خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:40کد خبر28364

به مجلس آمدم. [آقای مهدی خندق آبادی[سفیر ایران در استرالیا آمد. گزارشی داد و مشورت کرد. او خواستار باز کردن کنسولگری بود. سفیر سودان در ایران آمد. ملاقات به تعارف گذشت و انتظاراتشان از ایران را گفت. سفیر نیکاراگوئه در ایران آمد. برای نفت استمداد کرد و

به مجلس آمدم. [آقای مهدی خندق آبادی[سفیر ایران در استرالیا آمد. گزارشی داد و مشورت کرد. او خواستار باز کردن کنسولگری بود. سفیر سودان در ایران آمد. ملاقات به تعارف گذشت و انتظاراتشان از ایران را گفت. سفیر نیکاراگوئه در ایران آمد. برای نفت استمداد کرد و بیانیه دولتش را در خصوص حمایت از نهضت مردم فلسطین خواند.]آقای حسین علایی] فرمانده نیروی دریایی سپاه آمد. گزارش داد و برای خرید امکانات استمداد نمود. سفیرمان در پرتقال آمد. مدعی است پرتقالی ها آمادگی دارند که تولیدات نظامی خودشان را به ما بفروشند و واسطه خرید اقلام دیگران هم باشند.

عصر جمعی از دانشگاهیان آمدند. آنها از وزیر بهداشت و درمان انتقاد داشتند. جمعی از مدیران آموزش و پرورش تهران آمدند و از انتقادی که در نماز جمعه از آنها در خصوص مخالفتشان با مدارس غیر انتفاعی کرده بودم، گلایه داشتند. گفتم به خاطر حفظ حرمت دستورات امام بود و نصیحتشان کردم که حرمت فرامین امام را حفظ کنند.

امروز به خاطر کسالت آقای خامنه ای، جلسه سران قوا نداشتیم. شب را برای انجام کارهای عقب مانده وآماده شدن برای سفر به جبهه در مجلس ماندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا