Month archive

Mordad ۱۳۶۲

۳۱ diary entries in this month.

22 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت هفت صبح مطالعه کردم. به دیدار محل کتابخانه جدید رفتم. به خاطر کمى جا، کتابخانه مجلس را به محل موزه نگارستان - در باغ کاخ مرمر سابق، مجاور مجلس - انتقال داده ایم. محل خوبى است و دکور خوبى درست کرده اند؛ اما مراجعه کم است و در حقیقت،

21 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۶۲

قبل از جلسه علنى، مقدارى در دفترم کار کردم. در جلسه علنى، طرح اساسنامه صداوسیما در دستور بود. با اینکه نظر امام را در خصوص مخالفت بعضى از مواد آن - که به شوراى سرپرستى، اختیارات زیادى داده بود - نقل کردم؛ ولى قسمت مورد مخالفت من و امام تصوی…

20 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت ده صبح در خانه کار کردم. به زیارت امام رفتم؛ در بیرونى دفتر امام، آقاى [کاظم سیفیان] شهردار تهران و جمعى حضور داشتند؛ مسأله اراضى واگذار شده از طرف حاکم شرع شهردارى، مورد مذاکره بود. خیلى بى حساب و کتاب واگذار شده؛ گرچه جمعى نیازمند…

19 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۲

نمازجمعه را به آقاى امامى کاشانى، محول کردم. همراه با اعضاى خانواده و پاسداران به سد لتیان رفتم؛ رفتن از راه لشکرک و برگشتن از راه آبعلى. در دریاچه، پشت سد، پیشرفتگى به شکل شبه جزیره وجود داشته، که در زمان شاه، ساختمان خوبى ساخته اند و پس ا…

18 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۶۲

در جلسه علنى، آقاى [محمد] نوروزى نماینده گنبد، در نطق پیش از دستور اعلام کرد که با امضاى پنجاه نماینده، وزیر کشور استیضاح شده است. این گونه غافلگیر کردند. با بعضى از آنها صحبت کرده بودم که پس بگیرند، ولى به خاطر اینکه مورد استیضاح، معین نشد…

17 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۶۲

محسن، سحر با والده اش به فرودگاه رفتند و ما را بیدار نکردند. ساعت هشت صبح، از فرودگاه تلفن کرد که هواپیما تأخیر داشته و حالا مى گویند، پنجاه بلیط، اضافه فروخته اند و عده اى را سوار نمى کنند و ناراحتى در فرودگاه پیش آمده است. با [آقاى هادى ن…

16 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۶۲

در جلسه علنى، انتخابات، براى تعیین نمایندگان مجلس در شوراى سرپرستى صداوسیما برگزار شد. به امر امام، من پیشنهاد کاندیداتورى را پذیرفتم؛ خودم مخالف بودم، ولى مى دانم به خاطر مشکلاتى که پیش آمده، راه حل همین است و نظر امام صائب است. قرار است ا…

15 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت سه بعد از ظهر، در منزل بودم. عصر در کمیسیون آیین نامه [مجلس] شرکت کردم و ساعت پنج و نیم در جلسه روحانیون کاروان هاى حج - که بیش از هزار نفر بودند و در مدرسه البرز سمینار داشتند - برایشان صحبت کردم. نزدیک غروب، حاج آقا کمال فقیه ایما…

14 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۶۲

به مجلس رفتم. با آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى، قبل از جلسه، ملاقات داشتیم. در حاشیه وزارت اطلاعات و نظر امام درباره وزیر و موارد دیگر، مطالبى داشت. مرورى هم بر بیانیه [پایانى مجلس] خبرگان کردیم. در جلسه علنى، قبل از دستور، سخنان کوتاهى دربار…

13 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۲

تمام روز را در خانه بودم. آقاى مهندس مروت آمد و راجع به پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازى که به ایشان شده، مشورت و برنامه اى اعلام کرد. راجع به ساختمان منازل نمایندگان مجلس - که در کنار مجلس ملى قدیم، مى سازیم - هم صحبت کرد. آقاى [میرحسین موسوى]…

12 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه بودم. بچه ها به کرج رفتند. هیأت امناى رفاه و خانواده هایشان اجتماع داشتند؛ من هم، سابقاً عضو بوده ام. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. ناهار تنها بودم. از مرکز سپاه بیت، برایم ناهار آوردند. هوا گرم بود. عصر …

11 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت هفت صبح در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. اخبار بمباران گیلانغرب، تأیید شد؛ بقیه مردم از شهر رفته اند؛ حق دارند. پیش از دستور در این باره، مختصرى صحبت کردم. سخنران پیش از دستور، مهندس [مه…

10 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۶۲

پیش از ظهر، بیشتر وقتم با مطالعه کتاب خاطرات [ویلیام] سولیوان [آخرین سفیر آمریکا در تهران] سپرى شد. درخصوص تاریخ انقلاب و فعل و انفعالات داخلى حکومت شاه و در رابطه با آمریکا، اطلاعات زیادى به دست مى دهد. این گونه کتاب ها براى ماها مفید است.…

9 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مرداد ۱۳۶۲

به دفتر[آیت الله] آقاى خامنه اى رفتم. ساعت شش صبح با ایشان و آقایان صیاد شیرازى و محسن رضایى، براى رسیدگى به نتیجه عملیات و برنامه ریزى براى آینده، جلسه داشتیم. از نتیجه عملیات والفجر 2 و3 راضى بودند. هجوم وسیع عراق در مهران با نیروهایى که …

8 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مرداد ۱۳۶۲

در منزل ماندم. صبح دکترمعتمدى پزشک معالج امام آمد. به ایشان گفتم که در دو سه هفته اخیر، دو سه بار، قفسه سینه ام درد گرفته است. گفت که باید خیلى مراقب باشم. قرار شد هفته آینده، نوارى از قلب من بگیرد و آزمایشى هم از خون داده بشود. از وضع بهدا…

7 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۶۲

مقدارى وقت، صرف نوشتن بیانیه پایان کار اجلاسیه [مجلس] خبرگان [رهبرى] کردم. به عهده دو سه نفر دیگر گذاشته بودیم؛ چیز خوبى ننوشته بودند. در جلسه علنى مجلس، لایحه ایجاد شهرک هاى صنعتى، در شور اول تصویب شد. من هم دفاع کردم؛ لایحه خوبى است. سئوا…

6 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل بودم. گزارش هایى از سازمان هاى دولتى خواندم؛ مقدارى هم کتاب [ویلیام] سولیوان - سفیر آمریکا در تهران در دوران انقلاب- را مطالعه کردم. در این کتاب خیلى چیزها درباره ماهیت رژیم هاى وابسته و نحوه ارتباط شان با کشور…

5 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۶۲

تمام روز در خانه بودم. [آیت الله]آقاى خامنه اى نمازجمعه را خواندند. صبح، احمدآقا آمد و راجع به [ترمیم] هیأت دولت، جنگ و گرانى صحبت کردیم و گفت به امام پیشنهاد شده که براى جلوگیرى از نفوذ انجمنى ها و توده ای ها نماینده اى در آموزش و پرورش بگ…

4 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۶۲

در جلسه علنى مجلس، از شهید دکتر [حسن]آیت - به مناسبت سالگرد شهادت - تجلیل کردم. تفسیر قانون اراضى شهرى داشتیم و لایحه وزارت جهادسازندگى، مشکلى داشت، حل کردم. آقاى [مرتضى] فهیم [کرمانى] کمک مى خواست، براى تحویل تعدادى موتورسیکلت براى جبهه که…

3 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت هفت صبح، مطالعه مى کردم. آقاى [على اکبر] محتشمى سفیرمان در سوریه و مسئول سپاه و آقاى سید عباس، عضو شوراى مسئول امور لبنان آمدند. گزارشى از وضع آنجا دادند و از اینکه سپاه در لبنان، بیشتر از طریق حزب الدعوه - آقایان صبحى و کورانى- عمل…

2 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مرداد ۱۳۶۲

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. در جبهه والفجر2 و والفجر3 زد و خورد، با برترى ما ادامه دارد. در شلمچه، عراقی ها به خاکریز اول ما، حمله کرده اند. در ترکیه و کشورهاى جنوب خلیج فارس، در رابطه با پیروزی هاى ما، نگرانى هایى احساس مى شو…

1 أغسطس 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۶۲

تمام امروز در خانه ماندم؛ استراحتى شد. چند صفحه اى هم از مقاله هفتم تیر [روایت هجران] نوشتم. بخشى از وقتم صرف خواندن خاطرات [زبیگنیو] برژینسکى [مشاور امنیت ملى آمریکا] درباره جریانات مربوط به سقوط شاه و پیروزى انقلاب اسلامى شد. از این خاطرا…

31 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۲

سرهنگ صیاد شیرازى [فرمانده نیروى زمینى ارتش] تأیید کرد که ارتفاع گرده مند را عراقی ها پس گرفته اند؛ ولى ارتفاع نمه کلان بو، در دست ما است و برنامه اى براى ادامه پیشرفت هم دارند. نیروها را به میدان برده اند. اخبار والفجر 3 هم خوب است. در جلس…

30 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت سه بعد از ظهر، در خانه بودم و مطالعه و استراحت داشتم. دیشب، قفسه سینه ام، درد داشت، کمى خوابیدم. از دفترم اطلاع دادند، عملیات والفجر 3 در مهران آغاز شده و نسبتاً موفق بوده است. لشکرهاى نصر و ... به هدف ها رسیده اند و لشکر ثارالله به…

29 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۲

براى رفع خستگى و کم خوابى بعد از نماز صبح خوابیدم؛ مقدارى براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه کردم. احمدآقا آمد؛ حالش خوب نیست، مبتلا به دل درد است. مى گفت از بس، شدید و طولانى است، محتمل است که سرطان باشد؛ البته به شوخى گفت. تذکر داد که در مورد…

28 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۶۲

نزدیک ساعت هشت صبح، جلسه رسمى مجلس شوراى اسلامى را شروع کردم و سپس [ریاست جلسه را] به آقاى [محمد] موسوى خوئینى ها [نایب رییس دوم] سپردم و به محل کتابخانه سابق مجلس، براى شرکت در جلسه [مجلس] خبرگان [رهبرى] رفتم. عدد حضار، به اندازه رسمى شدن،…

27 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۲

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. تا ظهر، جلسه رسمى [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم. ظهر ناهار را با رییس جمهور و آقایان مشکینى و [سید اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] مهمان …

26 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۲

ساعت هشت صبح، به خدمت امام رسیدم. درباره ملاقات کمیسیون هاى مجلس با امام، مذاکره کردم؛ قبول کردند. قرار شد هر ماه، دو کمیسیون با ایشان ملاقات کنند. درباره مسایل اخیر صداوسیما هم، کمى صحبت شد، ولى من نمى خواهم وارد جریان شوم. شوراى سرپرستى […

25 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۶۲

بچه ها، صبح زود براى سفر به رفسنجان به فرودگاه رفتند. به مجلس آمدم. جلسه [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم. ظهر، چند ملاقات انجام دادم. عصر هم جلسه [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم. شب، جلسه شوراى عالى دفاع، در دفتر رییس جمهور برگزار شد. گزارش هاى م…

24 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۲

جلسه علنى داشتیم. در نطق قبل از دستور، درباره عملیات والفجر 2 صحبت کردم. چند لایحه تصویب شد. ظهر هم چند ملاقات داشتم. عصر، جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم؛ اختلافات مطرح بود و مخصوصاً درباره اختلافات در صداوسیما صحبت شد. قرار شد…

23 يوليو 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۲

جزوه اى درباره تاریخچه اخوان المسلمین خواندم. قرار بود اخبار جنگ را بگویند، اما تا ساعت هشت صبح، نگفتند. با آقاى [رییس جمهور] صحبت کردم؛ قرار شد تبلیغات پیروزى شروع شود. خوب برنامه ریزى شده است. براى عقد ازدواج فرزانه[هاشمى بهرمانى] برادرزا…