کمى در جلسه علنى مجلس ماندم. [اداره جلسه را ] به آقاى کروبى سپردم و به دفترم آمدم. آخرین مصوبه مجلس در این سال، مقررات صادرات و واردات بود. براى مسئولان بسیج شهرهاى جنوبى خراسان که از جبهه آمده بودند، صحبت کردم. براى خانواده هاى شهداى آنجا از امام
کمى در جلسه علنى مجلس ماندم. [اداره جلسه را ] به آقاى کروبى سپردم و به دفترم آمدم. آخرین مصوبه مجلس در این سال، مقررات صادرات و واردات بود. براى مسئولان بسیج شهرهاى جنوبى خراسان که از جبهه آمده بودند، صحبت کردم. براى خانواده هاى شهداى آنجا از امام وقت ملاقات گرفتم.
آقاى فخرالدین حجازى که عازم پاکستان بود، براى مشورت آمد. تذکراتى درباره وضع بحث هایش در آنجا دادم. با تعویض طلاهاى رسیده براى جنگ، مقدارى سکه براى هدیه به بعضى از رزمندگان از بانک مرکزى گرفتم. آقاى دکتر روحانى آمد و درباره جنگ و مسایل جنبى آن بحث کردیم.
خبر رسید که دشمن به پالایشگاه اصفهان بمب انداخته و خسارات به بار آورده. گفتم مقابله به مثل شود. ظهر سفیرمان در چین آمد و راجع به روابط مان با چین صحبت شد. عصر آقاى صالحى نماینده اصفهان آمد. نگرانی هایى از اوضاع داشت و تذکراتى بیشتر در جهت ضعف کار دولتى ها داد.
در جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى شرکت کردم. بحث درباره دانشگاه آزاد اسلامى بود. جمعى با توسعه آن مخالفند. قرار شد فقط آن واحدهایى که شرایط اساسنامه را دارند، رسمى شوند و مدرک بدهیم. سپس در [جلسه] شوراى مرکزى روحانیت مبارز شرکت کردم. درباره مرجعیت روحانیت مبارز براى اختلافات در مساجد بحث شد. قرار شد از امام اجازه بگیریم. درباره احتمال فوت آقاى شریعتمدارى که اکنون در بیمارستان اند و مى گویند سرطان دارند، بحث شد. نظر بر این شد که اجازه [برگزارى] مراسم بدهیم.
شب به خانه آمدم. حاجیه والده و همشیره طاهره آمده بودند براى سفر به عمره. مدتى بود آنها را ندیده بودم. احوال پرسى و دیدارى به عمل آمد. آنها در روستاى بهرمان، زادگاه مان زندگى مى کنند؛ با خانه دارى و اداره امور زندگى.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام