خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:37کد خبر27578

ساعت یک بامداد با زنگ تلفن آقاى [على] شمخانى بیدار شدم. اطلاع داد که نیروهاى سپاه، اسکله الامیه را گرفته اند. ولى صبح معلوم شد اشتباه بوده و [آنجا را] نگرفته اند. مدتى طولانى خواب نرفتم و لذا امروز معمولاً خسته و کسل بودم. از دیشب نیروهاى ما حمله اى را

ساعت یک بامداد با زنگ تلفن آقاى [على] شمخانى بیدار شدم. اطلاع داد که نیروهاى سپاه، اسکله الامیه را گرفته اند. ولى صبح معلوم شد اشتباه بوده و [آنجا را] نگرفته اند. مدتى طولانى خواب نرفتم و لذا امروز معمولاً خسته و کسل بودم. از دیشب نیروهاى ما حمله اى را به عراقى ها شروع کرده اند و تا امشب ادامه دارد و چهار گردان از لشکر گارد مخصوص رییس جمهور [عراق] را به محاصره گرفته اند، ولى آنها مقاومت مى کنند.

دشمن دیروز و امروز به وسعت از اسلحه شیمیایى استفاده کرده و حدود سه هزار نفر آسیب دیده اند که 80 درصد آن سطحى است. در اهواز چند بار وضعیت قرمز اعلام شد. یک هواپیماى دشمن از بالاى ساختمان ما گذشت که بعضى ها خیال مى کنند، محل ما را نشان کرده است. قرار بود امروز به تهران بروم، ولى فرماندهان سپاه، بودن من را در اینجا به خاطر درگیرى هاى شدید اصلح دانستند. فسخ عزیمت شد.

فرمانده نیروى دریایى آمد و گزارش عدم موفقیت دیشب در تصرف اسکله هاى البکر و الامیه را داد و برنامه آینده را گفت. سایت هاگ کوثر از دیروز خاموش بود. امروز موقتاً راه افتاد و دوباره خاموش شد. امروز سه هواپیماى دشمن را زدیم و یک هواپیما از دست دادیم.

عصر براى رفع خستگى به طور ناشناس و با لباس بسیجى به خیابان هاى اهواز رفتم. یک ساعت گشتیم و جگر خریدیم و خوردیم. فرمانده نیروى زمینى با ستادش آمدند و درباره مأموریت عملیات پس گرفتن نفت شهر بحث شد. قرار شد اقدام نشود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا