خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:37کد خبر27583

ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رفتم. به خاطر جنگ، بیشتر در دفترم ماندم. خبرهاى جبهه مى گفت که عراق در محور جاده ام القصر - فاو دست به حمله زده و دو سه کیلومتر پیش آمده، ولى شب دوباره آنها را عقب زده ایم. ظهر چند ملاقات انجام دادم. عصر در جلسه نمایندگان شرکت

ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رفتم. به خاطر جنگ، بیشتر در دفترم ماندم. خبرهاى جبهه مى گفت که عراق در محور جاده ام القصر - فاو دست به حمله زده و دو سه کیلومتر پیش آمده، ولى شب دوباره آنها را عقب زده ایم. ظهر چند ملاقات انجام دادم. عصر در جلسه نمایندگان شرکت کردم و درباره جنگ مطالبى را براى نمایندگان گفتم.

شب در جلسه شوراى مرکزى [جامعه] روحانیت مبارز شرکت نمودم. بیشتر صحبت ها درباره بد اداره شدن جلسات روحانیت مبارز در دهه فجر بود. آقاى مهدوى کنى که از لندن پس از معالجه برگشته، به خاطر خستگى نیامده بود. مى خواستم ایشان را ببینم.

آقاى غیورى گزارشى از خدمات خیرخواهان در سیستان و بلوچستان داد و براى توسعه اقدامات شان و فعال شدن کارخانه نخ قالی بافى زابل و فعال تر شدن کارخانه بافت بلوچ کمک خواست. شام را مهمان آیت الله خامنه اى بودیم و دیروقت به خانه آمدم. به آقاى [فضل الله] محلاتى گفتم که سرى به جبهه ها بزند و همچنین در مورد مصدومان شیمیایى کنترلى بکنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا