خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:20کد خبر26575

نمازجمعه را به آقاى امامى کاشانى، محول کردم. همراه با اعضاى خانواده و پاسداران به سد لتیان رفتم؛ رفتن از راه لشکرک و برگشتن از راه آبعلى. در دریاچه، پشت سد، پیشرفتگى به شکل شبه جزیره وجود داشته، که در زمان شاه، ساختمان خوبى ساخته اند و پس از انقلاب تا

نمازجمعه را به آقاى امامى کاشانى، محول کردم. همراه با اعضاى خانواده و پاسداران به سد لتیان رفتم؛ رفتن از راه لشکرک و برگشتن از راه آبعلى. در دریاچه، پشت سد، پیشرفتگى به شکل شبه جزیره وجود داشته، که در زمان شاه، ساختمان خوبى ساخته اند و پس از انقلاب تا این اواخر، متروک بوده و فقط سرایدار و دو باغبان، آنجا را محافظت مى کرده اند و گاهى هم سپاه براى آموزش از آن استفاده کرده است. اخیراً نخست وزیرى تحویل گرفته و براى پذیرایى آماده نموده است؛ نسبتاً خوب نگهدارى شده. تا عصر آنجا ماندیم. آقاجلال، کبابى درست کرد؛ بد نبود. چند خانواده از معاونان نخست وزیرى هم آمده بودند. عصر از تأسیسات سد لتیان، بازدید به عمل آوردم. اولین بار است که از تأسیسات سدى دیدن مى کنم؛ برایم جالب بود. مهندسان، از وضع کلى سد و توربین و دریچه ها و کیفیت کار، توضیحات مفیدى دادند. شب به خانه برگشتیم. راه خیلى شلوغ بود. بچه ها، مهمان بودند و من و فاطى در خانه ماندیم. سعید از عروسى دختر آقاى مروت صاحبخانه شان، براى ما شام آورد. اخبار را گرفتم؛ تازه اى مهم نداشت. امروز در لتیان و شب در خانه، مرورى بر نوشته هاى مقاله هفتم تیر [روایت هجران] کردم؛ که براى چاپ بدهم. بیش از حد یک مقاله شده. برگى از تاریخ انقلاب است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا