بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت صبح به جلسه علنى رفتم. قبل از رسیدن من، آقاى یزدى جلسه را آغاز کرده بود. چند لایحه تصویب شد. چند سئوال انجام گردید. ظهر آقاى [بهرام] تاج گردون [نماینده گچساران] به اتفاق آقاى نورى بروجردى از هیأت پیگیرى فرمان [هشت ماده
بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت صبح به جلسه علنى رفتم. قبل از رسیدن من، آقاى یزدى جلسه را آغاز کرده بود. چند لایحه تصویب شد. چند سئوال انجام گردید. ظهر آقاى [بهرام] تاج گردون [نماینده گچساران] به اتفاق آقاى نورى بروجردى از هیأت پیگیرى فرمان [هشت ماده اى] امام در کهکیلویه [و بویراحمد] آمد و از عدم اجراى تصمیمات هیأت و آقاى قائمى گله داشت. [آقاى على طاهرى] نماینده ایذه هم از مشکلات ایذه و ضعف روحانیت آنجا گفت. [آقاى على]آقا محمدى نماینده همدان هم راجع به حزب [جمهورى اسلامى] و نمایندگان و حرکت هاى سیاسى کارى بعضى از نمایندگان گفت. آقایان [قربانعلى] درى [نجف آبادى] و [على] موحدى ساوجى از جلسه اى با حضور حدود سى نفر از نمایندگان - که احتمالاً خط خاصى را دنبال مى کنند- اطلاع دادند که آثارش هم در مجلس مشهود است؛ تحت عنوان حل مشکل ها.
عصر از روزنامه صبح آزادگان آمدند و کمک مى خواستند. آقاى بشارتى از جهاد قم آمد و از عزل خودش و از نماینده امام در جهاد شکایت داشت. آقایان فرح بخش و وزیرى از شرکت نفت آمدند و از آقاى غرضى [وزیر نفت] به خاطر سختگیرى ها، شکایت داشتند؛ گفتم نمونه مشخص بیاورند. آقاى مهندس [رجبعلى] طاهرى [نماینده کازرون] آمد و راجع به کیفیت اداره واحد حزبى مجلس، مشورت کرد.
عده اى از روحانیون افغانى آمدند و گزارشى از وضع شیعه در هزاره جات افغانستان - که به ادعاى آنها بیش از چهار میلیون نفر هستند و تحت عنوان شوراى اتفاق، منطقه مستقلى دارند و تابع امامند - دادند. از آقاى سید مهدى هاشمى به خاطر حمایت از گروه هاى معارض، در مقابل آنها، شکایت داشتند. قرار شد با دکتر ولایتى [وزیر امورخارجه] صحبت شود. آقاى [محمدعلى] هادى [نجف آبادى] آمد و راجع به آقاى [محمدحسین] حکیم که از ترکیه - بى اجازه - به ایران آمده است و مى خواهد پیامى به آقاى سید محمدباقر حکیم [سخنگوى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق] بدهد و در هتل تحت نظر است، صحبت کرد. معتقد بود، بهتر است او را به خانه اى منتقل کنیم و تحت الحفظ باشند. با [آیت الله] آقاى خامنه اى تلفنى صحبت شد؛ قرار شد همان جا مراقبت نمایند. آخر شب آقاى هادى تلفنى اطلاع داد که [آقاى محمدحسین حکیم] گفته بعثی ها در زندان، در مقابل چشمش چند نفر از علماى آل حکیم را تیرباران کرده اند و گفته اند برو به ایران و این را به سید محمدباقر بگو. تهدید کرده اند که اگر برنگردد، فرزندانش را خواهند کشت؛ قرار شد فردا با امام صحبت شود و تصمیم گیرى نماییم. خیلى خسته بودم. زودتر خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام