خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:08کد خبر26409

صبح زود به دفترم رفتم. گزارشها را خواندم. آقاى خامنهاى تلفن كردند. اطلاع دادند پيرو مشورت با امام از سفر هند منصرف شدهاند. در باب اعلام علت انصراف مشورت نمودند. قرار شد پيش از ظهر جلسه اى داشته باشيم. در جلسه علنى جمعى از نمايندگان از اظهارات روز جمعه

صبح زود به دفترم رفتم. گزارشها را خواندم. آقاى خامنهاى تلفن كردند. اطلاع دادند پيرو مشورت با امام از سفر هند منصرف شدهاند. در باب اعلام علت انصراف مشورت نمودند. قرار شد پيش از ظهر جلسه اى داشته باشيم.

در جلسه علنى جمعى از نمايندگان از اظهارات روز جمعه آقاى [احمد] آذرى قمى عصبانى بودند  و مى خواستند عكس العمل نشان دهند، منعشان كردم. فقط آقاى [سيدمحمد] كياوش [نماينده اهواز] به عنوان تفرقهانگيزى در نطق پيش از دستور به ايشان اخطار كرد.  چند لايحه تصويب كرديم. در تنفس براى تماشاچيان صحبت كردم و از آمريكایيان به خاطر بازداشت امام جماعت واشنگتن به جرم حمايت از انقلاب [اسلامى] ايران انتقاد كردم.  

ساعت يازده به دفتر ریيسجمهور رفتم. آقاى [ميرحسين موسوى] نخستوزير هم بودند. قرار شد به جاى ریيسجمهور، نخستوزير [در اجلاس غيرمتعهدها] شركت كنند و تركيب هيأت همراه هم عوض شود.

ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. عصر گروهى از اعضاى حزب بخش استانها آمدند. براى آنها سخنرانى كردم  ، و گزارش دادند. اعضاى كميته انقلاب آمدند. اصلاحاتى براى آیيننامه پيشنهاد مى كردند. در جلسه شوراى مركزى حزب شركت كرديم. بيشتر بحث در نحوه عكس العمل در مقابل اظهارات آقاى [احمد] آذرى قمى بود كه ترجيح داديم ساكت باشيم و رفاقت نمایيم. در جلسه منزل آقاى موسوى اردبيلى كه جمعى از مدرسين [حوزه علميه قم] حضور داشتند، براى بحث در مورد مسایل جارى درست شركت نكردم. خسته بودم و استخاره ام موافقت نكرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا