خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:20کد خبر26566

پیش از ظهر، بیشتر وقتم با مطالعه کتاب خاطرات [ویلیام] سولیوان [آخرین سفیر آمریکا در تهران] سپرى شد. درخصوص تاریخ انقلاب و فعل و انفعالات داخلى حکومت شاه و در رابطه با آمریکا، اطلاعات زیادى به دست مى دهد. این گونه کتاب ها براى ماها مفید است. استاد حسین

پیش از ظهر، بیشتر وقتم با مطالعه کتاب خاطرات [ویلیام] سولیوان [آخرین سفیر آمریکا در تهران] سپرى شد. درخصوص تاریخ انقلاب و فعل و انفعالات داخلى حکومت شاه و در رابطه با آمریکا، اطلاعات زیادى به دست مى دهد. این گونه کتاب ها براى ماها مفید است. استاد حسین سلمانى از نوق آمده بود. منزلش در اجاره بانک ملى است، پس نمى دهند؛ کمک مى خواست. تلفنى به نخست وزیر و رییس جمهور، درباره دادن پیشنهاد وزراى جدید به مجلس، تأکید کردم.

عصر به مجلس رفتم. هیأت رییسه، جلسه داشت. طبق معمول برنامه هفتگى را تنظیم و کارهاى ادارى را تمشیت دادیم و راجع به مسایل سیاسى و جنگ هم صحبت کردیم. موضوع صداوسیما، هنوز در مجلس، حساس است. شب را در مجلس ماندم. گزارش ها را خواندم؛ دیروقت خوابیدم. شب، نخست وزیر اطلاع دادند که امروز عصر، عراقی ها گیلانغرب را بمباران کرده و حدود پانصد نفر مجروح و پنجاه نفر شهید شده اند؛   از اینکه در مقابل حملات هوایى عراق، دفاع ما ضعیف است، خیلى رنج مى برم؛ ولى چه مى شود کرد؟ ابرقدرت ها، امکانات دفاعى مدرن به ما نمى دهند و به قراردادها، عمل نمى کنند و لجستیک سلاح هاى مهم ما، که به عهده آنها است، از ما دریغ مى شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا