روزنوشت‌های سال ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۴

به خاطر مسایل جبهه والفجر نه ناراحت بودم. ارتش عقب نشسته است. احمدآقا آمد. درباره جنگ و ارتش صحبت شد و گفت دختر مرحوم آشیخ مرتضى حایرى، در جلسه ختم پدرش در منزل علیه امام صحبت کرده و خانواده هاى شهدا، فرداى آن روز به منزل شان رفته و آنها را مورد ملامت قرار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۴

در منزل بودم. ظهر آقاى محسن رضایى آمد. درباره جنگ بحث کردیم. وضع جبهه فاو بد نیست، ولى در غرب خوب نیست. ضعیف دفاع مى کنند. شب گزارش ها را خواندم. باز هم عراق به دروغ ادعاى پیشرفت در جبهه فاو کرده و حتى مردم را در بغداد براى شکرگزارى از پیروزی هایش به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۴

به مجلس رفتم. در گزارش ها موضوع گروگان هاى فرانسه و فشار بر فرانسه به خاطر تحویل دو عراقى مجاهد به عراق و شکست و افتضاح فرانسه مسأله مهمى است. پیش از شروع جلسه، نمایندگان را به خاطر بى نظمى و تأخیر ملامت کردم. سالگرد وفات آیت الله کاشانى را گرامى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۴

تا بعد از ظهر در منزل بودم. خاطرات را نوشتم. با مسئولان جنگ درباره امور جنگ صحبت کردم. آقاى وحیدى تلفن کرد و گفت اریک رولو فرانسوى براى پیگیرى مسأله گروگان هاى فرانسوى بدون ویزا وارد فرودگاه [مهرآباد] تهران شده و پیشنهاد کرد که در همان فرودگاه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۴

بحث بودجه بالاخره تمام شد و اصلاحیه بودجه سال گذشته مطرح شد. بعضى ها معتقدند که متمم است، نه اصلاحیه. در تنفس مراجعات زیادى داشتم. ظهر نماینده هاى صنف فرش آمدند و براى کارهاى صادرات فرش استمداد کردند. آقاى میرزایى نماینده فلاورجان آمد. از فعالیت ها و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۴

به مجلس رفتم. تا ساعت ده صبح در جلسه علنى ماندم. از جبهه اطلاع دادند عراقى ها نیروهاى تکاور را خیلى نامنظم از خور عبدالله در میدان نبرد، در تیررس تیربارهاى ما پیاده کرده اند که قبل از هر اقدامى نابوده شده اند. دو هواپیماى عراقى هم سرنگون شده است. از تعطیل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۴

به مجلس رفتم، ولى در جلسه علنى شرکت نکردم. براى کارهاى دیگر در دفترم ماندم. چون همه ارگان ها توقع دارند که از اضافه شدن اعتبارشان در بودجه حمایت کنم و با نبودن در جلسه، مقدارى از مشکل حل مى شود. وزیر دارایى آمد و گزارش سفر به یوگسلاوى را داد. معتقد است

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۴

تا ده صبح در جلسه مجلس بودم. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى موحدى، امام جمعه اسلام آباد غرب آمد. از حذف نیروهاى هم خطش توسط خط مقابل - که با نصب امام جمعه جدید باختران قدرت گرفته اند - گله داشت. آقاى مهدوى نماینده گناباد آمد و از نیازهاى منطقه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۴

از جبهه اطلاع گرفتم. گفتند پاتک دیشب دشمن ضعیف بوده و شکست خورده. باران هم کار را به نفع ما کرده است. کمى استراحت و رفع خستگى کردم. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه براى کارهاى بنیاد تدوین تاریخ آمد. آقاى افشار براى طرح هاى سپاه در جهت اعزام نیرو به جبهه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۴

در جلسه علنى مجلس، بحث بودجه ادامه یافت. از افزایش بودجه آموزش و پرورش، صداوسیما، دادگسترى و سازمان تبلیغات اسلامى حمایت کردم؛ افزایش یافت. قبل از دستور فوت آیت الله حاج شیخ مرتضى حایرى را تسلیت گفتم. پیش از ظهر دکتر روحانى آمد. درباره سیاست خارجى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۴

کار بررسى لایحه بودجه سال 65 ادامه داشت. پیش از ظهر و ظهر در دفترم ملاقات هایى در مورد کار جنگ داشتم. دیشب دشمن در جاده ام القصر حمله کرده و شکست خورده است. عصر هیأت رییسه مجلس جلسه داشت. گزارش کمیسیون ویژه بیانیه الجزایر آماده شده. سیاسى تهیه شده و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۴

تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. به دفترم آمدم. آقاى روحانى آمد و خواستار گرفتن وسایل هاگ از آمریکایى ها در مقابل گروگان ها شد؛ به کنگرلو گفتم. ظهر آقاى اعلمى، قاضى و امام جمعه اشتهارد آمد. پول و طلا براى جبهه آورد. آقاى ناصرى آمد. پیشنهاد سپاه زنجان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۴

اول وقت به مجلس رفتم. نصف جلسه علنى را ماندم. ظهر نمایندگان استان هاى جنگ زده آمدند. خواستار کمک براى بالا رفتن بودجه مهاجران جنگ زده بودند. عصر با [آقاى هانس اشترکن] دبیرکل اتحادیه بین المجالس و رییس کمیسیون خارجه مجلس آلمان ملاقات داشتم. تقاضاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۴

در جلسه علنى تا ساعت نه ونیم صبح ماندم. به خاطر بى انضباطى یکى دو نفر از نمایندگان اوقات تلخى کردم. پیش از ظهر ستاد قرارگاه خاتم الانبیا جلسه داشت. درباره عملیات والفجر نه و ادامه آن بحث کردیم و تصمیماتى اتخاذ شد. از جنوب هم اطلاع دادند، دشمن تحرکى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۴

صبح زود به مجلس رفتم. از جبهه ها خبر گرفتم، مسأله مهمى نداشتند. در جلسه علنى شرکت کردم. تا ساعت ده در جلسه بودم. عصر سفیر سوریه آمد و خواست که نفت به آنها بدهیم و در مورد اقساط عقب افتاده سخت نگیریم. از مشکلات اقتصادی شان گفت. به خاطر خلاف وعده سران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۴

از جبهه خبر دادند که در جبهه شمال پیشرفت داشته ایم. در جنوب پاتک دشمن و نفوذ دشمن در خطوط ما رفع شده و دو هواپیماى دشمن ساقط شده و سایت موشک هاگ آسیب دیده است. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. عصر عفت براى شرکت در جشن تولد مونا [دختر فائزه] به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۴

صبح زود برادر محسن کنگرلو، تلفنى اطلاع داد که امروز یک محموله موشک تاو از طرف آمریکایى ها مى رسد، براى اینکه ما براى آزادى گروگان هایشان در لبنان اقدام کنیم. گفتم به سپاه تحویل دهند. با توجه به تأثیرى که این موشک ها در جنگ زمینى و زدن تانک ها دارد،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۴

به مجلس رفتم، ولى براى پرداختن به امور جنگ در جلسه علنى شرکت نکردم. آقاى یزدى جلسه را اداره کرد. در جنوب - در جبهه فاو - دشمن به طور کلى حرکتى نداشت. دیشب در درگیرى ضربه خورده است. در جبهه شمال، نیروهاى ما به پیشرفت و تحکیم مواضع مى پرداختند. دشمن عکس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۴

صبح زود آقاى [محسن] رفیق دوست، تلفنى اطلاع داد که دیشب در شرق سلیمانیه [عراق] عملیات [والفجر نه] انجام شده و پیشرفت خوبى داشته ایم و در فاو باران مى بارد و تحرک مهمى نخواهد بود. به مجلس رفتم. قبل از جلسه خبر را به نماینده ها دادم؛ خوشحال شدند. قبل از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۴

کمى کسالت داشتم. در جلسه علنى شرکت کردم. پیش از شروع جلسه چند کلمه اى درباره استحکام وضع ما در فاو و تکذیب تبلیغات عراق حرف زدم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. ظهر آقاى طهماسبى از اصفهان آمد. از من تصفیه حساب خواست، براى اینکه اموالش را نگیرند. گویا به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۴

به مجلس رفتم. لایحه بودجه سالانه در دستور است. پیش از ظهر سرهنگ هاشمى از غرب کشور آمد. برنامه عملیات آینده را گفت. عصر وابستگان نظامى [جمهورى اسلامى] در خارج از کشور آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم. شب در دفترم ماندم. از جبهه اطلاع دادند که چند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۴

صبح زود به مجلس رفتم. نمایندگان در عزاى شهداى سقوط هواپیما گریه مى کردند. جلسه رسمى تشکیل دادیم. درباره فاجعه صحبت کردم. شور دوم لایحه بودجه شروع شد، ولى نمایندگان آماده شرکت در بحث نبودند. براى شرکت در مراسم تشییع جنازه تنفس دادیم. جمعیت زیادى مقابل مجلس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۴

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل بودم. آقاى مهدوى کنى تلفنى خواست که تشییع جنازه شهداى هواپیماى ساقط شده دیروز، به فردا بیفتد. قرار بود امروز بعد از نمازجمعه تشییع شوند. قبول کردم. تلفنى به احمدآقا گفتم از امام بپرسد که آیا با شرکت ما در شوراى امنیت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۴

با اینکه در مجلس بودم، به خاطر کارهاى جنگ به جلسه علنى نرفتم. کلیات بودجه سال 65 مطرح بود و نخست وزیر با تندى جواب مخالفان را داد که کمى هم شلوغ شد. تا ساعت ده صبح در دفترم کار کردم. ساعت ده جلسه ستاد قرارگاه داشتیم. راجع به عملیات آینده مذاکره کردیم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۴

صبح زود به مجلس رفتم، ولى در جلسه علنى خیلى نماندم و براى تمشیت امور جنگ به دفترم آمدم. در بحث هاى نمایندگان مخالف و موافق، موقعى که آقاى موسویانى نماینده تهران گفت که مدیریت کشور با ماستمالى امور را اداره مى کنند و چنین نسبتى را به من هم داد، نمایندگان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۴

ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رفتم. به خاطر جنگ، بیشتر در دفترم ماندم. خبرهاى جبهه مى گفت که عراق در محور جاده ام القصر - فاو دست به حمله زده و دو سه کیلومتر پیش آمده، ولى شب دوباره آنها را عقب زده ایم. ظهر چند ملاقات انجام دادم. عصر در جلسه نمایندگان شرکت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۴

ساعت هشت صبح به زیارت امام رفتم. گزارش پیروزی هاى عملیات والفجر هشت را دادم و در مورد آینده جنگ چهار فرض و چهار راه مطرح کردم. 1- ادامه جنگ تا سقوط [حزب] بعث عراق و تشکیل حکومت مردمى 2- پذیرش سقوط صدام با حفظ بعث و گرفتن خسارات 3- پذیرش سقوط صدام با آمدن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۴

امروز زود به مجلس رفتم. گزارش جبهه را گرفتم. از دیشب حمله اى در جنوب کارخانه نمک شروع کرده ایم. در جلسه علنى پیش از دستور درباره جنگ صحبت کردم. جلسه را به آقاى [محمد] یزدى سپردم و براى تمشیت امور جنگ به دفترم آمدم. جنگ به شدت ادامه دارد. تفوق از ما است.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۴

بعد از نماز صبح، تلکس ها را خواندم. دنیا ناچار به پیروزى ما در جنگ اعتراف مى کنند، اما در هدف و آثار این پیروزى و خود آن به بحث مى پردازند. دیشب در جبهه تحرکى نبوده، به امشب انداخته ایم و دشمن هم تحرکى نداشته است. پیش از ظهر با دکتر [حسن] روحانى براى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۴

صبح زود خبر رسید که دیشب بخشى از نیروهاى لشکر گارد رییس جمهورى عراق منهدم و بخشى نیز از محاصره ما در رفته اند و نیروهاى ما در نقطه قابل دفاعى موفق به زدن خاکریز شده اند. خیال مان راحت شد و دوازدهمین اطلاعیه قرارگاه خاتم را دادیم. به آیت الله خامنه اى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۴

