خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 05:59کد خبر26377

تا ظهر درخانه بودم و مطالعه مى‌كردم. پاسدارانم و همسران‏شان به دست‏بوس امام رفتند و به خانه ما آمدند. برايشان صحبت كردم. حسين شريفيان از مشهد آمد و از اينكه كارخانه‌اى كه در آن كار مى‌كند و مصادره شده و بعد از فرمان هشت ماده‌اى امام، بخشى از آن را به

تا ظهر درخانه بودم و مطالعه مى كردم. پاسدارانم و همسران شان به دست بوس امام رفتند و به خانه ما آمدند. برايشان صحبت كردم. حسين شريفيان از مشهد آمد و از اينكه كارخانه اى كه در آن كار مى كند و مصادره شده و بعد از فرمان هشت ماده اى امام، بخشى از آن را به صاحبانش برگردانده اند، گزارش داد. كارخانه در اختيار بنياد شهيد مشهد است؛ با آقاى [مهدى] كروبى صحبت داشت. تصادفاً آن زمان آقاى كروبى در منزل ما بودند.

ظهر به دفتر آقاى خامنه اى رفتيم. آقايان صياد شيرازى و محسن رضایى از جبهه آمدند. در نحوه عمليات آينده و نقطه آغاز، اختلاف داشتند. تا ساعت چهار بعدازظهر مذاكره كرديم و تصميم يكطرفه شد؛ آقاى صياد شيرازى كوتاه آمد، ولى آقاى [محسن] رضایى مقاومت كرد. به خاطر اينكه عمده نيروهاى رزمنده در اختيار سپاه [پاسداران] است و با ملاحظات سياسى و نياز به سرعت بيشتر برگشتند. در جلسه هيأت ریيسه شركت كردم. تصميماتى اتخاذ شد. شب در مجلس ماندم و تا آخر شب مطالعه كردم. به خاطر مسایل امنيتى و نيز براى صرفه جویى در وقت از آمد و رفت زياد بين خانه و مجلس پرهيز مى كنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا