خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 16:25کد خبر26552

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. تا ظهر، جلسه رسمى [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم. ظهر ناهار را با رییس جمهور و آقایان مشکینى و [سید اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] مهمان آقاى

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. تا ظهر، جلسه رسمى [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم. ظهر ناهار را با رییس جمهور و آقایان مشکینى و [سید اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] مهمان آقاى [موسوى] اردبیلى [رییس دیوان عالى کشور] بودیم. فرصتى شد که درباره امور قضایى در تهران بحث کردیم. به مجلس رفتم. ساعت چهار بعد از ظهر، مجدداً جلسه [مجلس] خبرگان [رهبرى] داشتیم؛ چون بحث در محدوده وظایف گروه تحقیق بود، کمى داغ و همراه با موضع گیری هاى سیاسى بود.  در دفتر رییس جمهور، با شوراى عالى اقتصاد، درباره کنترل قیمت ها و توزیع عادلانه کالا جلسه داشتیم. براى لیست کالاهایى که لازم است، کنترل قیمت شود، تصمیم گیرى شد و کانال توزیع، معین گردید و مسئولیت هایى به چند نفر، براى تعیین قیمت ها و کیفیت کنترل و مجازات ها داده شد. شام را همان جا خوردیم؛ از کافه بیرون آورده بودند. پاسدارها اعلام کردند که کباب مانده است، ولى مهمان ها خوردند. آخر شب، [آیت الله]آقاى خامنه اى اطلاع داد که آقاى عسکراولادى [وزیربازرگانى] استعفا کرده است.

به مجلس آمدم. اخبار ساعت دوازده شب را گرفتم و خوابیدم. در جبهه تحرک هایى داشته ایم. فیلمى از غنایم جنگ در عملیات والفجر2 را دیدم که جالب بود. مرکز نظامى جدید را امروز گرفته اند. رسانه هاى غربى، هیاهوى زیادى راجع به اظهارات من و آقاى ولایتى [وزیرامور خارجه]  در مورد ناامن کردن خلیج فارس، در صورت زده شدن [سکوهاى نفتى در جزیره] خارک و قطع صدور نفت ایران، به راه انداخته بودند.  

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا