از مردم تنکابن گفتگو کردم. در تنفس آقای [اسداله[بادامچیان آمد. گفت اتحادیه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۶
به مجلس آمدم. تا ده و نیم در جلسه علنی ماندم. تا ظهر کارهای دفترم را انجام دادم. ظهر آقای [محمد] یزدی آمد. گزارش سفر به چین را داد؛ راضی است ولی زائو زیانگ ملاقات به ایشان نداده و پیام من را به فرستاده مخصوص او داده است. عصر استاندار کردستان و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۶
بعد از یک هفته تعطیلی، امروز مجلس جلسه داشت. اول وقت به مجلس رفتم. قبل از شروع به نمایندگان اطلاع دادم که کمیسیون ها هر چه طرح و لایحه برگشته از شورای نگهبان دارند، آخرین تلاش را برای توافق انجام دهند که قرار شده اگر توافق نشد، به مجمع تشخیص مصالح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۶
ساعت هشت ونیم به مجلس آمدم. برای ملاقات ها، مدیر بخش بازرگانی سازمان گسترش و نوسازی صنایع آمد. گزارش داد که حدود دو میلیون دلار صادرات و بیش از هفتصد میلیون دلار خرید خارجی داشته اند و از بوروکراسی مانع صادرات گله داشتند. آقای [محمود] محمدی عراقی،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۶
در منزل ماندم. بیشتر وقت به مطالعه و استراحت گذشت. آقای رضایی مسئول روز حفاظت بیت را خواستم و درباره حادثه دیشب منزل محسن توضیح خواستم و تاکید بر پیگیری نمودم. عفت برای بررسی موضوع به منزل محسن رفت. آقای [حسین] مهدیان آمد. اطلاع داد که آیت الله منتظری
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۶
در منزل بودم. وقت به مطالعه گذشت. کارها را از مجلس آورده بودم. محسن آمد. مقداری درباره ضرورت سرعت در ساخت موشک و سایر مسائل کاری اش صحبت کردیم. عصر اطلاع دادند که عراق به یک کارخانه ساصد [= سازمان صنایع دفاع] در شیراز حمله کرده است. دستور مقابله به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۶
اول وقت برای زیارت امام به حسینیه جماران رفتم. امام صحبت کوتاهی فرمودند ، ولی حال و صدایشان خوب بود. به مجلس آمدم تا ساعت یازده گزارش ها را خواندم. [آقای موید] سفیر جدیدمان در هلند برای مشورت و خداحافظی آمد. معتقد است که هلندی ها مایل به توسعه روابط
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۶
دیشب و امروز برف سنگینی بارید که باعث تعطیلی مدارس شد. برای شرکت در مراسم روز نیروی هوایی ارتش و اجتماع خانواده های شهدای آنها، به محل ستاد نیروی هوایی رفتم و برای آنها صحبت کردم . به مجلس آمدم. جمعی از اعضای جهاد دانشگاهی اصفهان آمدند و طرح هایی را که
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۶
به مجلس آمدم. گفتند جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ، منتظر است. رفتم ولی تشکیل نشد، به مجلس برگشتم. آقای رفیق دوست آمد. درباره سلاح های مهم استراتژیک صحبت کردم. آقای [سیدکمال] خرازی آمد و گزارش سفر به لبنان را داد. از کمبود تلاش های فرهنگی در آنجا و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم به مجلس آمدم. ساعت نه و نیم آقای رئیس زاده معاون روابط عمومی مجلس آمد و تحلیل هائی ارائه داد. نظرش این است که من در رأس امور اجرائی کشور قرار گیرم. مشکل بزرگ را نقص مدیریت کلی کشور می داند. گفتم نمایندگان مجلس رضایت نمی دهند و خودم هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۶
ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. در شمیران برف می بارید و در شهر آفتاب است. آقای [محمد جواد[لاریجانی]معاون وزیر امور خارجه] آمد. گزارش وضع در شورای امنیت در رابطه با قطعنامه 598 را گفت. مدعی است فقط آمریکا و فرانسه روی تحریم ایران کار می کنند. روس و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۶
در منزل بودم. کار زیادی نبود، استراحت داشتم. دیشب و امروز بارش برف داشته و داریم. عصر آقای [محمد حسن] زورق آمد و بخش اول، گزارش تاور را با مقدمه آورد و توضیحاتی داد. گفتم روی اعترافات اخیر انگلیس در مورد آغازگر بودن عراق در جنگ کار کنند. او در خصوص اهداف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم، در گزارش ها مسأله مهمی نبود، جز بزرگ شدن بودجه درخواستی رئیس جمهور آمریکا برای شورشیان نیکاراگوئه، در مجلس نمایندگان آمریکا. تا ساعت ده و نیم جلسه علنی را ادامه دادیم و سپس ختم کردم و به دفترم آمدم. آقای [محمد حسن[اختری سفیرمان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۶
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم کار کردم. تا ده و نیم جلسه علنی مجلس داشتیم و سپس به دفترم آمدم. آقای [غلامعلی[شهرکی]نماینده زاهدان[آمد. درباره کاندیدا شدن مشورت کرد. آقای قرچه داغی برای امور اداری مجلس آمد. آقای]سیدرضا] زواره ای آمد. گله داشت که بعضی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۶
خیلی زود به مجلس رسیدم. چون هر دو نایب رئیس غایب بودند، تا ظهر در جلسه علنی ماندم. ظهر یکی از کارمندان مجلس برای امور اداری آمد. عصر آقای [غلامعباس[زائری]نماینده بندرعباس و عضو هیأت رئیسه مجلس] آمد. مبلغی دلار خیریه را داده بودم که تبدیل به ریال
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۶
زود به مجلس آمدم. قبل از دستور درباره روز رحمت صحبت کردم . ساعت ده و ربع جلسه را ختم کردم و به شورای عالی پشتیبانی جنگ رفتم. چند مصوبه داشتیم و اجازه دادیم 160 میلیارد ریال، برای تأمین مخارج طرح به سوی کربلای 2 اسکناس چاپ شود. بعد از جلسه با آقای خامنه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۶
اول وقت تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. تا ده و نیم در جلسه علنی ماندم. در تنفس به دندانپزشکی رفتم و روکش دندانم را نصب کردند. بخشی از دندان عقب فک شکسته است. ظهر چند ملاقات داشتم. نامه ای برای امام، در خصوص تعیین مرجع تشخیص مصالح حکومتی تهیه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۶
اخبار رادیوهای بیگانه را گرفتم. مسأله مهم، گزارش وزارت خارجه انگلیس به پارلمان این کشور است که صریحاً عراق را آغازگر جنگ و شروع کننده حمله به کشتی ها و به کارگیری اسلحه شیمیائی و زدن شهرها و عنصر شرور جنگ معرفی کرده است. سفیر یونان آمد. ملاقات بیشتر برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ای در ادامه بحث عدالت اجتماعی با موضوع ویژگی های اشراف و خطبه ای درباره آثار انقلاب و عملیات بیت المقدس ایراد کردم . بچه ها مهمان همشیره بودند و من و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمی ندیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. ظهر سرهنگ [مصطفی[ترابی آمد. گزارش پیشرفت کار و تعقیب یک گروه سلطنت طلب را داد که عمدتاً در ارتش وجود دارند و با رضا پهلوی و]منوچهر] گنجی مرتبطند. رئیس زاده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. گروهی از مدیران کارخانجات که در ساخت مهمات همکاری دارند، آمدند. گزارش پیشرفت کار دادند و گفتند روزانه 12 هزار قبضه خمپاره 60 و 6 هزار خمپاره 81 و 2500 قبضه خمپاره 120 و مقداری گلوله توپ 122 و موشک مینی کاتیوشا تولید می
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۶
دیرتر از معمول به مجلس رسیدم. یکسره به جلسه رسمی رفتم. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. مراجعات نمایندگان زیاد بود. چند ملاقات انجام دادم. عصر برای انجام کارهای عقب افتاده روزهای سفر، به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفتم. خروج بخشی از نیروهای غربی از خلیج
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۶
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. ساعت هشت و نیم برای شرکت در شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آقای خامنه ای رفتم. تا ظهر آنجا بودم. چند مصوبه داشتیم. تا ساعت چهار به استراحت و خواندن گزارش ها گذشت. آقای [غلامعباس] زائری آمد. از تغییر رئیس بنیاد شهید هرمزگان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۶
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه، مختصراً وضع جنگ را گفتم. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی ماندم. پیش از ظهر در دفترم با نماینده های برخوار، همدان و لنجان ملاقات داشتم. آقای آقامحمدی درباره برنامه تبلیغاتی در سودان به دنبال شهادت سید مهدی حکیم و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۶
بعد از نماز صبح، فرماندهان سپاه از قرارگاه شهید بروجردی آمدند. آخرین وضعیت های میدان نبرد بررسی و برای برنامه آینده تصمیم گیری شد . ساعت هشت و نیم با اتومبیل به سوی تهران حرکت کردیم. یاسر هم خداحافظی کرد و همراه امیر مهدی و رحمانی به سوی ماؤوت رفتند. تا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۶
سحر بیدار شدم. تا ساعت نه صبح در قرارگاه مذاکره داشتیم و اوضاع جنگ را بررسی کردیم . مقداری در اطراف قرارگاه در برف ها پیاده روی کردیم. برف می بارید. نزدیک ظهر فرماندهان قرارگاه نجف و قرارگاه قدس آمدند. گزارش کامل عملیات را دادند و فرماندهان لشکرهای 10
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۶
بعد از نماز و گوش دادن به اخبار، از عملیات دیشب اطلاع گرفتم؛ از پیشرفت راضی بودند. برای قدم زدن در برف ها به اطراف قرارگاه رفتیم. تا ظهر قدم زدیم و آقای امیدخدا - از پاسداران همراه – فیلمبرداری کرد. به مرکز شنود مذاکرات بی سیمی عراق رفتیم؛ توضیحاتی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۶
بعد از نماز، اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم؛ خیلی از جنگ و عملیات بیت المقدس می گویند. آقای مسجدی، جانشین فرمانده قرارگاه رمضان و آقای برهان، مامور نماینده امام در قرارگاه سپاه آمدند. از کمبودها و ضعف های قرارگاه رمضان گفتند. ساعت نه به سوی منطقه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۶
اول وقت فرماندهان قرارگاه ها از لشکرها، تیپ ها، گردان ها و دسته های واحدهای عمل کننده آمدند. در اجتماع آنها سخنرانی مبسوطی درباره استراتژی و برنامه های جنگ ایراد کردم . گفته بودند که نیروها از تغییر زمان عملیات ناراضی اند. آنها را توجیه و تشویق کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۶
اول وقت فرماندهان قرارگاه کربلا و لشکرها آمدند. برنامه عملیات لغو شده را گفتند و از لغو عملیات اظهار نارضایتی کردند. بعضی ها هم راضی بودند و درباره عملیات آینده به مشورت پرداختیم. جلسه تا ظهر طول کشید. عصر همراه با جمعی از فرماندهان سپاه از جمله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۶
بعد از نماز گزارش ها را خواندم. قبل از شروع جلسه، خبر شروع عملیات بیت المقدس دو را به نمایندگان دادم. جلسه را افتتاح کردم، به منظور اعلان حضور در تهران و سپس ادامه جلسه را به آقای [محمد] یزدی سپردم و همراه دکتر روحانی با اتومبیل به سوی اهواز حرکت کردیم. در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۶
به مجلس آمدم. [آقای مهدی خندق آبادی[سفیر ایران در استرالیا آمد. گزارشی داد و مشورت کرد. او خواستار باز کردن کنسولگری بود. سفیر سودان در ایران آمد. ملاقات به تعارف گذشت و انتظاراتشان از ایران را گفت. سفیر نیکاراگوئه در ایران آمد. برای نفت استمداد کرد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۶
اول وقت اطلاع دادند که عملیات دیشب در منطقه ماؤوت با موفقیت انجام شد و اکثر اهداف مرحله اول را گرفته اند. این عملیات دنباله دارد. برای جلوگیری از تحریک عراق، یکی دو روز اعلام و تبلیغات به تاخیر افتاد. در نمازجمعه تهران، یک خطبه را درباره کلمات و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۶
پیش از طلوع فجر، خواب وحشتناکی دیدم. در خواب ناله می کردم. عفت بیدارم کرد. یادم آمد که خواب می دیدم در روستای بهرمان، به تنهائی از کوچه کنار باغ مسجد، جایی که در بچگی به ما می گفتند جن دارد، عبور می کردم. قیافه مهیبی از دور پیدا شد که در عالم خواب تصور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۶
دیشب برف خوبی آمده است. عفت برای یاسر آش پشت پا پخته بود که من و پاسدارها خوردیم. ساعت نه به مجلس رسیدم. نه ونیم [آقای ابوالقاسم سرحدی زاده[وزیر کار و معاونش آقای]محمد[سلامتی آمدند و درباره انتخابات صحبت کردند.]مسئولین] انجمن اسلامی معلمان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. قبل از دستور درباره جواب دوم امام به آقای خامنه ای که از ایشان تمجید شده بود و نیز درباره انصارالمجاهدین صحبت کردم . جواب [آقای آقازاده] وزیر نفت به کمیسیون اصل 90 را در دستور داشتیم که باعث خشم جناح راست شد. در تنفس به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۶
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای ری شهری [وزیر اطلاعات] آمد و راجع به نماینده مسجدسلیمان مشورت کرد. گزارش اطلاعات را داد. گفت که امام جمعه شیراز بی طرفی را در انتخابات نقص کرده است. شب احمدآقا آمد و اطلاع داد که آقای خامنه ای نامه را عوض
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس به دندان پزشکی رفتم. برای روکش یک دندان قالب گیری شد. ظهر آقای [حسین] مهدیان آمد. اساسنامه بنیاد خیریه طاهر را برای اموال خیریه تولیت آورد. آقایان سنجقی و رفیق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۶
به مجلس رفتم. یاسر هم برای تنظیم برنامه اعزام به جبهه آمد. او مایل است زودتر برود. با اینکه تا یک هفته دیگر، دو محافظ خودم به جبهه می روند، ولی آقای رحمانی محافظ دیگرمان زودتر می رود. آنها می خواهند با هم بروند، تا به عملیات برسند. تا ساعت نه گزارش ها را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۶
در منزل بودم. آقای محسن رضایی آمد. درباره برنامه عملیات آینده مذاکره کردیم . او اصرار دارد که مسئولیت تمشیت امور سپاه را بپذیرم. درباره مسئول حفاظت اطلاعات سپاه هم بحث شد. خواستار اعتبار جهت خرید هواپیما برای سپاه شد. آقای [محسن] کنگرلو آمد و برنامه کار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۶
در بین راه مجلس، در اخبار رادیو، خبر جواب امام به نامه آقای خامنه ای را شنیدم . این نامه در مورد تفسیر ایشان در نماز جمعه از نوشته های امام در جواب شورای نگهبان و وزیر کار است و در آن بر اختیارات وسیع حکومت اسلامی در ارتباط با تعطیل احکام فرعیه اسلامی
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم به مجلس رفتم. یاسر هم آمد. آماده رفتن به جبهه شده است. حال خوبی دارد. آقای رحمانی می خواهد با هم بروند. خودش هم قبول دارد. آقای ربانی روحانی - که در آرژانتین برای تبلیغ اقامت کرده است. - آمد. گزارش وضع شیعه و مسلمین آنجا را گفت و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۶
در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی مجلس ماندم. در تنفس به کمیسیون برنامه و بودجه رفتم و نیازهای جنگ را توضیح دادم . بودجه پیشنهادی دولت برای جنگ را ناکافی خواندم و قرار شد ترمیم شود. در راه برگشت به دفتر، دیدم نصاب حضور
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۶
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ، به مقر ریاست جمهوری رفتم. تا نزدیک ظهر در جلسه بودم. سپس از طرح مصلای بزرگ تهران بازدید کردم. با آقای [علی[رازینی درباره قاضی کردستان که با سپاه اختلاف پیدا کرده است، صحبت کردم. همچنین به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. امروز مراجعات زیادی از طرف نمایندگان داشتم. از تنفس تا ساعت هشت و نیم شب در دفترم کار کردم. گزارش های چند روز گذشته را خواندم. ظهر آقایان [غلامحسین[نادی،]محمد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۶
اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتیم. فرماندهان جهادهای منطقه آمدند. گزارش وضع کار دادند و نیازها را گفتند . عموماً از کمبود بولدوزر شاکی اند و همین تعداد موجودشان هم کارائی زیاد در برف ندارد. سپاه هم از ضعف عملکرد جهاد ناراضی بود؛ لابد به خاطر همین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۶
ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. حدود ساعت شش صبح طلوع فجر است. برف می بارید و تا عصر ادامه داشت. خاطرات دو روز را بعد از نماز نوشتم. اخبار رادیو بی بی سی را گرفتم. مطلب مهمی نداشت، جز رفع خطر شهر خوست افغانستان. عراق در حمله هوایی به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۶
پیش از اذان صبح بیدار شدم. هوا کمی سرد بود. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، آقای [محمد باقر] ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان آمد. طرح عملیاتی آینده داخل عراق را گفت. اجازه دادم که قرارداد مبنی بر قید امنیت آنها در صورت توافق با دولت آینده عراق و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۶
تا ساعت دو و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. کارها را از مجلس آورده بودم. وقت حرکت مشخص نبود. به [فرودگاه] مهرآباد آمدیم. با هواپیمای شاهین به سوی همدان حرکت کردیم. ارتفاعات در مسیر پوشیده از برف بود. پس از نیم ساعت پرواز، در پایگاه هوایی همدان فرود آمدیم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۶
تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. به خاطر روند مخالفت با تسهیلات جهاد سازندگی، ناچار شدم به تندی حرف بزنم و روال اصلاح شد. در تنفس [آقای بیژن نامدار زنگنه[وزیر جهاد و آقای]عبدالله] نوری آمدند که ادامه جلسه را هم در مجلس باشم که ممکن نشد. نمایندگان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۶
ساعت هشت ونیم صبح به دفتر رئیس جمهور رفتم. شورای عالی پشتیبانی جنگ تا ظهر جلسه داشت. برای جهاد مالی و مسائل دیگر تصمیم گیری شد. قرار شد دویست میلیون دلار ارز دولتی را در راه جذب ریال برای جنگ مصرف کنیم. ظهر آقای [محی الدین] فاضل هرندی آمد. از طرف من برای
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۶
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. کمی باران می بارید. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. [آقای میرحسین موسوی[نخست وزیر آمد و لایحه بودجه سال 67 را آورد. صحبت کردم و تشکر نمودم . بعد از تنفس، از کلاس سوادآموزی بی سوادهای مجلس بازدید کردم و نیم سکه]بهار
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




