خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 14:46کد خبر26508

ساعت دو بعد از خواب مختصرى، براى سحرى خوردن بیدار شدیم. مهدى از غذاى موجود راضى نبود و حاضرى خورد. یاسر هم منزل دایى اش بود. بعد از نماز تا ساعت هفت صبح خوابیدم و سپس به مطالعه گزارش ها پرداختم. عصر به مجلس رفتم. کمیسیون آیین نامه و جلسه نمایندگان حزبى که

ساعت دو بعد از خواب مختصرى، براى سحرى خوردن بیدار شدیم. مهدى از غذاى موجود راضى نبود و حاضرى خورد. یاسر هم منزل دایى اش بود.

بعد از نماز تا ساعت هفت صبح خوابیدم و سپس به مطالعه گزارش ها پرداختم. عصر به مجلس رفتم. کمیسیون آیین نامه و جلسه نمایندگان حزبى که قرار بود در آنها شرکت کنم، تشکیل نشد. با خستگى به مطالعه گزارش ها پرداختم.

[آقاى صلاح زواوى] سفیر فلسطین به ملاقاتم آمد؛ نگران وضع فلسطینی ها است. از کشورهاى عرب که آنها را به محافظه کارى کشیده اند، مأیوس شده اند. در لبنان و جاهاى دیگر ازجمله اردن، تحت فشارند. اصرار داشت که جمهورى اسلامى به کمک شان بشتابد و آنها را از مشکلات نجات دهد. اختلافات داخلى، مشکل مهم آنها است. مى خواست که آقاى رییس جمهور به نامه [یاسر] عرفات [رهبر ساف] جواب بدهد؛ یا هیأتى به آنجا بفرستیم و یاسر عرفات را دعوت کنیم. گفتم، دعوت [یاسر] عرفات، قبل از تغییر موضع رسمى، مشکل است. مشکلات ادارى هم در داخل ایران دارند.

براى افطار، جمعى از وزرا و رییس جمهور، براى ادامه بحث درباره اختلافات وزرا، در مجلس مهمان بودند. تا ساعت یازده شب بحث داشتیم؛ درباره برنج و کنترل قیمت، تصمیماتى اتخاذ شد. درباره حق دولت در دادن هرگونه لایحه و تصویب آیین نامه نیز تصمیم گرفتیم. عفت و بچه ها به مجلس آمدند و شب ماندند. سحر از همان غذاى افطار خوردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا