خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 16:25کد خبر26556

سرهنگ صیاد شیرازى [فرمانده نیروى زمینى ارتش] تأیید کرد که ارتفاع گرده مند را عراقی ها پس گرفته اند؛ ولى ارتفاع نمه کلان بو، در دست ما است و برنامه اى براى ادامه پیشرفت هم دارند. نیروها را به میدان برده اند. اخبار والفجر 3 هم خوب است. در جلسه علنى، پیش از

سرهنگ صیاد شیرازى [فرمانده نیروى زمینى ارتش] تأیید کرد که ارتفاع گرده مند را عراقی ها پس گرفته اند؛ ولى ارتفاع نمه کلان بو، در دست ما است و برنامه اى براى ادامه پیشرفت هم دارند. نیروها را به میدان برده اند. اخبار والفجر 3 هم خوب است. در جلسه علنى، پیش از دستور، درباره جنگ صحبت کردم.  ضمن بحث هاى مجلس، با تندی هاى آقاى [فؤاد] کریمى نماینده اهواز، عصبانى شدم و به او تندى کردم و هنگام بلند شدن براى رأى دادن، صندلی ام به عقب افتاد که این اتفاق، در حضور تماشاچیان پیش آمد. صحنه زننده اى بود؛ عصبانى تر شدم، اما خودم را کنترل کردم. بعد از تنفس، اداره جلسه را به آقاى یزدى سپردم.

ظهر، آقاى خزعلى آمد و نامه اى از یکى از دوستانش آورد که دو دستگاه بتون ساز آلمانى، براى ساختمان مصلاى بزرگ تهران - در جواب دعوت به همکارى و کمک - هدیه کرده بود. عصر، شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] جلسه داشت؛ بیشتر وقت را رفع اختلافات گرفت؛ اختلافات به جاى باریکى رسیده است. اول وقت، آقاى [حسن] شاهچراغى [سرپرست روزنامه کیهان] اطلاع داد، آقاى [احمد] توکلى وزیر کار و امور اجتماعى استعفا کرده و خواسته است که در روزنامه [کیهان] منتشر شود؛ گفتم بهتر است صبر کند؛ قرار است کابینه ترمیم شود و خبر یکباره منتشر شود. ظهر به آقاى [میرحسین] موسوى [نخست وزیر] و شب به آقاى رییس جمهور تأکید کردم که ترمیم کابینه را سریع تر اعلام کنید که به شایعه ها و فشارها خاتمه داده شود. اول شب، به خانه آمدم و عفت به عروسى دختر علم الهدى - خانواده شهید معروف اهواز - رفته بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا