خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 14:46کد خبر26515

بعد از نماز صبح، نخوابیدم. مقدارى از خاطرات مربوط به روزهاى عزل آقاى بنى صدر و انفجار در دفتر مرکزى حزب جمهورى [اسلامى] را خواندم؛ براى نوشتن مقاله اى که در دست دارم. بعد از اخبار ساعت هفت، خوابیدم. از نخست وزیرى اطلاع دادند که دیشب مأموران عراقى در تهران،

بعد از نماز صبح، نخوابیدم. مقدارى از خاطرات مربوط به روزهاى عزل آقاى بنى صدر و انفجار در دفتر مرکزى حزب جمهورى [اسلامى] را خواندم؛ براى نوشتن مقاله اى که در دست دارم. بعد از اخبار ساعت هفت، خوابیدم. از نخست وزیرى اطلاع دادند که دیشب مأموران عراقى در تهران، به جان دو نفر از اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، سوء قصد کرده اند. یک مورد کار ناموفق و مورد دیگر آقاى خالصى مجروح و دو نفر ضارب دستگیر شده اند. تأکید کردم، خوب تحقیق کنند؛ لابد شبکه اى دارند.

آقاى [میرحسین موسوى] نخست وزیر گفت ژاپنى ها آمده اند و درباره ادامه کار ساختمان پتروشیمى مذاکره مى کنند. آقاى غرضى وزیر نفت، از اینکه اعضاى کمیسیون نفت [مجلس] به خاطر شکایت آقاى ابراهیمى آنها را تحت سئوال قرار داده اند، دستش مى لرزد. نزدیک ظهر احمدآقا آمد. راجع به فرماندهى سپاه و نمایندگى امام در سپاه و مشکل گرانى صحبت کردیم. مقدارى از وقت، صرف خواندن گزارش ها شد.

ساعت سه بعد از ظهر براى شرکت در کمیسیون آیین نامه به مجلس رفتم. از روابط عمومى [مجلس] براى کارهاى مربوطه به مشورت آمدند. به آنها توصیه کردم، از بزرگ کردن نقش رییس مجلس، خوددارى کنند. افطار را به دفتر ریاست جمهورى رفتیم؛ با حضور بخشى از اعضاى دولت درباره علل گرانى و راه هاى مبارزه با آن بحث شد؛ ناتمام ماند و قرار شد جلسات تا حصول نتیجه ادامه داشته باشد. ساعت دوازده شب به مجلس برگشتم. کمى خوابیدم و براى سحرى خوردن بیدار شدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا