خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 06:26کد خبر26406

صبح زود مطابق قرار به طرف هتل آزادى حركت كردم كه با مهمانان الجزايرى به فرودگاه بروم. در بين راه از طريق تلفن ماشين اطلاع دادند كه آنها به فرودگاه رفته‏اند. در فرودگاه به آنها ملحق شديم. يك ساعت معطل شديم. پذيرایى بد بود. فيلمبردار هم نيامده بود. آقاى

صبح زود مطابق قرار به طرف هتل آزادى حركت كردم كه با مهمانان الجزايرى به فرودگاه بروم. در بين راه از طريق تلفن ماشين اطلاع دادند كه آنها به فرودگاه رفته اند. در فرودگاه به آنها ملحق شديم. يك ساعت معطل شديم. پذيرایى بد بود. فيلمبردار هم نيامده بود. آقاى بيطاط از پخش خبر نظر ايشان درباره محل كنفرانس آينده غيرمتعهدها، ناراحت بود. درباره نيروى هسته اى و گاز مذاكره كرديم. با ايران اير عازم دوبى بود. تا دم هواپيما بدرقه كرديم.

به مجلس آمدم. تا عصر در دفتر كارم مطالعه و كار كردم. به جلسه علنى نرفتم. عصر آقاى [على] شمخانى معاون سپاه آمد و از وضع روحيه فرماندهان سپاه و مشكلات جنگ گفت و كمك خواست.

شب در دفتر آقاى خامنه اى با سران كشور جلسه داشتيم. درباره سفر ايشان به هند و وضع جنگ و چيزهاى ديگر مذاكره كرديم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا