خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 14:46کد خبر26507

پدر شهیدى از کرج آمد و مبلغ 160 هزار تومان پولى که ارتش به خانواده شهدا مى دهد، براى خرج جنگ پس داد. آقایان [اسماعیل] فردوسى پور و [محمد اسماعیل] شوشترى که به آلمان، براى شرکت در سمینار اتحادیه دانشجویان اسلامى رفته بودند، آمدند و گزارشى دادند و از فشار

پدر شهیدى از کرج آمد و مبلغ 160 هزار تومان پولى که ارتش به خانواده شهدا مى دهد، براى خرج جنگ پس داد. آقایان [اسماعیل] فردوسى پور و [محمد اسماعیل] شوشترى که به آلمان، براى شرکت در سمینار اتحادیه دانشجویان اسلامى رفته بودند، آمدند و گزارشى دادند و از فشار دولت آلمان بر دانشجویان مسلمان ایرانى گفتند و از لزوم کمک به مسجد ترک ها در هانوفر آلمان - که من قبلاً قول داده ام و آقاى ساداتیان صد هزار مارک داده بود- به وزارت خارجه گفتم، بپردازد.

آقایان محسن رضایى و رحیم صفوى آمدند و از اینکه وظایف سپاه، مبهم است و مایه دلسردى، گفتند. آقاى صفوى که از لبنان آمده بود، از وضع ارتش سوریه در لبنان در مقابل اسراییل و بچه هاى حزب الله گفت. نمایندگان خوزستان آمدند و از امام جمعه اهواز و بعضى گروه هاى محلى گله داشتند. قرار شد رسیدگى شود. عصر دکتر موسوى طبیب آیت الله بروجردى آمد و براى بقاى دخترش در وزارت خارجه، کمک مى خواست. معاون وزارت کشور و آقاى نواب که عضو گروه رسیدگى به اختلافات مسئولانند، آمدند و گزارش ملاقات شان با امام و موافقت امام را دادند؛ قرار است به اضافه نماینده دفتر امام، درباره اختلافات، نظر بدهند. عصر جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم. آقایان [محمد] مؤمن و [احمد] جنتى و [محمدمهدى] ربانى [املشى] و من، به عنوان اعضاى شوراى فقهاى حزب انتخاب شدیم. آخر شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا