خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:45کد خبر28376

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمی ندیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. ظهر سرهنگ [مصطفی[ترابی آمد. گزارش پیشرفت کار و تعقیب یک گروه سلطنت طلب را داد که عمدتاً در ارتش وجود دارند و با رضا پهلوی و]منوچهر] گنجی مرتبطند. رئیس زاده

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمی ندیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. ظهر سرهنگ [مصطفی[ترابی آمد. گزارش پیشرفت کار و تعقیب یک گروه سلطنت طلب را داد که عمدتاً در ارتش وجود دارند و با رضا پهلوی و]منوچهر] گنجی مرتبطند.

رئیس زاده معاون روابط عمومی [مجلس[آمد و از پرونده سازی ها اظهار نگرانی کرد. آقای عظیمی از منطقه]عملیاتی[گزارش داد که کار جهاد]سازندگی]، در خصوص زدن جاده و پل در ژاژیله پیشرفت ندارد. به وزیر جهاد اعتراض کردم. جواب دادند که گزارش درست نیست و کار به موقع تمام می شود.

با دفتر امام درباره ملاقات افراد لشکرهای تهران با امام مذاکره کردیم. برای انجام کارهای عقب مانده، تا ساعت هشت شب در دفترم کارها را به روز رساندم. آقایان [محمد علی] نظران و فاضل آمدند. درباره تحویل بخشی از پادگان قوشچی ارتش به سپاه گزارش دادند. مهندس ترکان آمد و برای تولید موشک زمین به زمین ارز خواست. وعده دادم.

مهدی و یاسر بر سر جبهه رفتن مباحثه داشتند و بالاخره هیچ یک قانع نشدند که جبهه را به تاخیر بیندازند. قبول کردم که هر دو نفر بروند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا