خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:20کد خبر26569

تمام روز را در خانه بودم. آقاى مهندس مروت آمد و راجع به پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازى که به ایشان شده، مشورت و برنامه اى اعلام کرد. راجع به ساختمان منازل نمایندگان مجلس - که در کنار مجلس ملى قدیم، مى سازیم - هم صحبت کرد. آقاى [میرحسین موسوى] نخست وزیر،

تمام روز را در خانه بودم. آقاى مهندس مروت آمد و راجع به پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازى که به ایشان شده، مشورت و برنامه اى اعلام کرد. راجع به ساختمان منازل نمایندگان مجلس - که در کنار مجلس ملى قدیم، مى سازیم - هم صحبت کرد. آقاى [میرحسین موسوى] نخست وزیر، تلفنى اطلاع دادند که امروز دو موشک از طرف عراق به اندیمشک شلیک شده که یکى از آنها خیلى خرابى به بار آورده است.  تا شب، اخبار تکمیل شد؛ نزدیک 30 شهید و 200 نفر مجروح داشته است. قسمتى از وقتم، صرف نوشتن بقیه مقاله شهداى هفتم تیر [روایت هجران] و قسمتى صرف اصلاح بیانیه پایانى اجلاسیه [مجلس] خبرگان شد.

عصر، مهدى پسر آقاى شیخ حسین هاشمیان، از جبهه والفجر 3 آمده بود. شرحى از عملیات را گفت؛ وقتى براى فرماندهان گرفت. آقاى رضا هاشمیان و همسر و فرزند آقاى شیخ حسین هم آمدند. آقاى قریشى هم از رفسنجان آمد و از اختلاف روحانیون در رفسنجان صحبت شد.

آقاى محمودى از گیلانغرب، تلفنى اطلاع داد که هواپیماهاى عراقى، امروز روستاهاى اطراف شهر را زده اند و مردم از ضعف دفاع هوایى، گله دارند. با ستاد مشترک [ارتش] صحبت کردم. قرار شده، چند ضدهوایى اضافه کنند. اخوى محمد هم آمد. نگران حرکت هاى جدید مخالفانش است. احمدآقا تلفن کرد و گفت، نظر امام این است که من، نمایندگى مجلس در شوراى [سرپرستى] صداوسیما را بپذیرم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا