خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:46کد خبر27597

تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. به دفترم آمدم. آقاى روحانى آمد و خواستار گرفتن وسایل هاگ از آمریکایى ها در مقابل گروگان ها شد؛ به کنگرلو گفتم. ظهر آقاى اعلمى، قاضى و امام جمعه اشتهارد آمد. پول و طلا براى جبهه آورد. آقاى ناصرى آمد. پیشنهاد سپاه زنجان

تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. به دفترم آمدم. آقاى روحانى آمد و خواستار گرفتن وسایل هاگ از آمریکایى ها در مقابل گروگان ها شد؛ به کنگرلو گفتم. ظهر آقاى اعلمى، قاضى و امام جمعه اشتهارد آمد. پول و طلا براى جبهه آورد. آقاى ناصرى آمد. پیشنهاد سپاه زنجان مبنى بر اعلان عراق آزاد در منطقه فاو را آورد. عصر تا ساعت هشت شب در دفترم کار کردم. در جلسه شوراى انقلاب فرهنگى و [جامعه] روحانیت مبارز شرکت نکردم. با جبهه تماس گرفتم. مسأله مهمى نداشتند. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا