ساعت نه صبح براى دیدن طرح هایى که براى مصلاى بزرگ تهران در مسابقه رسیده است، به تالار وحدت رفتم. بیش از سى طرح است. به نظرم طرح مهندسان سوریه اى از دیگران بهتر است؛ گرچه رتبه چهارم و پنجم را زده اند. به مجلس رفتم. آقاى [علیرضا] معیرى آمد. گزارش سفر به
ساعت نه صبح براى دیدن طرح هایى که براى مصلاى بزرگ تهران در مسابقه رسیده است، به تالار وحدت رفتم. بیش از سى طرح است. به نظرم طرح مهندسان سوریه اى از دیگران بهتر است؛ گرچه رتبه چهارم و پنجم را زده اند.
به مجلس رفتم. آقاى [علیرضا] معیرى آمد. گزارش سفر به سوئد براى شرکت در مراسم دفن آقاى [اولاف] پالمه نخست وزیر سوئد - که ترور شده - را داد. آقاى [محمد] کیاوش آمد. براى کارکنان در آبادان کمک خواست؛ دادم.
مقدارى از گزارش ها را خواندم. عراق سیاست زدن مراکز اقتصادى را انتخاب کرده است. دستور مقابله به مثل را تأکید کردم. آقاى سعیدالذاکرین آمد و اجازه انتقال از مجلس را خواست. قیصر آمد و گفت کتابچه بودجه را باید وزارت برنامه و بودجه چاپ کند. آنها خواسته اند که مجلس چاپ کند. چند نفر از طرفداران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى آمدند. از بازداشت خسرو تهرانى و دوستانش نگران بودند.
عصر مسئولان نواحى بسیج آمدند. براى آنها صحبت کردم. رییس سازمان انتقال خون آمد. گفت نیاز به خون داریم. قرار شد خبر را پخش کنند. شوراى عالى دفاع جلسه داشت و پس از آن مصاحبه رادیو تلویزیونى کردم. شب مهمان نخست وزیر بودیم. بحث درباره سیاست خارجى و آینده عراق بود. در مواردى به تصمیم رسیدیم و مواردى در بحث قرار گرفت.
آخر شب آقاى [محسن] رضایى، تلفنى گفت هزار عدد سکه طلا براى دادن به رزمندگان مى خواهد. قرار شد نخست وزیر بدهد. اطلاع دادند که دشمن به [کارخانه] فولاد اهواز حمله کرده است. شب به خانه آمدم. والده و همشیره که در انتظار من بودند، خوابیده بودند. احمدآقا از طرف امام اطلاع داد که پرواز هواپیماى حامل جمعى از مسئولان کشور که عازم عمره اند، اگر در آن احتمال خطر باشد، حرام است. پرواز لغو شد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام