صبح خيلى زود با پاسدارها به بهشت زهرا رفتم؛ براى زيارت قبور شهدا، چندين قطعه مركب از هزاران قبر و عكس و چراغ اختصاص به شهدا دارد و رو به ازدياد است. بر سر قبور شهداى هفتادو دوتن و آيتالله طالقانى و آقايان شهيد باهنر و شهيد رجایى و شهيد چمران و... و
صبح خيلى زود با پاسدارها به بهشت زهرا رفتم؛ براى زيارت قبور شهدا، چندين قطعه مركب از هزاران قبر و عكس و چراغ اختصاص به شهدا دارد و رو به ازدياد است. بر سر قبور شهداى هفتادو دوتن و آيت الله طالقانى و آقايان شهيد باهنر و شهيد رجایى و شهيد چمران و... و يكى از پاسدارانم فاتحه خواندم و گريه كردم.
به مجلس رفتم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى فرماندهان مناطق و پرسنل سپاه صحبت كردم. بقيه اداره جلسه را به آقاى يزدى سپردم و براى انجام كارها به دفترم رفتم. ليست اتومبيل هایى كه كارخانه بايستى تحويل مجلس براى نمايندگان بدهند، آوردند. اشكال داشت، امضا نكردم.
ظهر آقاى هادى غفارى آمد و گزارشى از كردستان آورد. نيازها را گفت؛ كار فرهنگى، راه سازى و دادگاه فعال و... آقاى ميريونسى آمد، از اينكه در نماز جمعه به حاميان سرمايه دارى حمله كرده بودم، گله داشت. جمعى ديگر از روحانيون و بازارى ها هم [گله داشتند]. در مقابل جمعى از نمايندگان متشكر بودند. روزنامه ها اين موضوع را تيتر درشت كرده بودند. خانواده شعبان، يكى از پاسدارانم كه شهيد شده است، آمدند و دلداري شان دادم و كمك شان كردم. عصر اعضاى انتظامات و شناسایى حزب [جمهورى اسلامى] آمدند. برايشان صحبت كردم. آقاى سيد [محمدتقى] مدرسى آمد و مطالبى از گروه الجهاد مصر كه براى هدف حكومت اسلامى كار مى كنند، گفت اطلاعات مان از آنها كم است.
ستاد بازسازى مناطق جنگ زده آمدند و گزارش كارشان را دادند. راضى اند؛ از پيشرفت كار و كمك مردم. آقاى حسينى از نيروى هوایى كه مورد غضب آقاى معين پور است، آمد و كمك خواست. در شوراى مركزى حزب شركت كرديم و بحث در بودجه حزب و اختلافات دو جناح بود. قرار شد ده ميليون تومان كمك كنيم و مبلغى براى چاپخانه و شركت انتشارات به عنوان منبع درآمد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام