خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 14:15کد خبر26494

بعد از نماز، کتاب «منتخب الاثر» را براى خطبه هاى نمازجمعه- که مى خواهم درباره امام زمان (عج) صحبت کنم - مطالعه کردم. آقاى دکتر ولایتى به منزل آمد و از عتابى که دیشب، من به خاطر مخالفت شان با مسئول دفتر سیاسى شدن مهندس [میرحسین] موسوى کرده بودم، گله داشت؛

بعد از نماز، کتاب «منتخب الاثر» را براى خطبه هاى نمازجمعه- که مى خواهم درباره امام زمان (عج) صحبت کنم - مطالعه کردم. آقاى دکتر ولایتى به منزل آمد و از عتابى که دیشب، من به خاطر مخالفت شان با مسئول دفتر سیاسى شدن مهندس [میرحسین] موسوى کرده بودم، گله داشت؛ آنها را متهم کرده بودم که رأى باندى و گروهى مى دهند. به ایشان گفتم، این حرف به هر دو طرف بود. آنها به خودشان گرفتند و من از این وضع گروه بندى در حزب نگرانم و این عتاب جدى و ادامه دار است.[آیت الله] آقاى خامنه اى تلفنى، وقتى براى آمدن دکتر فیزیوتراپیست خودشان، براى معاینه من که کمرم درد دارد، تعیین کردند.

عصر دکتر ولایتى، تلفنى به من پیشنهاد کرد که خالد فهوم رییس مجلس فلسطین را به کشور دعوت کنم؛ چون وزارت خارجه، مصلحت مى داند که در این مقطع ما به فلسطین و سوریه توجه کنیم. گفتم باید فکر و مشورت کنم. گفت عربستان ویزاى کارگزاران حج را که مى خواهند براى تهیه منزل و تدارکات بروند، به تأخیر مى اندازد. لازم است که آقاى [محمد] خاتمى وزیر ارشاد [اسلامى] به عربستان برود و ایشان تردید دارند. من با آقاى خاتمى صحبت کردم؛ قرار شد، مقدمات سفر را تهیه کنند و قبل از سفر، جلسه مشورتى با سران قوه ها داشته باشند. اول شب، والده و همشیره ها آمدند. عفت و فائزه، مهمان نوه امام بودند. شام موجود را که داشتیم، با مهمان ها خوردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا