ساعت هشت صبح، به خدمت امام رسیدم. درباره ملاقات کمیسیون هاى مجلس با امام، مذاکره کردم؛ قبول کردند. قرار شد هر ماه، دو کمیسیون با ایشان ملاقات کنند. درباره مسایل اخیر صداوسیما هم، کمى صحبت شد، ولى من نمى خواهم وارد جریان شوم. شوراى سرپرستى [سازمان
ساعت هشت صبح، به خدمت امام رسیدم. درباره ملاقات کمیسیون هاى مجلس با امام، مذاکره کردم؛ قبول کردند. قرار شد هر ماه، دو کمیسیون با ایشان ملاقات کنند. درباره مسایل اخیر صداوسیما هم، کمى صحبت شد، ولى من نمى خواهم وارد جریان شوم. شوراى سرپرستى [سازمان صداوسیما] هم نامه اى به امام نوشته است.
ساعت نه و نیم صبح، به مجلس رفتم. آقاى یزدى تا تنفس، مجلس را اداره کردند و من، در بین نمایندگان نشستم. در این فاصله، نمایندگان براى کارهایشان مراجعه کردند و نگذاشتند در جریان مذاکرات قرار بگیرم. بعد از تنفس، جلسه غیرعلنى شد و آقاى رییس جمهور، یک ساعت در زمینه اختلافات موجود، صحبت کردند؛ نصایح خوبى بود. بعد از جلسه، بعضى از نمایندگانى که در اختلافات گذشته، علیه آقاى [حبیب الله] عسکراولادى [وزیر بازرگانى] از تریبون مجلس، تند رفته بودند، از اظهارات ایشان، پیش من، اظهار نارضایتى کردند؛ اما اکثریت راضى بودند.
عصر، [مجلس] خبرگان [رهبرى] جلسه داشت. در جلسه سه شنبه «حزب الله مجلس»، قرار بود، اختلافات صداوسیما مطرح شود. نامه اى از امام به سران سه قوه، توسط آقاى [محمدرضا] توسلى رسید که در آن، سران را مأمور رسیدگى و قضاوت در آن اختلافات کرده و کسانى را که افرادى را در بیت امام - احمدآقا - متهم مى کنند که خودسرانه عمل مى کنند، یا امام را تحت تأثیر القائات قرار مى دهند، امر به توبه فرموده بودند. با این نامه، مسأله از حدت افتاد و از دستور جلسه سه شنبه هم خارج شد. شب را در مجلس ماندم و کارهاى عقب مانده را انجام دادم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام