خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 14:43کد خبر26505

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. عصر هم به مطالعه و نوشتن خاطرات سه روز گذشته پرداختم. مقدارى هم با استخر و باغچه ور رفتم. عصر آقاى فقیهى آمد و از دادستان انقلاب گرگان که کارخانه اى را بدون مجوز شرعى از صاحبش

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم.  عصر هم به مطالعه و نوشتن خاطرات سه روز گذشته پرداختم. مقدارى هم با استخر و باغچه ور رفتم. عصر آقاى فقیهى آمد و از دادستان انقلاب گرگان که کارخانه اى را بدون مجوز شرعى از صاحبش گرفته و به بنیاد مستضعفان داده است، شکایت داشت؛ اسنادى هم ارایه داد. شب در منزل آقاى [محمدرضا] توسلى [محلاتى] مهمان بودیم. آقایان[آیت الله] [خامنه اى] رییس جمهور، احمدآقا و [عباس واعظ] طبسى [تولیت آستان قدس رضوى] هم بودند. فرصتى شد، به کارها هم رسیدیم. از [آیت الله] آقاى خامنه اى خواستم که در ماه رمضان بیشتر به نمازجمعه بروند؛ ایشان به خاطر نقاهت و ضعف، کمتر این مسئولیت را مى پذیرند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا