خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 00:58کد خبر26351

براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم. گروهى از ائمه جمعه و جماعات كنگره وحدت كه هنوز در تهرانند، در نماز بودند. درباره ماليات و مسایل روز صحبت كردم. عصر احمدآقا آمد و راجع به مسایل روز و تبعات فرمان امام صحبت كرديم. دكتر ولايتى آمد و راجع به ضرورت

براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم. گروهى از ائمه جمعه و جماعات كنگره وحدت كه هنوز در تهرانند، در نماز بودند. درباره ماليات و مسایل روز صحبت كردم. عصر احمدآقا آمد و راجع به مسایل روز و تبعات فرمان امام صحبت كرديم.  دكتر ولايتى آمد و راجع به ضرورت حمايت از نيروهاى حزب اللهى دولت گفت. عازم نيكاراگوئه است، مشورت كرد. ناهار را بچه ها در خارج از منزل خوردند و براى من آوردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا