خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:47کد خبر27608

به خاطر مسایل جبهه والفجر نه ناراحت بودم. ارتش عقب نشسته است. احمدآقا آمد. درباره جنگ و ارتش صحبت شد و گفت دختر مرحوم آشیخ مرتضى حایرى، در جلسه ختم پدرش در منزل علیه امام صحبت کرده و خانواده هاى شهدا، فرداى آن روز به منزل شان رفته و آنها را مورد ملامت قرار

به خاطر مسایل جبهه والفجر نه ناراحت بودم. ارتش عقب نشسته است. احمدآقا آمد. درباره جنگ و ارتش صحبت شد و گفت دختر مرحوم آشیخ مرتضى حایرى، در جلسه ختم پدرش در منزل علیه امام صحبت کرده و خانواده هاى شهدا، فرداى آن روز به منزل شان رفته و آنها را مورد ملامت قرار داده اند. به دکتر روحانى گفتم هیأتى نیرومند براى رسیدگى به مسأله عقب نشینى به غرب بفرستند. به صیاد و رضایى گفتم با سرعت باید [مواضع را] پس بگیرند. عراقى ها سروصدا راه انداخته اند.

عصر خانواده دکتر واعظى آمدند و راجع به اختلافات خطى نگران بودند. گیتى امین آمد و از گرفته شدن اموالش تحت عنوان بند(ب) نگران بود. آقاى [محسن] کنگرلو آمد و از پذیرفتن آمریکایى ها در خصوص تحویل قطعات [موشک] هاگ در مقابل کمک به آزادى گروگان هایشان در لبنان خبر داد. آمریکایى ها اطلاع داده بودند که شوروى براى حمله به ایران آماده مى شود. حدس مى زنم دروغ است و براى تیره کردن روابط ما با شوروى است.

امروز عصر، پاتک عراقى ها در فاو به شدت سرکوب شده است. اقدس خانم [خواهر همسرم] از سوریه آمده و از پذیرایى خوب زوار توسط کاروان دارى وزارت ارشاد تعریف مى کرد. برف زیادى در این دو سه روز باریده و هنوز هم مى بارد. پیامى براى رییس پارلمان انگلستان ارسال نمودم و پیشنهاد کردم استفاده عراق از سلاح شیمیایى را محکوم کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا