روزنوشتهای سال ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۱
بعداز نماز و نوشتن دو روز خاطرات به مجلس رفتم. جلسه علنى را آقاى يزدى اداره مى كرد. در دفترم با آقاى [محمدرضا] مهدوى كنى ملاقات داشتم. امام ايشان را خواسته اند و از اختلافات روحانيون برسر مسایل اقتصادى اظهار نگرانى كرده اند و ايشان را مأمور نموده اند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۱
به جلسه علنى رفتم. بحث در تبصره هاى بودجه است. كار به كندى پيش مى رود. چند نفر مخالف بودجه اند و با پيشنهادات بيهوده، سعى در كاستن از بودجه دارند. ولى اكثريت همراه است. در تنفس براى تماشاچيانى كه از كميته انقلاب و سياسى - ايدئولوژيك ارتش و روحانيون غرب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. ساعت هفت ونيم جلسه علنى شروع شد. بحث در لايحه بودجه بود. قبل از دستور، سالگرد رحلت آيتالله [ابوالقاسم] كاشانى را متذكر شدم. در تنفس براى محافظان صحبت كردم. به دفترم رفتم. كارهاى ادارى را انجام دادم. ظهر آقاى جعفرى كانديداى ناموفق بناب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۱
به مجلس رفتم. در بين راه اخبار را گرفتم. آقاى [ميرحسين موسوى] نخستوزير كه ديشب از دهلى نو آمده اند، تلفن كردند. راضى برگشته اند. گفت عليرغم جو بد كنفرانس كه بيشتر به نفع عراق حرف مىزدند، نتايج جلسه به نفع ما بوده؛ زيرا درباره جنگ چيزى در قطعنامه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۱
در خانه ماندم. اقامه [نماز] جمعه را به عهده آقاى مهدوى كنى گذاشتم. پيش از ظهر آقاى [سيدحسين] موسوى [تبريزى] دادستان كل انقلاب به منزل آمد و راجع به كيفيت برخورد با سران حزب توده بازداشتى كه حرف نمىزنند و چند نفرشان تاكنون اقدام به انتحار كرده اند و موفق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۱
در جلسه علنى درباره بودجه بحث مى شد. من به عنوان موافق صحبت كردم و به حرفهاى شعارى مخالفان تاختم. مخالفان بدون توجه به شرايط جنگى، شعارگونه اظهارات تندى كرده بودند. درباره دولت ظهر بعضى ها از تندى صحبت هاى من گله كردند و بعضىها تشكر. براى معلولانى كه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۱
تا ساعت نه ونيم در خانه ماندم. نوشتن خاطرات عقبمانده وقت را گرفت. سپس به مجلس رفتم. مخالفان و موافقان بودجه صحبت مىكردند. ساعت آخر جلسه را اداره كردم. ظهر هم چند ملاقات داشتم. عصر هيأت ریيسه جلسه داشت. اعضاى سازمان تبليغات اسلامى آمدند. گزارش كارهايشان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۱
مقدارى در منزل كار كردم و به مجلس رفتم. لايحه بودجه مطرح شد. مخبر كميسيون و مخالفان و موافقان صحبت كردند. تا دوسه روز ديگر هم چنين خواهد بود. نزديك ظهر اداره جلسه را به آقاى يزدى سپردم و براى تماشاچيان كه سپاهيان رشت [و اعضاى انجمنهاى اسلامى فيروزكوه]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۱
چند لايحه تصويب كرديم. بيشتر اصلاح برگشتى هاى شوراى نگهبان بود. شوراى نگهبان خيلى از لوايح را برمى گرداند؛ بى اشكال هم نيست. در تنفس براى خانواده هاى شهدا و بسيج قمشه و جرقوى صحبت كردم. سه كيلو طلا براى جنگ آوردهاند. از هداياى كوچك مردم جمع شده است. ظهر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۱
صبح زود به دفترم رفتم. گزارشها را خواندم. آقاى خامنهاى تلفن كردند. اطلاع دادند پيرو مشورت با امام از سفر هند منصرف شدهاند. در باب اعلام علت انصراف مشورت نمودند. قرار شد پيش از ظهر جلسه اى داشته باشيم. در جلسه علنى جمعى از نمايندگان از اظهارات روز جمعه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۱
مطالعه و نوشتن خاطرات عقبمانده، بيشتر وقتم را پركرد. پيش از ظهر احمدآقا آمد و گفت گويا دادگاه دوسلدورف آلمان با مصونيت آقاى صادق طباطبایى موافقت كرده و در صورت آزادى، به عنوان عنصر نامطلوب از آلمان اخراج مى شود. ملاقات هاى امام بعد از دو هفته شروع شده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۱
تا ساعت ده ونيم مطالعه مى كردم. به نماز جمعه رفتم. خطبه اى در اسراف و ديگرى در مسایل روز خواندم. خيلى خسته بودم، عصر استراحت كردم. شب به مطالعه گزارشها پرداختم و احمدآقا مرعشى با جمعى آمدند. كمك مى خواست براى صدور پاسپورت دكترى. در اصفهان در حادثه اى همسر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۱
صبح زود مطابق قرار به طرف هتل آزادى حركت كردم كه با مهمانان الجزايرى به فرودگاه بروم. در بين راه از طريق تلفن ماشين اطلاع دادند كه آنها به فرودگاه رفتهاند. در فرودگاه به آنها ملحق شديم. يك ساعت معطل شديم. پذيرایى بد بود. فيلمبردار هم نيامده بود. آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۱
صبح اطلاع دادند كه دور دوم مذاكرات با ریيس مجلس الجزاير ساعت نه در مجلس شروع مىشود. با عجله به مجلس رفتم. كمى دير رسيدم. ولى مهمانها هم دير آمدند؛ عدم هماهنگى و بىنظمى دفتر و وزارت خارجه. در اين جلسه بيشتر من صحبت كردم و نظرات ايران را در مورد موضوعاتى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۱
صبح زود به فرودگاه مهرآباد براى استقبال از مهمانهاى الجزايرى رفتم. رأس ساعت هشت و ربع مقرر با [هواپيمایى] لوفتهانزا رسيدند. مراسم استقبال انجام شد و [ریيس مجلس الجزاير] در سالن فرودگاه بيانيهاى كه تهيه كرده بود، از روى نوشته خواند. من هم صحبت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۱
بعد از شروع، جلسه را به آقاى [محمد] يزدى واگذار كردم و به دفتر رفتم. تا شب بيشتر وقتم به مطالعه گزارشها و نسخه پيشنويس كتابى كه در درباره «مكتبها و ارزشها» - كه در زندان نوشتهام - صرف شد. بنا است روزنامه جمهورى و مجله پاسدار انقلاب آن را منتشر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۱
صبح خيلى زود با پاسدارها به بهشت زهرا رفتم؛ براى زيارت قبور شهدا، چندين قطعه مركب از هزاران قبر و عكس و چراغ اختصاص به شهدا دارد و رو به ازدياد است. بر سر قبور شهداى هفتادو دوتن و آيتالله طالقانى و آقايان شهيد باهنر و شهيد رجایى و شهيد چمران و... و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۱
امروز در خانه ماندم. مقدارى مطالعه و صحبت با والده و مشورت ايشان درباره وصيتنامه و كارهاى خيرى كه مىتوانند بكنند. سپس با آقاى خامنهاى به زيارت امام رفتم. امام چند روز است كه كمى كسالت دارند و مراقبت بيشترى از ايشان مىشود و استراحت دارند. حالشان بد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۱
صبح براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه مىكردم و سپس براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبهها خيلى طولانى شد. عفت و بچهها هم آمدند. مهدى و ياسر از اينكه در فيلم و صف اول نماز ديده مىشدند، شب خيلى خوشحال بودند. عصر حاجيه والده و همشيره كه از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۱
در جلسه علنى چند لايحه تصويب شد و طرح ايجاد دفاتر براى نمايندگان در حوزههاى انتخابيه رد شد. اكثريت نمايندگان روحيه خوبى دارند و حاضر نيستند بودجهاى بر بيتالمال تحميل شود. در تنفس براى [جمعى از اعضاى] امور تربيتى و سپاه و ورزشكاران صحبت كردم. ظهر چند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۱
تمام وقت در خانه ماندم. تا ساعت يازده مطالعه مىكردم. آقاى ریيسجمهور و احمدآقا آمدند، راجع به كسالت امام بحث شد. وضع جسمى امام با توجه به سكته قلبى قبلى ايشان سخت ما را نگران كرده است. دكتر [حسن] عارفى و دكتر رنجبر هم آمدند و توضيح دادند. خيلى مهم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۱
تا ساعت هشت مطالعه كردم و كارهاى عقبمانده را انجام دادم. در جلسه علنى چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى انجمنهاى اسلامى اصناف و گردان ثارالله - كه مسئول گشت در تهران براى مبارزه با تروريستها هستند - و ورزشكاران شهررى صحبت كردم و از انجمنهاى اسلامى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۱
پيش از دستور درباره سوء قصد به جان آقاى [عباس واعظ] طبسى صحبت كردم. اعتبارنامه آقايان [على اكبر] پور استاد و [سيدعلى نقى] خاموشى مطرح شد كه آقايان فؤاد كريمى و [كاظم] اكرمى نمايندگان اهواز و همدان اعتراض كردند. به كميسيون تحقيق ارجاع شد. بعضى فكر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۱
جلسه علنى داشتيم. چندين لايحه تصويب شد. بعد از تنفس در كميسيون بودجه شركت كردم. خيلى از وزرا از برخورد اعضاى كميسيون بودجه شكايت دارند كه اخلاقى و واقعبينانه نيست و شوراى عالى قضایى هم شكايت داشت كه اصرار دارند اعضاى شورا را به كميسيون بكشانند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۱
پيش از ظهر با احمدآقا راجع به جنگ و امور قضایى مذاكراتى شد. عصر آقاى محسن رفيقدوست وضع جبهه را گفت. از اينكه [آقاى فاكر] نماينده امام [در سپاه] تصميمات فرماندهى و شوراى مركزى سپاه را وتو مىكند، گله داشت؛ منجمله سپاه مىخواهد توسعه بدهد و آقاى فاكر آن را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۱
خاطرات عقبمانده چند روز را نوشتم. نماز جمعه را آقاى [محمد] امامى كاشانى اقامه كردند. پيش ازظهر احمدآقا آمد. خبر داد حال امام بهتر است. درباره سياست جنگ مشاوره كرديم. اكبرآقا صفريان از اصفهان آمده بود و از ضعف مديريت كارخانه عظيم پلى اكريل و ضرردهى آن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. طرح شوراهاى اسلامى، عمده وقت مجلس را گرفت و درگيرى شديد بود؛ در حد بحث. ظهر براى شاخه كارمندى حزب [جمهورى اسلامى] كه به مجلس آمده بودند، صحبت كردم. با چند نفر از نمايندگان ملاقات داشتم. عصر از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند و گزارشها و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۱
تا ساعت سه ونيم بعداز ظهر در خانه ماندم و به مطالعه گذراندم. احمدآقا آمد و اطلاع داد كه امام پريشب صبح ساعت چهارونيم بعد از نماز شب دچار ناراحتى شدهاند و پس از يك ساعت مقاومت ديگران را خبر كردند. دكترها آمدند و قلب را زير كنترل گرفتند و به همين جهت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۱
چند لايحه را تصويب كرديم؛ منجمله لايحه عفو درآمد صادرات از ماليات. با اين لايحه نمايندگان چپرو سخت مخالفت كردند. من ناچار به عنوان موافق صحبت كردم و جو را شكستم و تصويب شد. در تنفس براى پاسداران و ورزشكاران كه تماشاچى مجلس بودند، صحبت كردم. معمولاً
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۱
جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى تماشاچيان درباره جنگ صحبت كردم. ظهر با نمايندگان چندين ملاقات داشتم. خاخام يهوديان با نماينده آنها و جمعى از سرانشان آمدند و مبلغ چهل ويك ميليون ريال [كمك] براى جبههها آوردند و سخت اظهار وفادارى كردند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. نمايندگان از عدم موفقيت حمله نگراناند و به سپاه و فرماندهى اعتراض دارند. در تنفس براى تماشاچيان كه معلولان جنگ بودند و نهضت سوادآموزى درباره جنگ و آينده صحبت كردم. نماينده مهاباد در نطق پيش از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۱
آقايان [محسن] رفيقدوست و [فضل الله] محلاتى از جبهه آمده بودند و گزارشى مفصل آوردند. شب در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نيروى زمينى و ریيسجمهور و آقاى [موسوى] اردبيلى جلسه داشتيم. گزارش كامل جبهه را دادند. دو حمله كردهايم، موفق نبوده. در آمار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۱
نماز جمعه را آقاى خامنهاى اقامه كردند و من تمام وقت در خانه ماندم. دونفر از دفتر امام آمدند و از مخالفتهاى بعضى از افراد جامعه مدرسين [حوزه علميه] قم گفتند و از اختلافات بعضى از دفاتر حزب در شهرها با بعضى از ائمه جمعه. عصر آقاى [محسن] دعاگو آمد و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود دكتر ولايتى آمد و گزارشى از سفر به كره شمالى و سریلانكا داد و از خودسرى عوامل واحد نهضتهاى [سپاه پاسداران] در كارهاى خارج از كشور شكايت داشت و پيشنهادهایى از اين دو كشور آورده بود. صبح در اخبار چيزى از حمله ديشب نگفتند، با جبهه تماس گرفتم و معلوم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۱
در منزل ماندم. احمدآقا تلفن كرد و گفت با جبهه تماس داشته و گفتهاند كار حمله چند روزى عقب افتاده، ايشان آمد و مذاكره كرديم، قرار شد من مصاحبهاى بكنم و به گونهاى اخبار جنگ را بگويم كه انتظارات مردم را كه در اثر تبليغات روز اول حمله بالا رفته، هدايت كنم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۱
تا عصر در خانه ماندم. با استراحت، مطالعه و نوشتن خاطرات گذراندم. با جبهه تماس گرفتم. آقاى [رضا] سيفاللهى مسئول اطلاعات سپاه گفت، ديشب عمليات كوچكى داشتهاند براى الحاق دو قرارگاه نجف و كربلا و از بين بردن رخنههايى كه دشمن در نيروهاى ما داشته. عفت قرار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود از جبهه سراغ گرفتم. معلوم شد خط مقدم و استحكامات عراقىها را در مرز شكستهاند و چند پاسگاه خودى و عراقى را از چنگ آنها بيرون آوردهاند. چند كيلومتر در خاك عراق به طرف العماره پيشروى كردهاند، ولى به تمام اهداف نرسيدهاند. قبل از دستور [مجلس شوراى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۱
مطابق معمول مهدى و ياسر قبل از آفتاب به مدرسه رفتند. پس از آنها من به مجلس رفتم. بعداز مطالعه گزارشها به جلسه علنى رفتم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى محصلان دختر مدرسه معصومیه قم صحبت كردم. نمايندگان استانهاى همدان، باختران و كردستان ظهر آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۱
تمام وقت در خانه بودم. استراحت داشتم و مطالعه و نوشتن چند روز خاطره عقبمانده. با آقاى بهزاد نبوى درباره صنايع جنبى مس صحبت كردم. كرمانيها و نمايندگان كرمان نگرانند كه اين صنايع را از كرمان به جاى ديگر ببرند. معلوم شد در بررسى به اين نتیجه رسيدهاند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۱
تا ساعت ده ونيم در خانه براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه كردم. و سپس براى [اقامه] نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. ديشب از دفتر آيتالله منتظرى از طريق واحد نهضتهاى اسلامى [سپاه پاسداران] اطلاع دادند كه گويا ضد انقلاب امروز در نماز جمعه توطئهاى عليه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۱
به جلسه علنى رفتم. مهمانهاى دهه فجر و شاگردان مدرسه علوى به عنوان تماشاچى شركت كرده بودند. بعداز جلسه مهمانها با نمايندگان جلسه گرفتند و دونفر از آنها سخنرانى كردند و من هم صحبت كردم و به عربى و انگليسى ترجمه شد. نماز جماعت به امامت من خوانده شد. ناهار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۱
تا ظهر درخانه بودم و مطالعه مىكردم. پاسدارانم و همسرانشان به دستبوس امام رفتند و به خانه ما آمدند. برايشان صحبت كردم. حسين شريفيان از مشهد آمد و از اينكه كارخانهاى كه در آن كار مىكند و مصادره شده و بعد از فرمان هشت مادهاى امام، بخشى از آن را به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم و سپس به جلسه علنى رفتم. قبل از دستور درباره سالروز برگشت امام به ايران صحبت كردم و آن را روز رحمت ناميدم. در تنفس براى جمعى از تماشاچيان سخنرانى كردم. ظهر عقد ازدواج دانشجویى را بستم. عصر آقايان كامياب و عباس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۱
تا ساعت نه در خانه مطالعه مىكردم و به خاطر ملاقات امام به مجلس نرفتم. به زيارت امام رفتم. آقاى [عباسواعظ] طبسى هم از مشهد آمده بودند. ايشان درباره ساختمان فلكه مشهد و بعضى از موقوفات آستان قدس [رضوى] در تهران و بازسازى هويزه مطالبى داشت. من درباره لزوم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه علنى گزارشات را خواندم. در جلسه علنى، از شهداى جديد سپاه و دو فرمانده شهيد باقرى و بقایى تجليل كردم. جلسه پر هيجانى داشتيم. به خاطر طرح اجازه تأسيس داروخانه به نسخهپيچها با ده سال سابقه كار كه موارد فراوان دارد، بالاخره
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۱
در منزل ماندم. مطالعه و نوشتن خاطرات عقبمانده بيشتر وقتم را گرفت. عصر آقاى [ميرحسين موسوى] نخستوزير تلفنى از مشكلى كه براى هيأتهاى واگذارى زمين بعد از رد طرح مصوب مجلس از طرف شوراى نگهبان پيش آمده، گفت و چارهجویى مىكرد. شب احمدآقا تلفن كرد و نگران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۱
تمام وقت در خانه بودم، مطالعه و استراحت داشتم. با آقاى خامنهاى تلفنى صحبت كردم. ايشان خواسته بود كه امروز عصر در دفتر ايشان با آقايان صياد شيرازى و محسن رضایى كه براى مشورت در امرى از جبهه آمدهاند، مذاكره كنيم. درباره اسناد يكى از گروههاى سياسى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۱
جلسه علنى داشتيم. حذف بيمه اجبارى كارگاههاى كوچك مطرح بود. در تنفس براى حزباللهىهاى اراك و كهكيلويه صحبت كردم. ظهر مهمان آقاى موسوى اردبيلى بوديم. با ریيسجمهور و نخستوزير و احمدآقا در موضوعات مهم كشور بحث داشتيم. عصر كلاس [درس] مواضع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۱
در كميسيون ويژه بررسى لايحه اسلامى كردن بانكها شركت كردم. لايحه تمام و گزارشى به مجلس داده شد. در كميسيون بودجه هم كه مشغول بررسى لايحه بودجه جديد است، شركت كردم. ظهر چند ملاقات داشتم. جلسهاى هم با نمايندگان جديدالورود مياندورهاى داشتيم كه آنها را
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۱
جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور درباره اظهارات امام در ملاقات با نمايندگان صحبت كردم و كمى از ناراحتى نمايندگان را تخفيف دادم و توجيه نمودم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى گروهى از مسئولان برگزارى مراسم [دهه فجر] كه از پاوه كردستان آمده بودند، صحبت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۱
امروز به خاطر ملاقات با امام جلسه علنى نداشتيم. فقط نمايندگان مجلس در حسينيه جماران حضور داشتند. برف هم به شدت مىباريد. قبل از صحبت امام، من كمى درباره وضع مجلس و تجليل از نمايندگان صحبت كردم. امام در مقدمه صحبت، حرفهاى من را تأييد كردند، ولى در نصيحت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. شش لايحه تصويب شد. قبل از ظهر در كميسيون سئوالات شركت كردم و ترديدى كه در قانونى بودن آن داشتند، به خاطر حذف كميسيون تفحص رفع كردم. ظهر با استاندار لرستان ملاقات داشتم كه از پيشرفت كارها راضى بود و از فشار حزب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۱
به مطالعه پرداختم. نوارى هم براى جواب سئوالات نشريه عروه الوثقى از حزب [جمهورى اسلامى] پر كردم كه به مناسبت سالگرد [پيروزى] انقلاب [اسلامى] تهيه مىكنند. از روزنامه [جمهورى اسلامى] آقاى [مسيح] مهاجرى تلفنى اطلاع داد كه عراقىها در چنگوله حمله
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۱
براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. خطبهاى در آداب وصول ماليات و لزوم برخورد عطوفانه دولت با موديان ايراد كردم و خطبهاى در لزوم وحدت نيروهاى خط امام و تحليل نظر مخالفان. یاسر براى رفتن به اسكى بهانهگيرى مىكرد؛ با آقاى رحمانى محافظ،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۱
به منظور استراحت و كسب سلامتى كامل، امروز هم به مجلس نرفتم. بيشتر وقت را به مطالعه گذراندم. از وزير بهدارى خواستم كه خانم فاطمه مرعشى را كه اخيراً سه قلو دختر زایيده و مريض شده است، بسترى كنند. خانم و دختران امام، مهمان عفت بودند؛ به مناسبت ديدنى پس از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۱
خاطرات عقبافتاده چند روز را نوشتم. احمدآقا تلفن كرد و به فيلم محاكمه كه ديشب پخش شده، سخت معترض بود و قابل توبيخ مىدانست. به قائم مقام مدير عامل صدا وسيما تذكر دادم؛ قرار شد رسيدگى كنند. به آقاى [علىاكبر] ناطقنورى وزير كشور تلفن كردم و شكايت آقاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۱
در جلسه علنى شركت كردم. لايحه طرح احيا و واگذارى اراضى مزروعى كه در مجلس تصويب شده بود، از طرف شوراى نگهبان با اشكالات فراوان رد شده؛ البته امام دستور دادهاند كه رد شود. امام به خود من گفتند اگر شوراى نگهبان هم رد نكند، من خودم رد مىكنم. تسهيلاتى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۱
به خاطر كسالت به مجلس نرفتم. با آقاى ربانى[املشى] تماس گرفتم. ايشان سخت رنجيده است و از طرف اطرافيان تحت فشار است كه سمتى نپذيرد. ايشان را نصيحت كردم و گفتم اين مقابله به حساب مىآيد و خسارت دارد. قرار شد قبول كند. احمدآقا هم قضيه را تعقيب مىكرد كه بشود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. به خاطر اينكه تب داشتم، جلسه را به آقاى [محمد] يزدى سپردم و به دفترم رفتم. كارهاى ادارى را انجام دادم و گزارشها را خواندم. دو لايحه جنجالى داشتيم. تفسير قانون كه بين وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه بر سر آن اختلاف است و طرح ادغام
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۱
تمام وقت در خانه بودم. برف سنگينى باريده و هنوز هم به طور متناوب مىبارد. كمى مطالعه كردم و كمى استراحت. هنوز تب دارم، ولى تخفيف يافته؛ كسالتى شيوع پيدا كرده. دكتر سعيد لاهوتى كه به عنوان سرباز در پادگان است، اطلاع داد كه او هم آنفولانزا گرفته. پيش از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۱
به خاطر تب شديد بد خوابيدم. امروز هم تب دارم. با مسكن خودم را سرحال نگهداشتهام. نماز جمعه را آقاى امامى كاشانى خواندند. شب تلفنى درباره مطالبى كه بهتر است مطرح كند، مشورت كردند. دوسه نفر از قم آمدند و از عزل دادستان انقلاب قم (آقاى كرجى) گله داشتند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۱
برف مىباريد. به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. نمايندگان مجلس در شوراى سرپرستى صدا وسيما انتخاب شدند. در تنفس براى حزباللهىهاى خرمآباد و بسيج تهران صحبت كردم. ظهر دكتر مغارهاى و دكتر جزايرى آمدند و نسبت به طرح انتقال امكانات آموزشى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۱
تا بعدازظهر در خانه ماندم. مطالعه مىكردم. با مهمانان هم گفتگو كردم. عصر در مجلس هيأت ریيسه جلسه داشت. درباره دستور هفته آينده و كارهاى ادارى ترميم حقوق كاركنان بحث و تصميم اتخاذ شد. با شوراى سر دبيرى روزنامه كيهان ملاقات داشتم كه بر ضرورت انتقاد سالم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۱
ساعت پنج بلند شدم. پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هشت آقاى مرتضى الويرى آمد و از اينكه آقاى اكبر پرورش [وزير آموزش و پرورش] آقاى نوروزى دماوندى را از معاونت [وزارت آموزش و پرورش] به خاطر گزارش بازرسى كل كشور عزل كرده، گله داشت. در جلسه علنى، لايحه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۱
به خاطر برف سنگين، مدرسه بچهها تعطيل شد. طرح روابط مؤجر و مستأجر به تصويب رسيد. دوسه گام به نفع مستأجر برداشته شده. آقاى ناطقنورى وزير كشور كه براى پاسخ سئوال به مجلس آمده بود، با آقاى [محمد] غفارى نماينده سلماس و آقاى [كامل] عابدينزاده نماينده خوى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. ظهر چند ملاقات داشتم. برف سنگينى باريده و مدرسهها از ظهر تعطيلاند. وزير سپاه و معاونين آمدند و گزارشى دادند و من هم براى آنها صحبت کردم. وزير فرهنگ و آموزش عالى با هيأتهاى بازسازى آمدند و با توجه به فرمان امام،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۱
صبح به زيارت امام رفتم. از آقاى ربانى[املشى] دفاع كردم و گفتم مظلوم واقع شده، پيشنهاد تقويت ايشان را در ملاقات كردم. آقاى امامى كاشانى هم گفت مىخواهد در اينباره صحبت كند. ايشان راجع به طرح واگذارى اراضى مزروعى معترض بودند و فرمودند ضرورتى در گرفتن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۱
براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم. گروهى از ائمه جمعه و جماعات كنگره وحدت كه هنوز در تهرانند، در نماز بودند. درباره ماليات و مسایل روز صحبت كردم. عصر احمدآقا آمد و راجع به مسایل روز و تبعات فرمان امام صحبت كرديم. دكتر ولايتى آمد و راجع به ضرورت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۱
صبح زود به مجلس رفتم. مقدارى از جلسه علنى را اداره كردم و به آقاى [محمد] يزدى سپردم و به دفترم براى انجام كارها آمدم. ظهر چند ملاقات داشتم. عصر كلاس درس مواضع حزب جمهورى اسلامى داشتم. سرگرد ترابى از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشى از نيروى دريایى و هوایى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۱
مطالعه در كفارات براى خطبههاى نماز جمعه نمودم. بيانيه امام درباره انحلال گزينشها و انتقاد از عملكرد تند و افراطى حذفى آنان و سئوالهاى بيموردشان منتشر شد. آقاى دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش و مسئول گزينش آن وزارت آمد و راجع به پيام امام توضيح دادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۱
به جلسه علنى رفتم. در ماده نه طرح مالك و مستأجر، اصلاحات مهمى شد كه به دادگاهها حق مىدهد در مورد تشخيص عسر و حرج براى مستأجر از [صدور] حكم تخليه خوددارى نمايند. در اصل طرح سقف يك سال بود، اين سقف را برداشتيم. ظهر گروهى از نمايندگان كه به كردستان رفته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۱
به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. طرح مؤجر و مستأجر در دستور بود. در تنفس براى دويست و سيصد نفر از جانبازان انقلاب خراسان كه به مجلس آمده بودند، صحبت كردم و آنها را حجت براى مردم در صبر و مقاومت و مايه تداوم روحيه انقلابى خواندم و از دولت خواستم كه وسایل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۱
تا ساعت نه در منزل بودم. دختر آقاى وافى كه قرار بود عقد ازدواجش را امام بخواند، با اخوىزاده آقاى دعایى به منزل ما آمد؛ به انتظار فرصت و نوبت. فاطى براى پذيرايى او ماند. بچهها با سعيد براى مراسم افتتاح تله كابين توچال به كوههاى البرز رفتند. من هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۱
با ریيسجمهور تلفنى صحبت كردم و درباره تغييراتى كه بنا است در شوراى عالى قضایى و شوراى نگهبان داده شود، مشاوره شد. قرار شد جلسه شوراى عالى دفاع امشب در دفتر امام باشد. با ریيس بانك مركزى هم درباره وضع بانكها صحبت كردم. اطلاع داد كه پس از مصاحبه،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۱
در خانه ماندم. مطالعه و استراحت داشتم. مهدى و ياسر و ناصر همراه با آقاماشاالله پاسدار با گروه بنياد شهيد براى اسكى به آبعلى رفتند. عصر خيلى شاد و راضى برگشتند. احمدآقا ظهر آمد و راجع به ترميم شوراى عالى قضایى و آمدن آقايان مهدوى[كنى] و افراد ديگرى از شوراى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۱
صبح زود آقاى موسوى اردبيلى به دفترم آمدند و راجع به كيفيت كار ستاد پيگيرى فرمان هشت مادهاى امام، مشورت كردند و درباره استحكام كار و عدم عجله در اعلام مجرمان قبل از اثبات قطعى جرم و راجع به ترميم شوراى عالى قضایى و تسريع در تصويب لايحه اموال فراريان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۱
در خانه بودم. بيشتر مطالعه كردم و به كارهاى جارى با تلفن پرداختم. عصر به مجلس رفتم. آقاى دكتر [عبدالله] جاسبى براى گرفتن امضاى اعلاميه دانشگاه آزاد [اسلامى] و امضاى چك براى مخارج دانشگاه آمد. قرار شد سه هزار نفر را در نه واحد بپذيريم. جلسه هيأت ریيسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۱
با صداى اذان بلندگوى مجلس بيدار شدم. تا شروع جلسه علنى مطالعه كردم. قبل از دستور درباره كنگره امام جمعههاى سراسر كشور و جهان كه امروز در تهران به دعوت آقاى منتظرى كارشان شروع شد، صحبت كردم. طرح احيا و واگذارى اراضى مزروعى از تصويب مجلس گذشت؛
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۱
با [اعضاى] شوراى مركزى و دبيران استانهاى حزب جمهورى اسلامى به خدمت امام رسيديم. امام مطالب كلى فرمودند. از حزب جمهورى [اسلامى] اسم نبردند. مثل اينكه امام صلاح نمىدانند كه حزب خيلى بزرگ و قوى بشود و نمىخواهند كه ضعيف باشد يا ضربه بخورد. يك بار در گذشته
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۱
به مجلس رفتم. قرار بود قبل از جلسه علنى، آقاى [عبدالله] جاسبى براى مذاكره درباره دانشگاه آزاد [اسلامى] بيايند كه به خاطر گرفتارى براى كار دبيران حزب جمهورى [اسلامى] كه از شهرستانها آمدهاند، نرسيد. جلسه در ادامه طرح احيا و واگذارى اراضى مزروعى بود.
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




