خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:37کد خبر28347

تا ساعت دو و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. کارها را از مجلس آورده بودم. وقت حرکت مشخص نبود. به [فرودگاه] مهرآباد آمدیم. با هواپیمای شاهین به سوی همدان حرکت کردیم. ارتفاعات در مسیر پوشیده از برف بود. پس از نیم ساعت پرواز، در پایگاه هوایی همدان فرود آمدیم.

تا ساعت دو و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. کارها را از مجلس آورده بودم. وقت حرکت مشخص نبود. به [فرودگاه] مهرآباد آمدیم. با هواپیمای شاهین به سوی همدان حرکت کردیم. ارتفاعات در مسیر پوشیده از برف بود. پس از نیم ساعت پرواز، در پایگاه هوایی همدان فرود آمدیم. فقط سرهنگ پردیس فرمانده پایگاه و جانشین او مطلع بودند. معلوم شد ماشین هایمان نرسیده اند. آنها را به تبریز فرستاده بودیم. برنامه عوض شد. گفتم بیایند همدان که در گردنه آوج به خاطر برف گیر کرده بودند. از طریق دفتر تهران مطلع شدیم.

با اتومبیل های پایگاه، به سوی باختران حرکت کردیم. در گردنه اسدآباد، جاده ها برف داشت و یخ زده بود؛ با احتیاط رفتیم و ساعت هفت بعد از ظهر به باختران [= کرمانشاه] رسیدیم.

در قرارگاه سپاه مستقر شدیم. آقای رضایی و فرماندهان دیگر منتظرمان بودند. علت تاخیر عملیات را گفتند : بارش برف، بسته شدن جاده و خراب شدن پل ها. تلفنی با منزل صحبت کردم و خبر سلامتی دادم. خسته بودم؛ دیر وقت خوابیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا