خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:44کد خبر27594

صبح زود به مجلس رفتم. از جبهه ها خبر گرفتم، مسأله مهمى نداشتند. در جلسه علنى شرکت کردم. تا ساعت ده در جلسه بودم. عصر سفیر سوریه آمد و خواست که نفت به آنها بدهیم و در مورد اقساط عقب افتاده سخت نگیریم. از مشکلات اقتصادی شان گفت. به خاطر خلاف وعده سران

صبح زود به مجلس رفتم. از جبهه ها خبر گرفتم، مسأله مهمى نداشتند. در جلسه علنى شرکت کردم. تا ساعت ده در جلسه بودم. عصر سفیر سوریه آمد و خواست که نفت به آنها بدهیم و در مورد اقساط عقب افتاده سخت نگیریم. از مشکلات اقتصادی شان گفت. به خاطر خلاف وعده سران سوریه در مورد دادن موشک ها، حرف ها خیلى مؤثر نیست.

آقاى کنگرلو آمد و گزارش مذاکره با آمریکایى ها را داد. اطلاعات چندان مهمى نداده بودند و خواستار آمدن به ایران - به طور سرى - براى بررسى نیازهاى جنگى ما بودند. گفتم اگر مى خواهند ما در لبنان براى آزادى گروگان هایشان کمک کنیم، باید 100 موشک فونیکس بدهند.

از وزارت خارجه آمدند. از هیأت پارلمانى که به دعوت وزارت ارشاد براى بررسى مسایل فیمابین مأموران وزارت خارجه و مأموران ارشاد در خارج به کشورهاى آسیایى رفته بودند، به خاطر یک طرفه عمل کردن گله داشتند. شب به خانه آمدم. دکتر [حسن] روحانى آمد و گزارش وضع جبهه هاى جنوب و غرب را داد. شب جمعى از بستگان آمدند. دیروقت شام خوردم و با کسالت خوابیدم. دو سه روز است سرماخوردگى دارم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا