تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه و استراحت مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه تلفن کرد؛ نتیجه مذاکرات را به ایشان گفتم؛ سازمان مستقل و وابسته به ریاست جمهورى مى خواهد. عصر آقاى سید محمدباقر حکیم [سخنگوى
تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه مطالعه و استراحت مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه تلفن کرد؛ نتیجه مذاکرات را به ایشان گفتم؛ سازمان مستقل و وابسته به ریاست جمهورى مى خواهد.
عصر آقاى سید محمدباقر حکیم [سخنگوى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق] به منزل آمد و اطلاع داد آقاى سید محمدحسین حکیم که بازداشت بوده، به استامبول ترکیه رفته و از آنجا تلفنى تماس گرفته و مى خواهد براى مذاکره با ایشان به ایران بیاید. با من مشورت مى کرد که بپذیریم یا خیر. احتمال این است که پیام تهدید صدام را براى ایشان بیاورد و شاید چیز دیگرى مطرح باشد. گفتم، فردا با مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق مشورت کند و من هم فردا با وزارت خارجه مشورت کنم و سپس تصمیم بگیریم. گفتند که خبر آزادى پنج نفر از سران خانواده آقاى حکیم صحت نداشته است. درباره علت و اهداف ورود ترکیه به عراق هم مذاکره کردیم؛ ایشان هم نظر روشنى نداشت؛ بیشتر به خرابى وضع داخلى عراق و نگرانى از آینده و حفظ لوله هاى نفت مربوط مى دانست.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام