21 يونيو 1983
در جلسه علنى، قبل از دستور درباره سالگرد شهادت دکتر [مصطفى] چمران صحبت کردم. یکى از نمایندگان آمد و راجع به تبلیغ نماینده دیگرى براى ریاست آقاى [محمد] یزدى گزارش داد؛ گفتم مهم نیست. ظهر آقاى [محمدمهدى] پورگل [نماینده بندر انزلى] آمد و از پی…
20 يونيو 1983
بعد از نماز صبح، نخوابیدم. مقدارى از خاطرات مربوط به روزهاى عزل آقاى بنى صدر و انفجار در دفتر مرکزى حزب جمهورى [اسلامى] را خواندم؛ براى نوشتن مقاله اى که در دست دارم. بعد از اخبار ساعت هفت، خوابیدم. از نخست وزیرى اطلاع دادند که دیشب مأموران…
19 يونيو 1983
بعد از سحرى و نماز تا ساعت هفت صبح خوابیدم. سپس به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، قبل از دستور درباره جنایت بعث عراق و شهادت شش – یا سه - روحانى آل حکیم، صحبت کردم. آقایان [سید محمد مهدى] جعفرى [نماینده دشتستان] و [سیدابوالحسن…
18 يونيو 1983
تمام وقت در منزل بودم؛ معمولاً شنبه ها مجلس برنامه اى ندارد. بیشتر به مطالعه پرداختم. آقاى صادق طباطبایى با وقت قبلى آمد. ماجراى گرفتاری اش در آلمان را تعریف کرد و معتقد است توطئه اى علیه او بوده و او واقعاً مبرا است. از سفارت به خاطر تعلل …
17 يونيو 1983
وقتى براى سحرى خوردن بلند شديم، آقاجلال تلفن زد كه كاظم مرعشى تصادف كرده و او را به بيمارستان بردهاند. به عفت نگفتم؛ چون خيلى ناراحت و دلواپس بود. به زحمت براى تلفنهايى كه در اين خصوص مىشد، محملى درست مىكردم. به پاسدارها گفتم، ديگر تلفن…
16 يونيو 1983
ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتیم. قسمتى از جلسه را به عهده آقاى یزدى گذاشتم. پیش از ظهر براى پاسداران مرکز آموزشى امام حسین (ع) صحبت کردم. بعد از نماز ظهر با آقاى ربانى املشى ملاقات داشتم. ایشان چند مسأله را مطرح کرد؛ درباره شورا…
15 يونيو 1983
پیش از ظهر در خانه مطالعه مى کردم و مى نوشتم. دکتر ولایتى [وزیر امورخارجه] تلفنى درباره کمک به بعضى از گروه ها در فلسطین مشورت کرد؛ از ما تقاضاى کمک دارند. قرار شد با مشورت بیشتر درباره آنها و افغان ها و دیگر نهضت ها، تصمیم بگیریم. عصر، نزد…
14 يونيو 1983
بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت صبح به جلسه علنى رفتم. قبل از رسیدن من، آقاى یزدى جلسه را آغاز کرده بود. چند لایحه تصویب شد. چند سئوال انجام گردید. ظهر آقاى [بهرام] تاج گردون [نماینده گچساران] به اتفاق آقاى نورى بروجردى از هیأت پیگیرى فرم…
13 يونيو 1983
ساعت دو بعد از خواب مختصرى، براى سحرى خوردن بیدار شدیم. مهدى از غذاى موجود راضى نبود و حاضرى خورد. یاسر هم منزل دایى اش بود. بعد از نماز تا ساعت هفت صبح خوابیدم و سپس به مطالعه گزارش ها پرداختم. عصر به مجلس رفتم. کمیسیون آیین نامه و جلسه نم…
12 يونيو 1983
پدر شهیدى از کرج آمد و مبلغ 160 هزار تومان پولى که ارتش به خانواده شهدا مى دهد، براى خرج جنگ پس داد. آقایان [اسماعیل] فردوسى پور و [محمد اسماعیل] شوشترى که به آلمان، براى شرکت در سمینار اتحادیه دانشجویان اسلامى رفته بودند، آمدند و گزارشى دا…
11 يونيو 1983
تمام وقت در خانه بودم و بیشتر مطالعه مى کردم. پیش از ظهر آقاى [غلامحسین] کرباسچى استاندار اصفهان آمد و از خطر اختلافات اصفهان که منجر به تضعیف آقاى [جلال الدین] طاهرى [امام جمعه اصفهان] و به قول ایشان تضعیف آیت الله منتظرى گردیده است، نگران…
10 يونيو 1983
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. عصر هم به مطالعه و نوشتن خاطرات سه روز گذشته پرداختم. مقدارى هم با استخر و باغچه ور رفتم. عصر آقاى فقیهى آمد و از دادستان انقلاب گرگان که کارخانه اى را بدون م…
9 يونيو 1983
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و [متن فارسى] خطبه عربى را نوشتم. در جلسه علنى، لایحه عملیات بانکى بدون بهره مطرح بود؛ پیشرفت خوبى داشتیم. ظهر [آقاى مصطفى کیایى] نماینده تویسرکان،480 هزارتومان پول و مقدارى طلا و جواهرات براى جبهه ها آورد؛ ا…
8 يونيو 1983
گزارش ها را خواندم و سه روز عقب افتادگى [نگارش] خاطرات [روزانه] را جبران کردم. با آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى و احمدآقا درباره اعضاى جدید شوراى نگهبان، تلفنى صحبت کردم. ساعت ده به منزل امام براى ملاقات با امام رفتم. با رییس جمهور با هم خدمت…
7 يونيو 1983
بعد از نماز، پیامى براى سمینار جهاد نوشتم. گزارش ها را خواندم. به جلسه علنى رفتم و تا ساعت ده در جلسه ماندم. براى انجام مراسم قرعه کشى به شوراى نگهبان رفتم. [آیت الله خامنه اى] رییس جمهور، نخست وزیر، [آیت الله موسوى اردبیلى] رییس دیوان عالى…
6 يونيو 1983
به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. ساعت هفت و نیم صبح جلسه علنى شروع شد. فوت آیت الله [محمدعلى] انگجى در تبریز، در مراسم راهپیمایى پانزده خرداد را تسلیت گفتم. لایحه عملیات بانکى [بدون ربا] مطرح بود و سئوال یکصد نفر از نمایندگان از آقاى عسکرا…
5 يونيو 1983
پیش از ظهر در خانه بودم. مطالعه و استراحت مى کردم. عفت و یاسر همراه خانواده هاى امام و رییس جمهور، شهید بهشتى، شهید مطهرى و جمعى دیگر به کرج رفتند. در برگشتن به وضع ماشین ها و پاسدارها و ساختمان نوساز باغى که در آنجا مهمان بودند، معترض بودن…
4 يونيو 1983
تا ساعت نه و نیم صبح در منزل مطالعه مى کردم و گزارش ها را مى دیدم. نمایندگان و کارکنان مجلس با امام ملاقات داشتند. قبل از انجام ملاقات عمومى به زیارت امام رفتم. امام از تعریف هاى دیروز من در نمازجمعه از ایشان، با شیرینى گله کردند و گفتند که…
3 يونيو 1983
تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه و استراحت مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه تلفن کرد؛ نتیجه مذاکرات را به ایشان گفتم؛ سازمان مستقل و وابسته به ریاست جمهورى مى خواهد. عصر آقاى سید محمدباقر حکیم [سخ…
2 يونيو 1983
قبل از رفتن به جلسه علنى، خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. گزارش ها را مطالعه کردم. در جلسه علنى، لایحه عملیات بانکى بدون ربا مطرح بود؛ پیشرفت خوبى نداشتیم. خیلى بحث ها طولانى مى شود و چون مطلب مهم است، قابل تحمل است. ظهر آ…
1 يونيو 1983
تا بعد از ظهر، در خانه بودم و بیشتر کتاب «منتخب الاثر» را براى خطبه روز جمعه در مورد حضرت قائم(عج) مطالعه مى کردم. به نمایشگاه هفته معرفى مجلس رفتم؛ بد نیست. خود موزه جالب تر به نظرم آمد. تا ساعت شش بعد از ظهر، جلسه هیأت رییسه داشتیم. دکتر …
31 مايو 1983
قبل از جلسه علنى، دکتر[محسن] نوربخش رییس بانک مرکزى آمد و از ماده سه لایحه عملیات بانکى [بدون ربا] که در کمیسیون، تغییر فاحش کرده، ابراز نگرانى کرد. گفت دو هزار میلیارد ریال پس اندازهاى دیدارى که اکنون سود مى گیرند، با رأى کمیسیون از سود در…
30 مايو 1983
بعد از نماز، کتاب «منتخب الاثر» را براى خطبه هاى نمازجمعه- که مى خواهم درباره امام زمان (عج) صحبت کنم - مطالعه کردم. آقاى دکتر ولایتى به منزل آمد و از عتابى که دیشب، من به خاطر مخالفت شان با مسئول دفتر سیاسى شدن مهندس [میرحسین] موسوى کرده ب…
29 مايو 1983
پس از نماز، مقدارى قرآن تلاوت کردم. در گذشته از دوران کودکى، همیشه صبح ها قرآن مى خواندم. از چند سال پیش که کار نوشتن «کلید قرآن» را در زندان آغاز کردم، چون بلافاصله بعد از نماز مطالعه و فیش بردارى از قرآن را شروع مى کردم، فکر کردم، نیازى ب…
28 مايو 1983
تا ساعت نه و نیم صبح در منزل مطالعه مى کردم و مى نوشتم. پیامى براى سمینار انجمن هاى اسلامى دانشجویان هند نوشتم. به زیارت امام رفتم. دیر رسیدم؛ امام صحبت را شروع کرده بودند. نزدیک در حسینیه جماران در میان دیگران نشستم، ولى فیلمبرداران و عکاس…
27 مايو 1983
پیش از ظهر، احمدآقا آمد. نظرش این بود که با پیشنهاد عراق مبنى بر قرارداد بستن در مورد نزدن شهرهاى غیرنظامى با نظارت سازمان هاى بین المللى، موافقت نماییم و این حربه را از عراق بگیریم. از جواب رد وزارت خارجه ناراحت بود؛ من هم با نظر ایشان موا…
26 مايو 1983
صبح زود به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم؛ درباره مسأله توزیع [کالا] و اختلافات شدیدى که در این رابطه و عوامل گرانى در دولت و مجلس و سطح جامعه وجود دارد، بحث کردیم. قرار شد دو طرف اختلاف در دولت را با حضور خودمان، به مذاکره بنشانیم؛ به نخست وزیر…
25 مايو 1983
تمام روز در خانه ماندم. مطالعه و یادداشت، بیشتر وقتم را گرفت. استخر را تمیز و آب کردم. [آیت الله]آقاى خامنه اى تلفنى خواستند که براى شرکت در سمینار ائمه جمعه استان تهران به دفتر ایشان بروم، چون پاسدارها را مرخص کرده بودم، کار مشکلى بود؛ نرف…
24 مايو 1983
تا شروع کار مجلس، در دفترم کارهاى عقب مانده را انجام دادم. سخنان امام و محکوم کردن تندروى ها، در نطق هاى [پیش از دستور] نمایندگان - که مایه تضعیف دولت است- اثر عمیقى بر مجلس گذاشته است. امام این گونه اظهارات را که دستاوردهاى انقلاب را زیر س…
23 مايو 1983
تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه بودم. مطالعه و استراحت مى کردم. به خاطر گل آلود شدن آب سد کرج، در اثر سیل هاى اخیر، آب قطع شده است. احمدآقا تلفن کرد و خواست که مطالب امام را من در صحبت هایم تعقیب کنم. آقاى [سیدحسین] موسوى[تبریزى] دادستان [کل]…
22 مايو 1983
صبح زود به مجلس رفتم. صبحانه را در مجلس خوردم و گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، لایحه [تعیین وظایف و تشکیلات] شوراى امنیت [کشور] مطرح بود. شوراى نگهبان، شوراها و مجمع عمومى هاى تصمیم گیرنده را قبول ندارد؛ چون فرد مسئول در مقابل مجلس ندارد…