ساعت یک بامداد با زنگ تلفن آقاى [على] شمخانى بیدار شدم. اطلاع داد که نیروهاى سپاه، اسکله الامیه را گرفته اند. ولى صبح معلوم شد اشتباه بوده و [آنجا را] نگرفته اند. مدتى طولانى خواب نرفتم و لذا امروز معمولاً خسته و کسل بودم. از دیشب نیروهاى ما حمله اى را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۴

به علت کم خوابى در دو شب گذشته، خوب خوابیدم. صبح که بیدار شدم، دیدم آقاى دکتر روحانى از منطقه برگشته بود. گزارش کاملى از وضع نیروها و نیازها و برنامه ها آورد. مشکل زدن پل روى اروندرود هنوز حل نشده و انتقال وسایل سنگین با دشوارى انجام مى شود. از خط مقدم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۴

ساعت چهار صبح با صداى توپ هاى ضدهوایى اهواز از خواب بیدار شدم و دیگر نخوابیدم و به نوشتن اطلاعیه ها و گرفتن اخبار میدان جنگ پرداختم. اطلاع رسید که قرارگاه نجف، دیشب نیروهاى خود را از جزیره ام الرصاص عقب کشیده، ولى آقاى [محسن] رضایى از این خبر اظهار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۴

اول طلوع فجر از خواب بلند شدم. بعد از نماز صبح به تعقیب اخبار عملیات پرداختم. معلوم شد نیروى زمینى [ارتش] کارى از پیش نبرده و با دادن تعدادى تلفات عقب نشینى کرده است. قرارگاه نجف سپاه، جزیره ام الرصاص را تصرف کرده و قرارگاه خاتم یک با قدرت از اروند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۴

بعد از دو سه روز کسالت، امروز احساس سلامت مى کنم. قرار است بعد از غروب براى عملیات به جنوب بروم. مى تواند این حمله سرنوشت ساز باشد؛ هم در جنگ و هم در سیاست و هم در اقتصاد و بخصوص قیمت نفت. امکانات زیادى براى این حمله تهیه شده و خرج زیادى شده و نیروهاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۴

در منزل بودم. کمى هم تب دارم. قرار بود عصر به خوزستان بروم. از قرارگاه خواستند که [سفر را] به خاطر حفاظت اطلاعات به تأخیر بیندازم. حاج احمدآقا آمد و راجع به جنگ و مسایل جارى صحبت شد. آقازاده وزیر نفت آمد. گزارش سفر به لیبى را داد و برنامه همکارى با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۴

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل بودم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. درباره جنگ و حاکمیت اسلام صحبت کردم. در گزارش ها مطلب مهمى نداشتیم. اول شب آقاى توکلى[بینا] آمد. قرار است مسئول عمران جزیره کیش شود. براى مشورت در امور آمده بود. همشیره صدیقه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۴

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. آقاى دین پرور آمد و براى شرکت در کنگره سید رضى دعوت کرد. از وضع فرزندش پرسیدم، گفت که خوب است. آقاى صانعى پور رییس کل گمرک ایران آمد. گفت گمرک مى تواند منبع درآمدهاى بیشترى براى کشور باشد و صفحه 401 بودجه و حمایت بیشتر براى کار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۴

اول وقت آقاى صیاد [شیرازى] آمد. مقدارى از مشکلات عملیات گفت و احکام را براى امضا آورد. دلیلى براى این سفر و این ملاقات ندیدم، آن هم در شرایطى که وجود ایشان در جبهه لازم است. گرچه به نظر مى رسد تصمیم جدى بر عمل دارد، ولى این حرکت اخیر برایم قابل فهم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۴

در جلسه علنى مجلس، شور اول آزادى خرید و فروش اتومبیل ها با اکثریت قوى تصویب شد. دولت محدودیت هاى زیادى ایجاد کرده بود. بعد از تنفس به دفترم آمدم. دکتر روحانى از جبهه اطلاع داد که آقاى صیاد [شیرازى] آنجا نیست و نیاز به او داریم. بنا شد تذکر دهم. او به

ادامه مطلب

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا