خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:35کد خبر28344

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. کمی باران می بارید. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. [آقای میرحسین موسوی[نخست وزیر آمد و لایحه بودجه سال 67 را آورد. صحبت کردم و تشکر نمودم . بعد از تنفس، از کلاس سوادآموزی بی سوادهای مجلس بازدید کردم و نیم سکه]بهار

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. کمی باران می بارید. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. [آقای میرحسین موسوی[نخست وزیر آمد و لایحه بودجه سال 67 را آورد. صحبت کردم و تشکر نمودم . بعد از تنفس، از کلاس سوادآموزی بی سوادهای مجلس بازدید کردم و نیم سکه]بهار آزادی] به معلم دادم. از مرکز تلفن پانصد شماره ای، موتور خانه و تهویه هم بازدید کردم. ظهر هیأت پارلمانی مان که به بلغارستان رفته بود، آمد و گزارش سفر داد.

آقای سعیدی مسئول حفاظت سپاه آمد. گزارش هائی از تخلفات در سپاه داد و برای حل مشکل خود با فرماندهان سپاه استمداد کرد. شب تا ساعت هشت در مجلس کار کردم و سپس به خانه آمدم. گزارش ها را خواندم. قرار سفر به جبهه را با پاسدارانم گذاشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا