خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:20کد خبر26567

تا ساعت هفت صبح در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. اخبار بمباران گیلانغرب، تأیید شد؛ بقیه مردم از شهر رفته اند؛ حق دارند. پیش از دستور در این باره، مختصرى صحبت کردم. سخنران پیش از دستور، مهندس [مهدى] بازرگان

تا ساعت هفت صبح در دفترم کار کردم. متن فارسى خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. اخبار بمباران گیلانغرب، تأیید شد؛ بقیه مردم از شهر رفته اند؛ حق دارند. پیش از دستور در این باره، مختصرى صحبت کردم.  سخنران پیش از دستور، مهندس [مهدى] بازرگان بود. چون آزادى انتخابات را زیر سئوال برد، مورد اعتراض بعضى از نمایندگان قرار گرفت. اکثر نمایندگان صبر کردند. مى خواهند انتخابات را مخدوش کنند.

آقاى [عباس] عباسى نماینده [میناب] آمد و از گمرک هرمزگان گله داشت و کمک براى میناب مى خواست. آقاى [سیدحسین] موسوى [تبریزى] دادستان کل انقلاب آمد. درباره حمایت از دانشجویان که در دادگاه هاى انقلاب کار مى کنند؛ براى تسهیل در امر تحصیل و استخدام، کمک مى خواست و درباره محاکمه توده ای ها مشورت کرد. آقاى [على] موحدى ساوجى آمد؛ گزارش وضع جبهه ها را داد و راجع به دخالت هاى ولایى در بعضى از امور - از بالاى سر قانون - سئوال داشت؛ توضیح دادم. عصر اعضاى ستاد برگزارى هفته جنگ آمدند. برنامه خود را گفتند و من نظر دادم. سرگرد ترابى آمد و گزارش هایى آورد. جمعى از کارکنان سازمان صنایع دفاع، جهاد دانشگاهى و فارغ التحصیلان هند و... آمدند؛ گزارش دادند و من مفصلاً برایشان صحبت کردم.  

شب در دفترم، جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم؛ براى محل برگزارى و اطلاعیه و پخش مذاکرات، تصمیماتى گرفتیم. شام را مهمان مجلس بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا