اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتیم. فرماندهان جهادهای منطقه آمدند. گزارش وضع کار دادند و نیازها را گفتند . عموماً از کمبود بولدوزر شاکی اند و همین تعداد موجودشان هم کارائی زیاد در برف ندارد. سپاه هم از ضعف عملکرد جهاد ناراضی بود؛ لابد به خاطر همین
اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتیم. فرماندهان جهادهای منطقه آمدند. گزارش وضع کار دادند و نیازها را گفتند . عموماً از کمبود بولدوزر شاکی اند و همین تعداد موجودشان هم کارائی زیاد در برف ندارد. سپاه هم از ضعف عملکرد جهاد ناراضی بود؛ لابد به خاطر همین کمبودها است.
ساعت نه و نیم صبح از مقرمان به سوی تبریز حرکت کردیم. در بین راه از شهرهای سقز، بوکان، میاندوآب، ملکان، بناب، آذرشهر و عجب شیر گذشتیم. جاده ها خوب است و زمین همه جا پوشیده از برف، به طوری که جای خشکی برای نماز و ناهار پیدا نکردیم.
ساعت دو بعد از ظهر به پایگاه هوایی تبریز رسیدیم. همان لحظه هواپیمای 707 بوئینگ سوخت رسان هم برای بردن به زمین نشست. ناهار را مهمان پایگاه بودیم. هنگام صرف ناهار، خلبان سرهنگ نادری که با شهید [عباس] بابائی هنگام شهادت در یک هواپیما بوده اند، ماجرای اصابت گلوله و شهادت شهید بابائی را تعریف کرد.
نزدیک ساعت چهار بعد از ظهر به سوی تهران پرواز کردیم. مغرب به منزل رسیدم. شب را برای استراحت در خانه ماندم. استاندار کرمان آمد. راجع به انتخابات کرمان و جهاد مالی صحبت کرد. او پیشنهاد گرفتن پول کافی از ثروتمندان کرمان را داد.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام