اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه، مختصراً وضع جنگ را گفتم. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی ماندم. پیش از ظهر در دفترم با نماینده های برخوار، همدان و لنجان ملاقات داشتم. آقای آقامحمدی درباره برنامه تبلیغاتی در سودان به دنبال شهادت سید مهدی حکیم و
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه، مختصراً وضع جنگ را گفتم. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی ماندم. پیش از ظهر در دفترم با نماینده های برخوار، همدان و لنجان ملاقات داشتم.
آقای آقامحمدی درباره برنامه تبلیغاتی در سودان به دنبال شهادت سید مهدی حکیم و کارهای قرارگاه رمضان صحبت کرد و آقای پناهنده دو نفر را آورده بود که یک میلیون تومان کمک مالی برای جنگ آوردند. حواله کردم که به لشکر امام حسین(ع) بدهند.
آقای [حسین[کمالی آمد. از شورای نگهبان گله داشت که در اصلاح قانون کار همکاری نمی کنند. تا عصر کارهای عقب مانده را انجام دادم.]آقای مجید قاسمی] رئیس بانک مرکزی آمد و از کمبود ارز گفت. در مورد دادن ارزهای ضروری تأکید کردم. آنها رفتند و من تا ساعت هشت و نیم کار کردم و به خانه آمدم.
یاسر تلفن کرد و برای ملاقات افراد لشکر 10 سید الشهدا(ع) با امام وقت می خواست. از ماؤوت برگشته اند. مهدی از خانه محسن شام آورد، با هم خوردیم. او هم برای رفتن به جبهه آماده می شود. گفتم صبر کند تا یاسر برگردد، ولی عجله دارد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام