خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 17:38کد خبر28394

در منزل بودم. وقت به مطالعه گذشت. کارها را از مجلس آورده بودم. محسن آمد. مقداری درباره ضرورت سرعت در ساخت موشک و سایر مسائل کاری اش صحبت کردیم. عصر اطلاع دادند که عراق به یک کارخانه ساصد [= سازمان صنایع دفاع] در شیراز حمله کرده است. دستور مقابله به

در منزل بودم. وقت به مطالعه گذشت. کارها را از مجلس آورده بودم. محسن آمد. مقداری درباره ضرورت سرعت در ساخت موشک و سایر مسائل کاری اش صحبت کردیم. عصر اطلاع دادند که عراق به یک کارخانه ساصد [= سازمان صنایع دفاع] در شیراز حمله کرده است. دستور مقابله به مثل دادیم. راهپیمائی امروز خوب و پرجمعیت انجام شد.

دریادار ملک زادگان [فرمانده نیروی دریایی] اطلاع داد که دیشب یک کشتی نفتی را به عنوان تلافی زده اند. بچه ها شب مهمان بودند و من تنهائی بیشتر با تلویزیون مشغول بودم.

آخر شب محسن آمد و اطلاع داد که فرد مشکوکی را در پشت بام مجاور خانه اش دیده که فرار کرده است. با پاسدارها رد پای او را تعقیب کردند. اما به جایی نرسیدند. احتمال قصد سرقت و یا موارد دیگر می رود. با بچه ها آمدند و در منزل ما خوابیدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا